در روز جهانی آزادی مطبوعات، افغانستان تنها با یک «بحران رسانهای»، مواجه نیست بلکه با یک وضعیت پیچیدهتر و نگرانکنندهتر مواجه است. این کشور در شرایط فعلی در عصر ظلمت قرارداشته، مهندسی سکوت وفروپاشی آزادی بیان را تجربه میکند.
آنچه امروز در فضای رسانهای کشور جریان دارد، تنها محدودیتهای مقطعی نیست، بلکه نشانههای یک باز آرایی عمیق در رابطه میان قدرت، حقیقت و جامعه است.
۱. از محدودیت تا مهندسی سکوت:
کاهش فعالیت رسانهها، حذف برنامههای انتقادی، و خروج گسترده خبرنگاران از کشور، همه نشان میدهد که سکوت در افغانستان صرفاً یک پیامد طبیعی نیست، بلکه بهگونهای سیستماتیک شکل گرفته است. در این چارچوب، «مهندسی سکوت» به معنای ایجاد شرایطی است که در آن
صداهای مستقل رسانهی یا حذف میشوند یا خودسانسوری میکنند
دسترسی به اطلاعات بهشدت محدود میگردد
روایت رسمی قدرت حاکم جایگزین تکثر روایتها میشود
این روند، فضای عمومی را از گفتوگوی آزاد تهی کرده و جامعه را به سمت یکصدایی و بلکه نهادمند کردن ظلمت سوق میدهد.
۲. فروپاشی یا بازتعریف آزادی مطبوعات؟
پرسش اساسی این است که آیا ما با فروپاشی کامل آزادی مطبوعات روبهرو هستیم یا با نوعی بازتعریف کنترلشده آن؟ واقعیت این است که هرچند برخی رسانهها هنوز فعالیت دارند، اما در غیاب آزادی واقعی، این فعالیتها بیشتر به «بقا» شباهت دارد تا «آزادی». در چنین شرایطی، رسانه از نهاد ناظر به ابزار انتقال محدود اطلاعات تقلیل مییابد. در چنین وضعیتی جامعه امکانهای رهایی خود را از دست میدهد و محکوم به تجربه توقف در همه حوزهها خواهد شد.
۳. پیامدهای سیاسی:
آزادی مطبوعات ستون فقرات هر نظام سیاسی پاسخگو است. مهندسی سکوت در کوتاهمدت ممکن است کنترل را افزایش دهد، اما در میانمدت و بلندمدت به نتایجی میانجامد که تاوانش برای جامعه ویرانگر است.
کاهش اعتماد عمومی
گسترش شایعات و اطلاعات نادرست
و بی باوری به رسانهها وبازگرداندن جامعه به عصر حجر جزو پیام های حتمی آن است.
حکمرانی بدون رسانه آزاد، از «مدیریت جامعه» به «کنترل حجری جامعه» تغییر مسیر میدهد و این تغییر، هزینههای سیاسی سنگینی را برای جامعه بهدنبال دارد و ثمرات عینی آن را در جامعه هر روز تجربه میکنیم.
۴. حذف زنان؛ حذف حقیقت:
یکی از ابعاد نگرانکننده وضعیت کنونی، کنار گذاشتن گسترده زنان از عرصه رسانه است. این روند نهتنها نقض حقوق اساسی است، بلکه به معنای حذف نیمی از واقعیتهای اجتماعی از فضای عمومی است. جامعهای که صدای زنان در آن خاموش شود، درک ناقصی از خود خواهد داشت. شکلگیری خودفهمی و دیگرفهمی مخدوش جزو پیامدهای حتمی آن است. نگران آنیم که نسل بعدی جامعه نسل بیباور به زنان و نسلی با تفکرات انسانیت زدایی شده از زنان شکل بگیرد.
۵. پیام حزب شهروندان افغانستان
حزب شهروندان افغانستان باور دارد که مهندسی سکوت، هرچند ممکن است در ظاهر سکوت را عمومی بسازد، اما در واقع شعلههای خشم میکارد و بنیانهای اعتماد و امید را از بین میبرد. جامعه را به گورستان عمومی فرو میکاهد. ما تأکید میکنیم که
آزادی مطبوعات شرط لازم برای هر نوع جامعه پویا است
خبرنگاران باید از امنیت شغلی و جانی برخوردار باشند
دسترسی آزاد به اطلاعات باید بهعنوان یک حق شهروندی به رسمیت شناخته شود.
بنابراین باید گفت که
افغانستان امروز از یک جهت در یک نقطه عطف قرار دارد که دو مسیر در پیش دارد یا به سمت تثبیت سکوت حرکت کند، یا به بازگشایی فضای عمومی و بازسازی اعتماد اجتماعی. تجربههای تاریخی نشان میدهد که هیچ جامعهای با حذف حقیقت به ثبات نرسیده است.
در روز جهانی آزادی مطبوعات، تأکید حزب شهروندان افغانستان این است که آینده افغانستان در گرو شکستن سکوت و بازگرداندن صداهای مستقل به فضای عمومی است و بدون آن تداوم جامعه ناممکن است.
Afghanistan Citizens Party