مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت شهید عبدالعلی مزاری در شهر میلتون کینز انگلستان در ۱۵ مارج ۲۰۲۶، به میزبانی شورای هزارههای بریتانیا، با حضور گستردهٔ شهروندان، فعالان مدنی و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی از سراسر بریتانیا برگزار گردید.
در این مراسم، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب شهروندان افغانستان، بهعنوان یکی از سخنرانان اصلی، دیدگاههای خود را پیرامون وضعیت کنونی افغانستان و راهکارهای برونرفت از بحران، با الهام از اندیشههای شهید مزاری، ارائه نمود.
دکتر ارشاد سخنان خود را با طرح یک پرسش اساسی آغاز کرد: «مهمترین عاملی که وضعیت فعلی افغانستان را رقم زده چیست، و با الهام از اندیشه شهید مزاری چه راهحلی میتوان ارائه کرد؟»
وی در ادامه تأکید کرد که اگرچه عوامل متعددی در شکلگیری وضعیت کنونی افغانستان دخیل بودهاند، اما به باور ایشان، مهمترین عامل، «تضاد ماهوی میان دولت و جامعه» در افغانستان است. به گفتهٔ وی، در صورتی که افغانستان را بهعنوان یک جامعه بپذیریم، این جامعه بر دو رکن اساسی استوار است. نخست، وجود ارزشهای مشترک تاریخی و اجتماعی؛ و دوم، پذیرش تکثر قومی و تنوع (دایورسیتی) در ساختار اجتماعی.
دکتر ارشاد تصریح کرد که این دو اصل، به معنای آن است که تمامی افراد و گروههای اجتماعی، اعضای یک کل واحد بوده و در برابر یکدیگر مسئولیت و تعهد متقابل دارند. ارزشهای مشترک، زمینهساز همبستگی و انسجام اجتماعی است و موجب میشود که افراد جامعه در تعامل مداوم با یکدیگر قرار داشته باشند و در شادی و رنج یکدیگر شریک باشند؛ مفهومی که بهخوبی در این بیت سعدی متجلی است «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار».
در مقابل، وی خاطرنشان کرد که ساختار دولت و نظام سیاسی در افغانستان، از بدو تأسیس تاکنون، فاقد این دو رکن اساسی بوده است. به باور دکتر ارشاد، دولتها نهتنها ارزشهای مشترک را به رسمیت نشناختهاند، بلکه بهجای پذیرش تکثر، بر تمرکزگرایی و یکسانسازی (مونیزم) تأکید ورزیدهاند. این رویکرد، بهجای تقویت همگرایی، به تداوم و تشدید منازعه میان جامعه و دولت انجامیده است.
وی افزود که در چارچوب نظامهای سیاسی، افغانستان نه بهعنوان یک جامعهٔ متکثر با ارزشهای مشترک، بلکه بهصورت مجموعهای از گروههای پراکنده با منافع و ارزشهای متضاد در نظر گرفته شده است؛ گروههایی که تعامل آنها عمدتاً بر اساس منافع مقطعی شکل میگیرد و فاقد مسئولیتپذیری متقابل و احساس سرنوشت مشترک هستند. به این ترتیب، مرزهای تعامل اجتماعی نیز تابعی از منافع محدود گروهی شده و همبستگی ملی تضعیف گردیده است.
دکتر ارشاد در جمعبندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد که ریشهٔ اصلی بحران در افغانستان، همین دوگانگی و ناهماهنگی میان ماهیت جامعه و ساختار دولت است.
در بخش پایانی، وی با استناد به اندیشههای شهید مزاری، راهحل برونرفت از این وضعیت را «همسوسازی دولت با ماهیت و ارزشهای جامعه» عنوان کرد. به گفتهٔ وی، این امر مستلزم چند تحول اساسی است:
نخست، در حوزهٔ سیاسی، دولت باید بهعنوان ملک مشترک تمامی شهروندان تلقی شود، نه در انحصار یک گروه یا اقلیت خاص.
دوم، در حوزهٔ هویتی، بهجای برجستهسازی هویتهای قومی، باید هویت شهروندی بهعنوان محور اصلی تعریف گردد.
سوم، در حوزهٔ عدالت، اصل برابری و عدالت اجتماعی باید جایگزین هرگونه تبعیض شود.
و در نهایت، در حوزهٔ ساختاری، دکتر ارشاد با اشاره به دیدگاه شهید مزاری، بر اهمیت نظام فدرالی تأکید کرد و آن را یکی از راهکارهای مؤثر برای آشتی دادن دولت و جامعه دانست؛ ساختاری که میتواند پذیرش تکثر و احترام به ارزشهای متنوع اجتماعی را نهادینه سازد.
وی در پایان سخنان خود تأکید نمود که راهحل اساسی بحران افغانستان، «طبیعیسازی سازوکارهای سیاسی» از طریق انطباق آنها با واقعیتهای اجتماعی و ارزشهای بنیادین جامعه است.
دارالانشای حزب شهروندان افغانستان
۱۷ مارچ ۲۰۲۶
Afghanistan Citizens Party