گزارش نشست «هزاره‌ها و تغییر سرنوشت سیاسی» در هشتم مارج ۲۰۲۶ لندن

به مناسبت سی و یکمین سالگرد شهادت شهید عبدالعلی مزاری، نشستی با عنوان «هزاره‌ها و تغییر سرنوشت سیاسی» در شهر لندن برگزار شد. در این نشست، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رییس حزب شهروندان افغانستان، به عنوان یکی از سخنرانان اصلی حضور داشت و دیدگاه‌های خود را درباره منطق تاریخی سیاست در افغانستان و نقش شهید مزاری در تغییر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها بیان کرد.

دکتر ارشاد در آغاز سخنان خود تأکید کرد که تغییر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها در افغانستان بدون فهم دقیق منطق و قواعد بازی سیاسی در این کشور ممکن نیست. به گفته وی، متأسفانه بخش بزرگی از تاریخ سیاسی افغانستان بر اساس نوعی منطق داروینیستی شکل گرفته است؛ منطقی که در آن بقا در گرو حذف یا تضعیف دیگری تعریف می‌شود.
به باور او، در چنین منطقی ارزش‌های اخلاقی، انسانی و حقوقی نقش تعیین‌کننده در تنظیم روابط قدرت ندارند و گروه‌هایی که از قدرت بیشتری برخوردارند، برای حفظ برتری خود تلاش می‌کنند دیگران را به حاشیه برانند یا از عرصه قدرت حذف کنند. دکتر ارشاد افزود که بسیاری از تراژدی‌های تاریخی افغانستان، از جمله تبعیض‌های ساختاری و خشونت‌های گسترده در چارچوب همین منطق قابل تحلیل است.
وی تصریح کرد که تهدید بقا و تجربه‌های تلخ نسل‌کشی هزاره‌ها در تاریخ افغانستان نیز در همین بستر تاریخی قابل فهم است؛ از نظر وی ساختار قدرت نه بر مبنای عدالت و شهروندی برابر، بلکه بر اساس رقابت‌های حذف‌گرایانه و انحصارطلبانه شکل گرفته است.
نقش شهید مزاری در تغییر معادله تاریخی
دکتر ارشاد در ادامه سخنان خود بیان داشت که برای نخستین بار شهید عبدالعلی مزاری توانست در این معادله تاریخی تغییر ایجاد کند و مسیر سرنوشت سیاسی هزاره‌ها را دگرگون سازد. به باور وی، تاریخ سیاسی هزاره‌ها را می‌توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد: دوره پیش از مزاری و دوره پس از مزاری.
بامزاری تغییرات جدی بوجود آمده است که مهم‌ترین آنها را در چند محور می‌توان مورد توجه قرار داد:
تحول در حوزه آگاهی
نخستین تحول اساسی که دکتر ارشاد به آن اشاره کرد، تغییر در سطح آگاهی جمعی جامعه هزاره بود. پیش از ظهور مزاری، هزاره‌ها در بسیاری از معادلات سیاسی و اجتماعی کشور بیشتر به عنوان «ابژه» یا موضوع تصمیم‌گیری دیگران تلقی می‌شدند. اما مزاری، این وضعیت را تغییر داد و هزاره‌ها را به عنوان یک سوژه سیاسی وارد میدان سیاست کرد.
به گفته وی، این تحول باعث شد که خودفهمی هزاره‌ها دگرگون شود. جامعه‌ای که سال‌ها در موقعیت انفعال و حاشیه قرار داشت، به تدریج به جامعه‌ای مطالبه‌گر تبدیل شد که خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور است. در نتیجه این تحول، هزاره‌ها از موقعیت صرفاً مظلوم به جایگاه کنشگر اجتماعی و سیاسی ارتقا یافتند و مطالبه عدالت، برابری و سهم عادلانه در ساختار قدرت به بخشی از گفتمان سیاسی آنان تبدیل شد.
تحول در الگوی رفتاری
دومین تحول مهمی که دکتر ارشاد به آن اشاره کرد، تغییر در الگوی رفتاری جامعه هزاره بود. در بسیاری از دوره‌های تاریخی، هزاره بودن نه تنها یک هویت اجتماعی بلکه نوعی جرم یا اتهام تلقی می‌شد. در چنین شرایطی، بسیاری از افراد برای در امان ماندن از تبعیض و فشارهای اجتماعی، هویت خود را پنهان می‌کردند و خودانکاری و تقیه به یکی از الگوهای رایج رفتاری تبدیل شده بود.
به گفته دکتر ارشاد، حتی تلاش می‌شد این وضعیت با برخی برداشت‌های فرهنگی و اعتقادی نیز توجیه شود تا جامعه در برابر این وضعیت به نوعی سازگاری ناخواسته برسد. اما با ظهور شهید مزاری این الگو دگرگون شد. مزاری با تأکید بر کرامت انسانی، عدالت و برابری، هزاره بودن را از هویتی که باید پنهان شود به هویتی تبدیل کرد که می‌توان آن را با افتخار ابراز کرد.
این تحول در الگوی رفتاری باعث افزایش اعتماد به نفس اجتماعی در میان هزاره‌ها شد و زمینه حضور فعال‌تر آنان را .
در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراهم ساخت. در پایان دکتر ارشاد گفت که برآیند دیگردیسی‌های مذکور ناقراری نسل جدید مردم ما نسبت به سرنوشت و استفاده از ظرفیتها برای رقم زدن سرنوشت جمعی مطابق آرمان مزاری است.