اعلام «طرح آشتی ملی» از سوی طالبان در ظاهر گویا تلاشی برای کاهش تنشهای سیاسی و بازسازی انسجام اجتماعی در افغانستان به نظر میرسد، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، این نوع طرح با پرسشهای جدی درباره ماهیت، هدف و امکان تحقق آن روبهرو است.
مسئله مشروعیت آشتیملی معمولاً زمانی معنا دارد که میان چند نیروی سیاسیِ دارای مشروعیت نسبی شکل بگیرد. در حالی که طالبان پس از تسلط نظامی بر کشور، ساختار قدرت را یکجانبه در اختیار گرفتهاند. در چنین شرایطی، طرح آشتی بیشتر شبیه «دعوت به تمکین» است تا یک فرآیند واقعی مصالحه. آشتی، بدون پذیرش تکثر سیاسی و مشارکت واقعی مخالفان، عملاً به بازتولید انحصار قدرت میانجامد. در آشتیملی که مردم حضور نداشته باشد ومطالبات مردم به رسمیت شناخته نشود، گویا هرچیزی ممکن است باشد ولی آشتی ملی نخواهد بود.
تناقض میان گفتار و عمل
طالبان از آشتی سخن میگویند، اما در عمل محدودیتهای شدید بر حقوق زنان وضع کرده، حذف بسیاری از نخبگان و کارمندان دولت پیشین را به عنوان پالیسی اصلی خود تطبیق میکند. بیاعتنایی و بلکه سرکوب به صداهای منتقدان را بهعنوان رویه رایج اعمال میکنند. این شکاف میان «گفتمان آشتی» و «رفتار حاکمیتی» باعث بیباوری عمیق در جامعه شده است. بدون تغییر ملموس در درک و دریافت طالبان نسبت به مردم و حقوق اساسی شهروندان وپذیریش کثرت و تنوع قومی، مذهبی و زبانی در افغانستان هر طرح تحت عنوان آشتی ملی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و فریب خواهد بود.
فقدان چارچوب شفاف
یک طرح آشتی ملی مؤثر نیازمند عناصر مشخص است، عناصر چون مکانیزم عدالت انتقالی، تضمین حقوق شهروندی، تعریف نقش نیروهای سیاسی مختلف، جدول زمانی و نهادهای ناظر، جزو بایستههای است که باید در طرح وجود داشته باشد، در حالیکه در طرح طالبان، این عناصر وجود ندارند.
بُعد بینالمللی
طالبان همچنین از مفهوم آشتی برای کسب مشروعیت بینالمللی استفاده میکنند. جامعه جهانی، بهویژه سازمانهایی مانند سازمانملل بارها بر ضرورت حکومت فراگیر و رعایت حقوق بشر تأکید کردهاند. اما بدون اصلاحات واقعی، چنین طرحهایی احتمالاً نمیتوانند تحریمها را کاهش دهند یا به رسمیت شناختن رسمی را به دنبال داشته باشند. زمانیکه زمینههای بین المللی برای طرح آماده نبود بسیار واضح است طرحی که فاقد پشتوانه داخلی است، در غیبت حمایت بینالمللی نیز، مشکلش مضاعف خواهد بود.
خطرات پنهان
اگر این طرح بدون اصلاحات جدی ادامه یابد و جامعه نیز در برابر آن واکنش به موقع نشان ندهد، ممکن است این طرح به عادیسازی انحصار قدرت کمک کند، نارضایتیهای پنهان را تشدید کند، زمینه بیثباتیهای جدی آینده را فراهم سازد. براساس تجربه همه ما آشتی سطحی، در بلندمدت میتواند خطرناکتر از نبود آشتی باشد.
جمعبندی
طرح آشتی ملی طالبان، در شکل کنونی، بیش از آنکه یک پروژه واقعی برای صلح پایدار باشد، یک ابزار سیاسی برای تثبیت قدرت به نظر میرسد. آشتی واقعی زمانی ممکن است که قدرت بهصورت مشارکتی توزیع شود. حقوق اساسی شهروندان تضمین گردد و اعتماد عمومی از طریق اقدامات عملی بازسازی شود، در غیر این صورت، «آشتی» صرفاً یک ادعای کاذب خواهد بود، نه یک واقعیت.
Afghanistan Citizens Party