افغانستان در تقاطع بحران‌های داخلی و بازی‌های منطقه‌ای

در هفته‌ی گذشته، تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان بار دیگر نشان داد که کشور در وضعیتی شکننده میان انزوای داخلی و رقابت‌های منطقه‌ای قرار دارد. تداوم محدودیت‌های سیاسی، نبود مشارکت واقعی شهروندان در ساختار قدرت، و فشارهای اقتصادی، هم‌زمان با تحرکات تازه بازیگران منطقه‌ای، آینده‌ی افغانستان را در هاله‌ای از ابهام نگه داشته است.
در سطح داخلی، سیاست‌های انحصارگرایانه و حذف ساختارهای پاسخ‌گو و تکیه بر خلق رعب و وحشت، عملا مردم را نسبت به سیاست بدبین ساخته و امید را نسبت به فردای بهتر گرفته است. نبود یک سامان سیاسی مبتنی بر قانون و اراده‌ی عمومی، نه‌تنها مشروعیت سیاسی را از بین برده، بلکه زمینه را برای گسترش و نهادمند کردن نارضایتی‌های خاموش در میان اقشار مختلف جامعه فراهم ساخته است. ادامه‌ی محدودیت‌ها بر آموزش، اشتغال و آزادی‌های مدنی، به‌ویژه برای زنان و جوانان، به‌عنوان یک بحران عمیق اجتماعی در حال تثبیت است.

در بعد اقتصادی، کاهش کمک‌های بین‌المللی و نبود یک سیاست اقتصادی شفاف، وضعیت معیشتی مردم را به‌طور چشمگیری وخیم‌تر کرده است. افزایش بیکاری، مهاجرت‌های گسترده، و رشد اقتصاد غیررسمی، نشان‌دهنده‌ی آن است که افغانستان به‌سوی یک اقتصاد ناپایدار و وابسته در حرکت است؛ اقتصادی که توان پاسخ‌گویی به نیازهای اولیه شهروندان را نیز از دست داده است.

در سطح منطقه‌ای، افغانستان همچنان به‌عنوان میدان رقابت منافع قدرت‌های همسایه و فرامنطقه‌ای باقی مانده است. نشست‌های دیپلماتیک اخیر و تماس‌های سیاسی میان کشورهای منطقه، بیش از آن‌که بر ثبات پایدار افغانستان متمرکز باشد، بازتاب‌دهنده‌ی تلاش برای مدیریت تهدیدها و تأمین منافع کوتاه‌مدت خود بازیگران است. در چنین شرایطی، نبود یک صدای ملی واحد و مستقل، جایگاه افغانستان را در معادلات منطقه‌ای تضعیف کرده است.
حزب شهروندان افغانستان باور دارد که عبور از وضعیت کنونی، تنها از مسیر بازگشت به اصول بنیادین حکومت‌داری ممکن است. حاکمیت قانون، مشارکت واقعی مردم، رعایت حقوق اساسی شهروندان و ایجاد یک ساختار سیاسی فراگیر فقط ضامن تأمین وضعیت مطلوب خواهد بود.
حزب شهروندان افغانستان باور دارد که هیچ ثبات پایداری در کشور بدون مشروعیت مردمی شکل نخواهد گرفت؛ هیچ توسعه‌ای بدون مشارکت برابر زنان و مردان ممکن نیست و هیچ استقلالی بدون یک سیاست خارجی متوازن و مبتنی بر منافع ملی به‌دست نخواهد آمد.
حزب شهروندان افغانستان از همه‌ی نیروهای سیاسی، نخبگان و جامعه مدنی می‌خواهد تا برای شکل‌دهی به یک گفت‌وگوی ملی واقعی و فراگیر، گام‌های عملی بردارند. آینده‌ی افغانستان نباید قربانی انحصار، حذف و یا رقابت‌های بیرونی گردد. همه میدانیم که افغانستان امروز در یک نقطه‌ی تعیین‌کننده قرار دارد. ادامه‌ی وضعیت موجود، به تعمیق بحران‌های ویرانگر خواهد انجامید؛ اما انتخاب مسیر اصلاح، مشارکت و عقلانیت سیاسی، می‌تواند روزنه‌ای به‌سوی ثبات و امید بگشاید. مسئولیت این انتخاب، بیش از هرکس متوجه خودما و کنشگران اجتماعی کشور است.

رئیس حزب شهروندان افغانستان عازم لندن شد

دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب شهروندان افغانستان، به منظور اشتراک در کنفرانس دو روزه عازم لندن گردید.

این کنفرانس با تمرکز بر تقویت همبستگی، اعتمادسازی و بررسی راهکارهای عملی برای آینده‌ای باثبات و فراگیر افغانستان، میزبان چهره‌های سیاسی، کارشناسان و نمایندگان نهادهای مختلف از کشورهای گوناگون است. حضور دکتر ارشاد در این نشست، در راستای تعهد حزب شهروندان افغانستان به گفت‌وگوهای سازنده و جستجوی راه‌حل‌های پایدار برای چالش‌های موجود صورت می‌گیرد.

حزب شهروندان افغانستان بر این باور است که بازسازی اعتماد از طریق گفتگوهای معنادار میان اقشار مختلف جامعه و ایجاد یک چارچوب مشارکتی، از عناصر اساسی برای عبور از وضعیت کنونی و حرکت به‌سوی آینده‌ای روشن می‌باشد.

خلاصه گزارش دیدگاه‌ها و مواضع حزب شهروندان افغانستان در قبال آجندای مطرح‌شده در کنفرانس، متعاقباً با مردم شریف افغانستان شریک ساخته خواهد شد

۲۳ مارچ ۲۰۲۶

دارالانشای حزب شهروندان افغانستان

سال نو، محرومیت‌های کهنه!

آغاز سال نو و هم‌زمانی آن با شروع سال تحصیلی، در بسیاری از کشورها نماد امید، بازسازی و سرمایه‌گذاری بر آینده است. اما در افغانستان، این تقارن برای میلیون‌ها دختر به‌جای امید، یادآور یک محرومیت کهنه ولی سیستماتیک است. بسته‌بودن مکاتب متوسطه و لیسه برای دختران برجسته‌ترین نماد این محرومیت به شمار می‌رود. همه میدانیم که این وضعیت نه‌تنها یک مسئله آموزشی، بلکه یک بحران عمیق اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی است که پیامدهای آن سال‌ها ادامه خواهد داشت.

۱. آموزش به‌عنوان زیربنای توسعه

آموزش، به‌ویژه برای دختران، یکی از مهم‌ترین موتورهای توسعه پایدار است. محروم‌کردن نیمی از جمعیت از آموزش متوسطه، به‌معنای تضعیف سرمایه انسانی کشور است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که افزایش سطح تحصیلات زنان مستقیماً با رشد اقتصادی، کاهش فقر و بهبود شاخص‌های سلامت مرتبط است. در افغانستان، ادامه این محدودیت‌ها چرخه فقر و وابستگی را عمیق‌تر می‌کند.

۲. پیامدهای اجتماعی و نسلی

بسته‌بودن مکاتب فقط یک وقفه موقتی نیست؛ بلکه یک گسست نسلی ایجاد می‌کند. دخترانی که امروز از آموزش بازمانده‌اند، فردا مادرانی خواهند بود که خود فرصت آموزش نداشته‌اند. این مسئله به کاهش آگاهی عمومی، افزایش ازدواج‌های زودهنگام و محدود شدن نقش زنان در جامعه می‌انجامد. جامعه‌ای که زنان آن به حاشیه رانده شوند، از پویایی و تعادل محروم می‌شود.

۳. تأثیر روانی و هویتی

برای بسیاری از دختران، مکتب فقط محل آموزش نیست، بلکه فضای شکل‌گیری هویت، امید و رؤیاهاست. محرومیت از آن، احساس بی‌ارزشی، ناامیدی و انزوای اجتماعی را تقویت می‌کند. در سال نو، زمانی که باید انگیزه و چشم‌انداز تازه شکل بگیرد، این گروه بزرگ از جامعه با نوعی بن‌بست روانی روبه‌رو است.

۴. تناقض میان گفتمان و واقعیت

در سطح جهانی، حق آموزش به‌عنوان یک حق بنیادین انسانی به رسمیت شناخته شده است. اما در افغانستان، شکافی عمیق میان این اصول و واقعیت جاری وجود دارد. این تناقض نه‌تنها اعتبار ساختارهای داخلی را زیر سؤال می‌برد، بلکه جایگاه کشور را در تعاملات بین‌المللی نیز تضعیف می‌کند.

۵. سال نو؛ فرصت بازنگری

سال نو می‌تواند نقطه‌ای برای بازاندیشی باشد. اگر قرار است افغانستان مسیر ثبات و پیشرفت را طی کند، بازگشایی مکاتب به روی دختران نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت است. هیچ جامعه‌ای بدون مشارکت فعال و آگاهانه زنان نمی‌تواند به توسعه واقعی دست یابد.
بنابراین بر‌همه ماست که برای عبور از این وضعیت دست به‌کار شویم و برای احقاق زنان افغانستان قدم‌های عملی برداریم.

پیام حزب شهروندان افغانستان به مناسبت عید سعید فطر و سال نو ۱۴۰۵ خورشیدی

یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر‌الیل والنهار یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.
ای دگرگون‌کننده دل‌ها و دیده‌ها، ای تدبیرکننده شب و روز، ای گرداننده سال و حال‌ها، حال ما را به نیکوترین حال دگرگون ساز.

هموطنان گرامی!

فرارسیدن عید سعید فطر، این عید بزرگ معنویت، همدلی و بخشایش، و نیز آغاز سال نو خورشیدی، نماد تجدید حیات، امید و آغاز دوباره را به شما و همه مردم رنج‌دیده اما استوار افغانستان تبریک و تهنیت عرض می‌داریم.

این ایام مبارک، فرصتی است برای همبستگی، بازنگری در وضعیت کشور، و تجدید تعهد برای ساختن آینده‌ای بهتر؛ آینده‌ای که در آن کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، آزادی و رفاه برای همه شهروندان افغانستان تأمین گردد.

متأسفانه عیدهای امسال را هم در شرایطی برگزار می‌کنیم که مردم افغانستان همچنان زیر فشار شدید و طاقت‌فرسای حاکمیت طالبان قرار دارند. طالبان با تداوم سرکوب، محدودسازی آزادی‌ها، حذف سیستماتیک حقوق اساسی شهروندان به‌ویژه محروم‌سازی مطلق زنان و تحمیل فقر و نومیدی، جامعه را به سمت بحران عمیق انسانی و اجتماعی سوق داده‌اند. این وضعیت، نه تنها خلاف آرمان‌های مردم افغانستان است، بلکه آینده کشور را نیز در معرض تهدید جدی قرار داده است.

از سوی دیگر، با نگرانی عمیق تأکید می‌کنیم که پاکستان نیز با اقدامات چون بمباران خاک افغانستان و کشتار زنان، کودکان وافراد بی‌گناه، در مسیر ویران‌سازی کشور و ایجاد یک فاجعه انسانی گام برمی‌دارد. این اقدامات آشکارا ناقض اصول همزیستی مسالمت‌آمیز و حقوق بین‌الملل بوده و به بی‌ثباتی و رنج بیشتر مردم افغانستان دامن می‌زند.

پاکستان در دوره‌های مختلف و تحت بهانه‌های گوناگون، همواره در پی ضربه زدن به افغانستان و محروم ساختن مردم ما از فرصت‌های پیشرفت، ثبات و توسعه بوده است. ما این سیاست‌ها را به شدت محکوم کرده و خواهان توقف فوری این اقدامات و احترام به منافع و‌مطالبات مردم افغانستان هستیم.

حزب شهروندان افغانستان باور دارد که تنها راه برون‌رفت از وضعیت کنونی، تکیه بر اراده مردم، اتحاد ملی، و تلاش برای استقرار یک نظام پاسخگو، عادلانه و مبتنی بر حقوق شهروندی است.

در این روزهای مبارک، دست همدلی به سوی یکدیگر دراز کنیم، از امید دست نکشیم و برای افغانستانی آزاد، آباد و انسانی‌تر، با هم بایستیم.

عیدتان مبارک و سال نو تان پیروز!

حزب شهروندان افغانستان

۲۸ حوت ۱۴۰۴

گزارش سخنرانی رئیس حزب شهروندان افغانستان در مراسم سالگرد شهادت شهید مزاری – میلتون کینز، انگلستان

مراسم گرامی‌داشت سالگرد شهادت شهید عبدالعلی مزاری در شهر میلتون کینز انگلستان در ۱۵ مارج ۲۰۲۶، به میزبانی شورای هزاره‌های بریتانیا، با حضور گستردهٔ شهروندان، فعالان مدنی و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی از سراسر بریتانیا برگزار گردید.
در این مراسم، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب شهروندان افغانستان، به‌عنوان یکی از سخنرانان اصلی، دیدگاه‌های خود را پیرامون وضعیت کنونی افغانستان و راهکارهای برون‌رفت از بحران، با الهام از اندیشه‌های شهید مزاری، ارائه نمود.

دکتر ارشاد سخنان خود را با طرح یک پرسش اساسی آغاز کرد: «مهم‌ترین عاملی که وضعیت فعلی افغانستان را رقم زده چیست، و با الهام از اندیشه شهید مزاری چه راه‌حلی می‌توان ارائه کرد؟»

وی در ادامه تأکید کرد که اگرچه عوامل متعددی در شکل‌گیری وضعیت کنونی افغانستان دخیل بوده‌اند، اما به باور ایشان، مهم‌ترین عامل، «تضاد ماهوی میان دولت و جامعه» در افغانستان است. به گفتهٔ وی، در صورتی که افغانستان را به‌عنوان یک جامعه بپذیریم، این جامعه بر دو رکن اساسی استوار است. نخست، وجود ارزش‌های مشترک تاریخی و اجتماعی؛ و دوم، پذیرش تکثر قومی و تنوع (دایورسیتی) در ساختار اجتماعی.

دکتر ارشاد تصریح کرد که این دو اصل، به معنای آن است که تمامی افراد و گروه‌های اجتماعی، اعضای یک کل واحد بوده و در برابر یکدیگر مسئولیت و تعهد متقابل دارند. ارزش‌های مشترک، زمینه‌ساز همبستگی و انسجام اجتماعی است و موجب می‌شود که افراد جامعه در تعامل مداوم با یکدیگر قرار داشته باشند و در شادی و رنج یکدیگر شریک باشند؛ مفهومی که به‌خوبی در این بیت سعدی متجلی است «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار».

در مقابل، وی خاطرنشان کرد که ساختار دولت و نظام سیاسی در افغانستان، از بدو تأسیس تاکنون، فاقد این دو رکن اساسی بوده است. به باور دکتر ارشاد، دولت‌ها نه‌تنها ارزش‌های مشترک را به رسمیت نشناخته‌اند، بلکه به‌جای پذیرش تکثر، بر تمرکزگرایی و یک‌سان‌سازی (مونیزم) تأکید ورزیده‌اند. این رویکرد، به‌جای تقویت همگرایی، به تداوم و تشدید منازعه میان جامعه و دولت انجامیده است.

وی افزود که در چارچوب نظام‌های سیاسی، افغانستان نه به‌عنوان یک جامعهٔ متکثر با ارزش‌های مشترک، بلکه به‌صورت مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده با منافع و ارزش‌های متضاد در نظر گرفته شده است؛ گروه‌هایی که تعامل آن‌ها عمدتاً بر اساس منافع مقطعی شکل می‌گیرد و فاقد مسئولیت‌پذیری متقابل و احساس سرنوشت مشترک هستند. به این ترتیب، مرزهای تعامل اجتماعی نیز تابعی از منافع محدود گروهی شده و همبستگی ملی تضعیف گردیده است.

دکتر ارشاد در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد که ریشهٔ اصلی بحران در افغانستان، همین دوگانگی و ناهماهنگی میان ماهیت جامعه و ساختار دولت است.

در بخش پایانی، وی با استناد به اندیشه‌های شهید مزاری، راه‌حل برون‌رفت از این وضعیت را «هم‌سوسازی دولت با ماهیت و ارزش‌های جامعه» عنوان کرد. به گفتهٔ وی، این امر مستلزم چند تحول اساسی است:

نخست، در حوزهٔ سیاسی، دولت باید به‌عنوان ملک مشترک تمامی شهروندان تلقی شود، نه در انحصار یک گروه یا اقلیت خاص.
دوم، در حوزهٔ هویتی، به‌جای برجسته‌سازی هویت‌های قومی، باید هویت شهروندی به‌عنوان محور اصلی تعریف گردد.
سوم، در حوزهٔ عدالت، اصل برابری و عدالت اجتماعی باید جایگزین هرگونه تبعیض شود.
و در نهایت، در حوزهٔ ساختاری، دکتر ارشاد با اشاره به دیدگاه شهید مزاری، بر اهمیت نظام فدرالی تأکید کرد و آن را یکی از راهکارهای مؤثر برای آشتی دادن دولت و جامعه دانست؛ ساختاری که می‌تواند پذیرش تکثر و احترام به ارزش‌های متنوع اجتماعی را نهادینه سازد.

وی در پایان سخنان خود تأکید نمود که راه‌حل اساسی بحران افغانستان، «طبیعی‌سازی سازوکارهای سیاسی» از طریق انطباق آن‌ها با واقعیت‌های اجتماعی و ارزش‌های بنیادین جامعه است.

دارالانشای حزب شهروندان افغانستان

۱۷ مارچ ۲۰۲۶

جناب آقای رضا رضایی،

پیروزی شایستهٔ جنابعالی و تیم ‌تان در انتخابات شورای شهر الفورویل فرانسه را صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم. این موفقیت ارزشمند، بیانگر اعتماد و حمایت مردم و نشانه‌ای روشن از شایستگی، تعهد و درایت شما و تیم تان در خدمت‌گزاری به جامعه می‌باشد.

 

بی‌تردید، حضور شما در این مسئولیت مهم، نویدبخش آینده‌ای روشن‌تر، توسعه‌ای پایدارتر و تقویت روحیهٔ همبستگی و مشارکت شهروندی دیاسپورا در کشور میزبان خواهد بود. امید است با اتکال به خداوند متعال و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های گستردهٔ مردمی، در مسیر تحقق عدالت اجتماعی، بهبود خدمات شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، گام‌های مؤثر و ماندگاری بردارید.

حزب شهروندان افغانستان، ضمن آرزوی موفقیت‌های روز افزون برای جنابعالی، از هیچ‌گونه همکاری و پشتیبانی در راستای تحقق اهداف متعالی دوستان مثل شما دریغ نخواهد ورزید.

بااحترام
حزب شهروندان افغانستان
۱۷ مارچ ۲۰۲۶

پیام تسلیت‌

با تأسف و اندوه عمیق، خبر درگذشت مرحوم سلطانعلی کشتمند، صدراعظم اسبق افغانستان و از چهره‌های برجسته سیاسی کشور، را دریافت کردیم. درگذشت ایشان ضایعه‌ای برای تاریخ سیاسی معاصر افغانستان به شمار می‌رود.

مرحوم کشتمند در یکی از دوره‌های پیچیده و سرنوشت‌ساز تاریخ کشور مسئولیت رهبری دولت را بر عهده داشت و در طول فعالیت‌های سیاسی خویش تلاش نمود تا در چارچوب شرایط آن زمان، با نگاهی شهروندی و ملی به همه اقوام و اقشار جامعه افغانستان بنگرد. کارنامه سیاسی او، با وجود فراز و نشیب‌های تاریخی آن دوره، نشان‌دهنده تلاش برای حفظ همبستگی اجتماعی، تقویت نقش دولت و توجه به حقوق و مشارکت اقشار مختلف مردم در ساختار سیاسی کشور بود.

حزب شهروندان افغانستان باور دارد که بررسی منصفانه تاریخ سیاسی کشور و نقش شخصیت‌هایی چون مرحوم سلطانعلی کشتمند می‌تواند به درک بهتر مسیرهای طی‌شده و درس‌آموزی برای آینده افغانستان کمک نماید. رویکرد معتدل، توجه به همزیستی اجتماعی و نگاه فراگیر به شهروندان، از جمله ویژگی‌هایی بود که در جهت‌گیری‌های سیاسی وی قابل مشاهده بود.

حزب شهروندان افغانستان ضمن ابراز همدردی با خانواده کشتمند، برادران گرامی ایشان هریک دکتر حسن‌علی طیب، اسدالله کشتمند و عبدالحمید کشتمند، دوستان و همه علاقه‌مندان مرحوم سلطانعلی کشتمند، این ضایعه را تسلیت گفته و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزو می‌کند.

روحش‌شاد و یادش گرامی باد

حزب شهروندان افغانستان
۱۳ مارچ ۲۰۲۶

حزب شهروندان افغانستان (ACP) برگزار می‌کند:

نوزدهمین نشست «گفتمان شهروندی»

در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی و گفت‌وگومحور «گفتمان شهروندی»، این بار به بررسی وضعیت افغانستان درپرتو بازخوانی اندیشه‌های سیاسی شهید مزاری پرداخته می‌شود. این نشست با حضور چهره‌های علمی و سیاسی و با هدف تقویت فرهنگ گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری اجتماعی برگزار خواهد شد.

سخنرانان:
• حاجی امین؛ عضو سابق شورای مرکزی حزب وحدت و عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستانACP
• دکتر اکبری؛ استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان ACP

دبیر نشست: نازنین محسنی

موضوع ویژه نشست:
«افغانستان برای همه شهروندان؛ بازخوانی اندیشه‌ی سیاسی شهید مزاری»

این برنامه به‌صورت آنلاین و از طریق پلتفرم گوگل میت برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند از طریق لینک زیر در آن شرکت کنند:

http://meet.google.com/iut-nnev-qir

زمان برگزاری:
یکشنبه، ۱۵ مارچ
ساعت ۶ شام به وقت اروپای مرکزی

از تمامی شهروندان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به مباحث اجتماعی و سیاسی دعوت می‌شود تا در این نشست حضور یافته و در گفت‌وگویی سازنده درباره آینده جامعه افغانستان نقش پر شکوهی داشته باشند.

گزارش نشست «هزاره‌ها و تغییر سرنوشت سیاسی» در هشتم مارج ۲۰۲۶ لندن

به مناسبت سی و یکمین سالگرد شهادت شهید عبدالعلی مزاری، نشستی با عنوان «هزاره‌ها و تغییر سرنوشت سیاسی» در شهر لندن برگزار شد. در این نشست، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رییس حزب شهروندان افغانستان، به عنوان یکی از سخنرانان اصلی حضور داشت و دیدگاه‌های خود را درباره منطق تاریخی سیاست در افغانستان و نقش شهید مزاری در تغییر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها بیان کرد.

دکتر ارشاد در آغاز سخنان خود تأکید کرد که تغییر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها در افغانستان بدون فهم دقیق منطق و قواعد بازی سیاسی در این کشور ممکن نیست. به گفته وی، متأسفانه بخش بزرگی از تاریخ سیاسی افغانستان بر اساس نوعی منطق داروینیستی شکل گرفته است؛ منطقی که در آن بقا در گرو حذف یا تضعیف دیگری تعریف می‌شود.
به باور او، در چنین منطقی ارزش‌های اخلاقی، انسانی و حقوقی نقش تعیین‌کننده در تنظیم روابط قدرت ندارند و گروه‌هایی که از قدرت بیشتری برخوردارند، برای حفظ برتری خود تلاش می‌کنند دیگران را به حاشیه برانند یا از عرصه قدرت حذف کنند. دکتر ارشاد افزود که بسیاری از تراژدی‌های تاریخی افغانستان، از جمله تبعیض‌های ساختاری و خشونت‌های گسترده در چارچوب همین منطق قابل تحلیل است.
وی تصریح کرد که تهدید بقا و تجربه‌های تلخ نسل‌کشی هزاره‌ها در تاریخ افغانستان نیز در همین بستر تاریخی قابل فهم است؛ از نظر وی ساختار قدرت نه بر مبنای عدالت و شهروندی برابر، بلکه بر اساس رقابت‌های حذف‌گرایانه و انحصارطلبانه شکل گرفته است.
نقش شهید مزاری در تغییر معادله تاریخی
دکتر ارشاد در ادامه سخنان خود بیان داشت که برای نخستین بار شهید عبدالعلی مزاری توانست در این معادله تاریخی تغییر ایجاد کند و مسیر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها را دگرگون سازد. به باور وی، تاریخ سیاسی هزاره‌ها را می‌توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد: دوره پیش از مزاری و دوره پس از مزاری.
بامزاری تغییرات جدی بوجود آمده است که مهم‌ترین آنها را در چند محور می‌توان مورد توجه قرار داد:
تحول در حوزه آگاهی
نخستین تحول اساسی که دکتر ارشاد به آن اشاره کرد، تغییر در سطح آگاهی جمعی جامعه هزاره بود. پیش از ظهور مزاری، هزاره‌ها در بسیاری از معادلات سیاسی و اجتماعی کشور بیشتر به عنوان «ابژه» یا موضوع تصمیم‌گیری دیگران تلقی می‌شدند. اما مزاری، این وضعیت را تغییر داد و هزاره‌ها را به عنوان یک سوژه سیاسی وارد میدان سیاست کرد.
به گفته وی، این تحول باعث شد که خودفهمی هزاره‌ها دگرگون شود. جامعه‌ای که سال‌ها در موقعیت انفعال و حاشیه قرار داشت، به تدریج به جامعه‌ای مطالبه‌گر تبدیل شد که خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور است. در نتیجه این تحول، هزاره‌ها از موقعیت صرفاً مظلوم به جایگاه کنشگر اجتماعی و سیاسی ارتقا یافتند و مطالبه عدالت، برابری و سهم عادلانه در ساختار قدرت به بخشی از گفتمان سیاسی آنان تبدیل شد.
تحول در الگوی رفتاری
دومین تحول مهمی که دکتر ارشاد به آن اشاره کرد، تغییر در الگوی رفتاری جامعه هزاره بود. در بسیاری از دوره‌های تاریخی، هزاره بودن نه تنها یک هویت اجتماعی بلکه نوعی جرم یا اتهام تلقی می‌شد. در چنین شرایطی، بسیاری از افراد برای در امان ماندن از تبعیض و فشارهای اجتماعی، هویت خود را پنهان می‌کردند و خودانکاری و تقیه به یکی از الگوهای رایج رفتاری تبدیل شده بود.
به گفته دکتر ارشاد، حتی تلاش می‌شد این وضعیت با برخی برداشت‌های فرهنگی و اعتقادی نیز توجیه شود تا جامعه در برابر این وضعیت به نوعی سازگاری ناخواسته برسد. اما با ظهور شهید مزاری این الگو دگرگون شد. مزاری با تأکید بر کرامت انسانی، عدالت و برابری، هزاره بودن را از هویتی که باید پنهان شود به هویتی تبدیل کرد که می‌توان آن را با افتخار ابراز کرد.
این تحول در الگوی رفتاری باعث افزایش اعتماد به نفس اجتماعی در میان هزاره‌ها شد و زمینه حضور فعال‌تر آنان را .
در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراهم ساخت. در پایان دکتر ارشاد گفت که برآیند دیگردیسی‌های مذکور ناقراری نسل جدید مردم ما نسبت به سرنوشت و استفاده از ظرفیتها برای رقم زدن سرنوشت جمعی مطابق آرمان مزاری است.

افغانستان برای همهٔ شهروندان بازخوانی اندیشهٔ عبدالعلی مزاری در پرتو اصل شهروندی

ایدهٔ «افغانستان برای همهٔ شهروندان» بکی از بنیادی‌ترین مسائل سیاست در افغانستان است. پرسش‌های چون آیا دولت باید بر پایهٔ شهروندی برابر تعریف شود یا بر پایهٔ هویت‌های قومی و تاریخی؟ به همین ایده ارجاع داده می‌شود و در واقع این پرسشی‌های است که تاریخ سیاسی افغانستان بارها با آن روبه‌رو شده و هنوز نیز پاسخ نهایی آن روشن نشده است.

در سنت تاریخی دولت در افغانستان، رابطهٔ مردم با قدرت بیشتر بر الگوی اطاعت و فرمان‌بری شکل گرفته است تا بر الگوی حقوق و شهروندی. در چنین ساختاری، هویت‌های قومی، زبانی و مذهبی اغلب به عواملی تبدیل شده‌اند که دسترسی به قدرت، منابع و فرصت‌های اجتماعی را تعیین می‌کنند. نتیجهٔ چنین نظمی شکل‌گیری نوعی سلسله‌مراتب نانوشته در جامعه بوده است؛ سلسله‌مراتبی که در آن برخی گروه‌ها در مرکز قدرت قرار گرفته‌اند و برخی دیگر در حاشیهٔ سیاسی و اجتماعی باقی مانده‌اند.

مفهوم شهروندی دقیقاً در برابر چنین وضعیتی قرار می‌گیرد. شهروندی در معنای مدرن خود به این اصل اشاره دارد که حقوق سیاسی، منزلت اجتماعی و دسترسی به فرصت‌ها باید به فرد تعلق داشته باشد، نه به قوم، زبان یا مذهب او. به بیان دیگر، شهروندی تلاشی است برای جایگزین کردن «برابری حقوقی انسان‌ها» به جای «برتری تاریخی گروه‌ها».

در این چارچوب، اندیشهٔ سیاسی شهید عبدالعلی مزاری جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. او در دوره‌ای از تاریخ افغانستان که سیاست بیش از هر زمان دیگری درگیر جنگ‌های هویتی و رقابت‌های قومی بود، مسئلهٔ عدالت را تنها در قالب یک مطالبهٔ قومی مطرح نکرد. شهید مزاری کوشید این مسئله را به سطحی گسترده‌تر ارتقا دهد و آن را در قالب اصل برابری شهروندان در ساختار دولت صورت‌بندی کند. این جابه‌جایی مفهومی اهمیت زیادی دارد، زیرا هنگامی که یک مطالبه از سطح «حقوق یک گروه» به سطح «حقوق شهروندی» منتقل می‌شود، امکان تبدیل شدن آن به یک اصل عمومی و ملی فراهم می‌شود.

از دیدگاه نظری، شهروندی دارای سه بُعد اساسی است. نخست برابری حقوقی است؛ به این معنا که قانون باید همهٔ افراد جامعه را بدون تبعیض به رسمیت بشناسد. دوم مشارکت سیاسی است؛ یعنی همهٔ شهروندان باید امکان واقعی حضور در ساختار تصمیم‌گیری و قدرت سیاسی را داشته باشند. سوم کرامت اجتماعی است؛ بدین معنا که هیچ گروهی نباید به دلیل پیشینهٔ قومی، مذهبی یا زبانی خود در حاشیهٔ جامعه قرار گیرد. تحقق شهروندی تنها زمانی ممکن است که این سه بُعد در کنار یکدیگر شکل بگیرند.

در غیر این صورت، شهروندی مثل خیلی از ارزش‌های دیگر فقط واقعیت ادعایی می‌تواند داشته باشد، اما در واقعیت اجتماعی و عینی تحقق نمی‌یابد. از همین رو، طرح ایدهٔ «افغانستان برای همهٔ شهروندان» صرفاً یک شعار اخلاقی نیست، بلکه بیانگر یک طرح سیاسی و اجتماعی است. طرحی ساختن دولتی که مشروعیت خود را از برابری شهروندان به دست آورد، نه از برتری تاریخی یا سیاسی یک گروه خاص.

تجربهٔ بسیاری از جوامع چندقومیتی در جهان نشان می‌دهد که عبور از سیاست هویت به سیاست شهروندی فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است. کشورهایی مانند هند، آفریقای جنوبی یا برخی جوامع اروپایی نیز با چالش‌های مشابهی روبه‌رو بوده‌اند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که چنین گذاری نیازمند دو تحول اساسی است. نخست بازتعریف مفهوم ملت به عنوان جامعه‌ای متشکل از شهروندان برابر، و دوم ایجاد نهادهای عادلانه که بتوانند این برابری را در عمل تضمین کنند.

در چنین چشم‌اندازی، بازخوانی اندیشهٔ شهید مزاری تنها یک بازگشت تاریخی به گذشته نیست. این بازخوانی تلاشی است برای فهم یکی از پرسش‌های بنیادین امروز افغانستان که چگونه می‌توان دولتی ساخت که همهٔ گروه‌های اجتماعی خود را در آن شهروندان برابر بدانند، نه حاشیه‌نشینان یک نظم سیاسی نابرابر.

ایدهٔ «افغانستان برای همهٔ شهروندان» در حقیقت پاسخی به همین پرسش است. این ایده بر این اصل تأکید می‌کند که ثبات سیاسی پایدار تنها زمانی امکان‌پذیر است که همهٔ اقوام و گروه‌های اجتماعی خود را نه مهمانان موقت، بلکه صاحبان برابر خانهٔ مشترک افغانستان بدانند. در چنین چارچوبی، تنوع قومی و فرهنگی نه تهدیدی برای دولت، بلکه بخشی از واقعیت اجتماعی و سرمایهٔ انسانی جامعه خواهد بود.

از این منظر، بحث شهروندی تنها یک موضوع حقوقی یا نظری نیست؛ بلکه افقی اخلاقی برای سامان دادن به زندگی مشترک در یک جامعهٔ متکثر است. جامعه‌ای که در آن انسان‌ها پیش از هر چیز شهروند شناخته می‌شوند، نه نمایندگان یک هویت قومی خاص. چنین نگاهی اگر به یک گفتمان پایدار سیاسی تبدیل شود، می‌تواند زمینهٔ شکل‌گیری نظمی عادلانه‌تر و پایدارتر را در افغانستان فراهم سازد؛ نظمی که در آن مفهوم «افغانستان برای همه» نه فقط یک آرمان، بلکه واقعیتی در ساختار دولت و زندگی اجتماعی باشد.

براساس همین دریافت است که حزب شهروندان افغانستان تمامی پالیسی وفعالیتهای خود را در گرانیگاه همین اصل صورت‌بندی کرده و به پیش می‌برد.