جهان در آستانه بازآرایی جدید

در این روزها ما شاهد تحولات مهمی در نظام بین‌الملل هستیم؛ تحولاتی که پیامدهای آن نه تنها بر امنیت جهانی بلکه بر آینده افغانستان نیز تأثیرگذار خواهد بود. توافق اولیه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده برای کاهش تنش‌ها و بازگشایی تنگه هرمز، نشست سران گروه هفت (G7) در فرانسه، ادامه جنگ اوکراین و تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، همگی نشان می‌دهند که جهان وارد مرحله تازه‌ای از بازآرایی ژئوپلیتیک شده است.

خاورمیانه؛ از رویارویی تمام عیار نظامی به مدیریت بحران

توافق اخیر میان واشنگتن و تهران، هرچند هنوز شکننده و موقت است، نشانه‌ای از تمایل قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی برای جلوگیری از گسترش جنگ در خاورمیانه محسوب می‌شود. کاهش قیمت نفت و واکنش مثبت بازارهای جهانی نیز نشان داد که اقتصاد جهان تا چه اندازه به ثبات این منطقه وابسته است. با این حال، مسائل بنیادین از جمله برنامه هسته‌ای ایران، وضعیت لبنان، سوریه و غزه همچنان باپرسشهای جدی مواجه است.

برای افغانستان، هرگونه کاهش تنش در خاورمیانه می‌تواند فرصت‌هایی برای تجارت، کاهش فشارهای اقتصادی جهانی و افزایش تمرکز جامعه بین‌المللی بر بحران‌های فراموش‌شده از جمله افغانستان فراهم سازد. تداوم بحران در منطقه، افغانستان را در حاشیه کشانده و به معنای تمدید بحران به حساب می‌آید

تداوم رقابت قدرت‌های بزرگ

نشست گروه هفت در فرانسه نشان داد که جنگ اوکراین همچنان یکی از مهم‌ترین موضوعات امنیت بین‌المللی است. در عین حال، نگرانی‌ها درباره نقش چین در اقتصاد جهانی، رقابت فناوری‌های نوین و آینده هوش مصنوعی نیز در دستور کار رهبران جهان قرار دارد.

این روند بیانگر آن است که جهان به سوی نظمی چندقطبی حرکت می‌کند؛ نظمی که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نقش بیشتری خواهند داشت و وابستگی به یک قدرت مسلط جهانی کاهش می‌یابد.

افغانستان؛ غایب بزرگ معادلات منطقه‌ای

در حالی که بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای در کانون توجه قدرت‌های جهانی قرار دارند، افغانستان همچنان با انزوای سیاسی، رکود اقتصادی و محدودیت‌های گسترده حقوق شهروندی روبه‌رو است. با وجود آنکه سازمان ملل و برخی بازیگران بین‌المللی همچنان وضعیت افغانستان را در دستور کار خود نگه داشته‌اند و به همین خاطر امروز مأموریت یوناما نیز توسط شورای امنیت تمدید شد، اما نبود یک ساختار سیاسی فراگیر و مشروع، مانع از حضور مؤثر افغانستان در معادلات منطقه‌ای شده است.

همزمان، تداوم تنش‌ها در مرز افغانستان و پاکستان نشان می‌دهد که امنیت منطقه بدون یک راه‌حل پایدار برای افغانستان امکان‌پذیر نخواهد بود.
به نظر می‌رسد که صلح پایدار تنها از مسیر گفت‌وگوی ملی و مشارکت برابر همه شهروندان افغانستان امکان‌پذیر است.
تحولات منطقه‌ای نشان می‌دهد که حکومت‌های انحصاری و غیرپاسخگو قادر به تأمین ثبات درازمدت نیستند.
افغانستان برای خروج از بحران نیازمند یک نقشه راه سیاسی مبتنی بر شهروندی برابر، دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوق بشر و مشارکت معنادار زنان است.
انتظار می‌رود که جامعه جهانی در کنار تعاملات امنیتی، بر حمایت از حقوق اساسی مردم افغانستان و شکل‌گیری یک نظام فراگیر و پاسخگو تأکید کند.

بنابراین جهان در حال ورود به مرحله‌ای جدید از بازتعریف نظم منطقه‌ای و بین‌المللی است. در چنین شرایطی، افغانستان نمی‌تواند در حاشیه تحولات باقی بماند. آینده باثبات و توسعه‌یافته افغانستان تنها زمانی ممکن خواهد بود که اصل «افغانستان برای همه شهروندان» به مبنای نظام سیاسی آینده کشور تبدیل شود.