تغییر جغرافیایی انسانی در شمال، بحران افغانستان را پیچیده تر می نماید.

مبتنی برگزارش های منتشر شده توسط رسانه های جمعی، طالبان و دولت پاکستان به توافق رسیده اند که اعضای تحریک طالبان پاکستان را در شمال افغانستان اسکان دهند.

هدف طالبان از این انتقال، تغییر بافت جمعیت به منظور برتری جویی و تعمیق انحصار گرایی قومی است و هدف پاکستان دور نمودن عناصر تروریستی از مناطق هم مرز پاکستان است که با پیروزی طالبان بی ثباتی در ایالت خیبر پختونخواه بیشتر شده بود.

افزون بر این دو هدف راهبردی طالبان و پاکستان، انتقال این جریان تروریستی به شمال انگیزه های سیاسی امنیتی نسبت به کشورهای آسیای میانه نیز دارد. به منظور فشار بر روسیه و کشورهای مشترک المنافع در آسیای مرکزی این جریان ها پروژه بی ثبات سازی این جمهوری را در آینده عهده دار خواهد گردید. طرح انتقال آب از کانال قوش تپه که با شدت توسط طالبان در حال انجام است، در ارتباط با همین انتقال قرار گرفته و ماهیت کاملا سیاسی دارد.

از سوی دیگر بایست توجه داشت که دولت طالبان در جایگاه دولت مشروع برسمیت شناخته شده قرار ندارد و هرگونه توافق با این دولت از سوی مردم افغانستان پذیرفته نبوده و چنین توافقاتی ماهیت دست نشاندگی دولت خود خوانده طالبان را برملا می نماید.

هرگونه تغییر در ترکیب جمعیتی مناطق افغانستان برای مردم افغانستان غیر قابل قبول بوده و بحران افغانستان را پیچیده تر می نماید. این طرح افزون بر ماهیت سیاسی و متعصبانه آن، بحران های دیگری را چون کوچ اجباری مردم بومی نیز در پی خواهد داشت. براین اساس لازم است که سازمان های حقوق بشری، سازمان ملل متحد و دولت های همسو با مردم افغانستان در مقابل آن واکنش نشان دهند.

انتقال جریان های تروریستی از جنوب به شمال واکنش های منطقه ای را در پی خواهد داشت. روسیه و دولت های آسیای میانه با این اقدام باید دریافته باشند که طالبان در افغانستان یک نیروی جنگ نیابتی است. این دولت ها باید توجه داشته باشند که بنام انتقال تحریک طالبان پاکستان، بخشی عمده جریان های تروریستی به شمال افغانستان منتقل می گردند تا در زمان لازم هم بتوانند بی ثبات سازی در آسیای میانه را رهبری کنند و هم عملیات تروریستی و ایذایی خود را در سین کیانگ چین تحت عنوان حمایت از مسلمانان ایغور گسترش دهند.

توفق امروز نشانه ای (کد) است از یک تغییر ژیوپلیتیک که طالبان در راستای تحقق آن به قدرت رسیده اند و علی رغم بدترین کارنامه در نقض حقوق بشر، حقوق زنان و گسترش جریان های تروریستی به صورت دوفاکتو با دولت های خاص و اثرگذار در سطح بین المللی تعامل می نمایند.

این توافق تا حدودی از سیاست خاجی طالبان و متحدان استراتژیک آن نیز ابهام زدایی می نماید. این فرایند در طولانی مدت به دو قطبی شدن دولت ها نسبت به افغانستان خواهد گردید. مبتنی بر چنین واقعیتی طالبان حتی از جایگاه دولت خودخوانده نیز در جایگاه یک واقعیت تنزل خواهد یافت و دولت های مخالف ، طالبان را مجبور خواهد نمود که دیگر واقعیت های افغانستان را نیز پذیرا گردند.

پایان دومین نشست اسلو؛ انتظاراتی که بر آورده نشد

 نشست دو روزه اسلو با موضوع بررسی چگونگی حکومت داری طالبان در ۲۲ ماه گذشته، پشت درهای بسته و بدور از چشم خبرنگاران برگزار گردید. از جزییات مباحث مطرح شده در این نشست که نمایندگان طالبان در سطح پایین شرکت کرده بودند و چهره‌های مطرح سیاسی مخالف طالبان نیز حضور نداشتند، اطلاعات در دست نیست. جزییاتی که به صورت غیر رسمی از این نشست عمومی شده است نشان می‌دهد که این نشست راستای انتظارات مردم افغانستان قرار نداشته و دست آوردی نداشته است.

در حالی که نخست‌وزیر ناروی از ضرورت نیاز به مهارت میانجی‌گری سخن گفته است، عدم حضور نمایندگان احزاب و جریان‌های مخالف طالبان، عدم دعوت از زنان افغانستان و حضور کمرنگ اعضای جامعه مدنی افغانستان، نشان می‌دهد که «مجمع اسلو» در راستای حل بحران افغانستان و ترسیم چشم‌انداز روشنی از صلح و ثبات در کشور ما ظرفیت لازم را ندارد. مهارت و ظرفیت میانجی‌گری ایجاب می‌کند که صدای واقعی مردم افغانستان و دغدغه‌ها و نگرنی‌های شان شنیده شود در پرتو چنین ملاحظاتی عملکرد حکمرانی طالبان مورد بررسی قرار گیرد. 

از طرف دیگر یوناس گار استوره بر ضرورت سرمایه‌گذاری روی صلح تأکید کرده و اینکه چنین سرمایه‌گذاری در زمان مناسب، مکان مناسب و با مشارکت افراد مناسب صورت گیرد. این در حالی است که نه از جانب طالبان افراد با صلاحیت حضور داشتند و نه مخالفان و دیگر طرف‌های شناخته شده سیاسی افغانستانی مشارکت داشتند و حتی خبرنگاران اجازه دسترسی به محتوای نشست را نداشتند. از جانبی هم گزارش شده است که کدام تصمیم‌گیری نبوده است و صرفا پیش‌نهادهای مطرح شده است و تبادل نظری صورت گرفته است.

در حالی که مردم افغانستان انتظار دارند که جامعه جهانی و کشورهای ذیدخل در مسایل افغانستان، همانطور که در بحث رسمیت اداره طالبان، به‌گونه قاطعانه ایستادگی کرده‌اند در سایر اشکال تعامل و تسهیلات نیز از ابزار‌های لازم  سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی استفاده کرده اداره طالبان را در راستای پذیرش خواست جامعه جهانی و مردم افغانستان تحت فشار قرار دهند. در غیر این صورت خروجی چنین نشست‌های جز عادی سازی حضور نمایندگان طالبان در نشست‌های بین المللی، نادیده گرفته شدن تحریم‌های اعمال شده بر آنها، بی توجهی به خواست و اراده مردم افغانستان و اهمال در قبال نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان، نمی‌تواند باشد.

نشست اسلو و نگرانی از به رسمیت شناخته شدن طالبان

نشست اسلو در زمانی صورت می گیرد که  گروه حاکم نه در قبال مردم افغانستان احساس مسیولیت نموده و نه به حقوق شهروندی، حقوق بشر و حقوق زنان احترام قایل شده است. بر پایه گزارش های معتبر بین المللی طالبان یک دولت متعصب قومی تاسیس نموده اند که حداقلی از معیارها و ضوابط انسانی را دارا نیست. بر این اساس هرگونه گفتگو در غیاب مردم افغانستان و با یک گروه که با تغلب قدرت را به دست گرفته است، نمی تواند بحران افغانستان را خاتمه دهد.

مردم افغانستان نگران هستند که برگزاری چنین نشست های در بیرون از افغانستان موجب عادی سازی روابط با گروه طالبان شده و مقدمات رسمیت دهی به این گروه را فراهم نمایند.

همانند گذشته خاطرنشان می نماییم که حل بحران افغانستان صرفا از طریق گفتگو میان جریان های سیاسی و تبعیت از اراده شهروندان افغانستان صورت می گیرد. هرگونه نشست و مذاکره ای که در غیاب مردم افغانستان صورت بگیرد و در این گونه از مذاکرات به حقوق اساسی مردم افغانستان توجه نشود، فاقد مشروعیت بوده و در نتیجه اثرگذاری لازم را نیز در پی نخواهد داشت.

الزامات اذعان دیرهنگام جهان به عدم تغییر طالبان

اذعان به عدم تغییر طالبان در گزارش جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد این پرسش را مطرح کرده است که پیامدهای سیاسی و اخلاقی این اعتراف چیست؟  گزارش کمیته تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل که به تاریخ ۲۰ جوزای سال روان منتشر شده است صراحت دارد که طالبان به سیاست‌های مستبدانه پشتون محور دهه ۱۹۹۰ بازگشته‌اند. این در حالی است که از ۲۰۱۸ که مذاکرات مستقیم بین طالبان و ایالات متحده آمریکا آغاز گردید و تبلیغات گسترده در سطح منطقه و جهان مبنی بر تغییر طالبان انجام می‌شد، افکار عمومی در افغانستان و اغلب نخبگان و جریان‌های سیاسی تصریح می‌کردند که طالبان تغییر نکرده است.

به‌رغم تلاش‌های وسیع منطقه‌ای و بین المللی برای تطهیر و قباحت‌زدایی از طالبان با به‌کارگیری تعابیری از قبیل طالبان دوم یا طالبان جدید، اما رفتار و عملکرد طالبان در قبال دیگر اقوام، اقلیت‌ها، زنان و احزاب و جریان‌های سیاسی غیر طالبانی، بهترین سند و موید برداشت مردم افغانستان می‌باشد که طالبان تغییر نکرده و نخواهد کرد. شایان ذکر است که مبارزه دوامدار، جسورانه و آگاهی‌بخش زنان افغانستان در طی نزدیک به دو سال گذشته و تحمل شدیدترین فشارها از سوی طالبان از جمله محرومیت از آموزش و کار، نقش برجسته در تجدید فهم جهان و منطقه در قبال طالبان داشته است. زنان افغانستان دیگر یک طبقه جنسیتی قابل استثمار نیستند بلکه شهروندان دارای حق برای مشارکت در روندهای سیاسی و توانا برای تصدی مدیریت امور کشور در سطوح مختلف هستند.

با اینکه اذعان شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر عدم تغییر طالبان و ابراز نگرانی کشورهای منطقه از قبیل روسیه بخاطر تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان و تبدیل شدن خاک کشور تحت حاکمیت طالبان به کانون تروریسم، دیر هنگام صورت می‌گیرد، نشانه‌های خوبی از درک واقعیت‌های افغانستان از سوی جهان است و انتظار می‌رود شاهد تغییر در تعامل جهان با طالبان باشیم.

ناکامی طالبان در کسب مشروعیت بین المللی بیشتر بخاطر مسایل حقوق بشری و حقوق زنان بوده است و جامعه جهانی با توجه نقض گسترده حقوق بشر از سوی طالبان حاضر به پذیرش رژیم طالبان به عنوان عضوی از  جامعه جهانی نبوده است. اما گزارش جدید شورای امنیت و تصریح به سیاست‌های انحصاری قوم‌گرایانه طالبان، از یک طرف و تشدید نگرانی در سطح منطقه و جهان از افزایش فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان از جانب دیگر، ایجاب می‌کند که جامعه جهانی و کشورهای منطقه سیاست‌های خود در قبال افغانستان و طالبان را به صورت جدی بازنگری کنند.  انتظار می‌رود بازنگری تعامل با طالبان به عنوان پیامد اذعان به عدم تغییر طالبان در دستور کار جامعه جهانی قرار گیرد.

فهم ما این است که الزامات اذعان به سیاست‌های قوم‌گرایانه و نفی موجودیت سیاسی دیگر اقوام و گروه‌ها هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ اخلاقی ذیل تجدید نظر در تعامل با طالبان مفصل‌بندی گردد. یکی از محورهای این تجدید نظر ارتقاء سطح تعامل با اپوزیسیون و گروه‌های سیاسی و اجتماعی ریشه دار افغانستان است که از اقوام و اقشار مختلف نمایندگی می‌کنند. علاوه بر آن کاهش فشار بر طالبان نباید به  پذیرش حقوق اولیه آموزش و کار زنان منوط گردد بلکه دایر مدار پذیرش گفت‌وگوی بین الافغانی از جانب طالبان باشد که مجمعی به نمایندگی از تمام مردم افغانستان اساسات نظام سیاسی آینده را با در نظر داشت تمام جوانب مسیله از جمله ابتنای نظام سیاسی بر اراده مردم و حق مشارکت عادلانه سیاسی برای همه اقوام و زنان افغانستان، تنظیم و تصویب کند. 

جامعه مدنی افغانستان و بستر سازی تحول سیاسی

اصطلاح جامعه مدنی به مفهوم امروزی در دهه ۱۹۸۰ زمانی بر سر زبان‌ها افتاد که به نمادی از جنبش‌های اعتراضی غیر دولتی علیه رژیم‌های اقتدارگرا در اروپای شرقی و آمریکای جنوبی، تبدیل شده بود. تعریف جامعه مدنی امری ساده نیست. به گفته «ون دایک» از پژوهشگران مرکز مطالعات بین المللی استراتژیک مستقر در واشنگتن، مفهوم جامعه مدنی در گذر زمان از پلتفرم‌های انجمنی به طیف وسیعی از گروه‌های سازماندهی شده ارگانیک با اشکال، کارکردها و اندازه‌های مختلف، تحول یافته است. بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۳، امروزه جامعه مدنی شامل طیف وسیعی از گروه‌های سازمان یافته و سازمان نیافته می‌شود و مرزهای  قدیمی بین بخش‌ها را درنوردیده است. براین اساس یکی از اشکال فعالیت نهادهای مدنی فعالیت آنلاین و ثبت شده در فضای مجازی است. در حالی که در تعریف قدیمی‌تر، جوامع مدنی باید در چارچوب قوانین داخلی یک کشور یا مطابق قوانین بین المللی ثبت و راجستر می‌بودند، تحول جدید این است که نهادهای مدنی مرتبط با کشورهای مثل افغانستان که اداره طالبان اجازه فعالیت آزادانه را نمی‌دهد، می‌توانند به صورت آنلاین و بدون ثبت و راجستر رسمی فعالیت کرده و کارکرد خود را داشته باشند.

امروزه فن‌آوری اطلاعات و گسترش فضای مجازی بستر جدیدی را برای فعالیت نهادهای مدنی فراهم کرده است.  در طی سال‌های اخیر در افغانستان و جهان شاهد رشد روز افزون فعالیت‌ نهادهای جامعه مدنی به صورت آنلاین هستیم. فضای مجازی زمینه شبکه‌سازی و تعامل در ماورای افق و مرزهای جغرافیایی را فراهم کرده است. اعمال محدودیت طالبان بر رسانه‌ها، نهادهای مدنی و آموزشی باعث شده است که شهروندان افغانستان بیش از گذشته فعالیت‌های دادخواهانه، آموزشی و انتقادی خود را به صورت آنلاین و یا ثبت شده در فضای مجازی سازماندهی و ارایه کنند.

بنابراین نهادهای مدنی افغانستان که در طی دو دهه فضای باز سیاسی رشد نسبی کرده بود، با تحول سیاسی پیش آمده از حرکت باز نمانده بلکه با توجه به ظرفیت‌های موجود و تحول در مفهوم و شیوه عمل نهادهای مدنی، می‌توانند با قدرت به فعالیت‌های خود ادامه دهند. فعالیت موثر و برنامه‌ریزی شده نهادهای مدنی خارج از کشور می‌تواند نقش نظارتی قوی بر اعمال و رفتار اداره طالبان را بازی کند. با توجه به وابستگی طالبان و کشور به حمایت‌های جامعه جهانی، از یک طرف و بسته بودن فضای نقد و نظارت شفاف در داخل کشور از جانب دیگر، ایجاب می‌کند که نهادهای مدنی مستقر در خارج توجه خود را به تحولات داخل معطوف کرده اقدامات خلاف حقوق بشر و منافع ملی طالبان را به گونه مستند و مشروح زیر ذره‌بین داشته باشند و اجازه ندهند اقدامات ضد انسانی، قوم‌گرایانه، زن و زبان‌ستیز مثل دهه ۱۹۹۰ در سکوت انجام شود.

Friendly gathering of members of the Citizens’ Party of Afghanistan in Brussels.

The delegation of the Citizens’ Party participated in a friendly gathering with members and supporters of the party in Brussels. In this intimate gathering, discussions were held about utilizing the capacities of the diaspora, future planning, and supporting the Citizens’ Party.

The leadership of the Citizens’ Party sincerely appreciates the efforts of friends in Brussels who warmly welcomed the party delegation and actively collaborated in organizing meetings and programs. We express our heartfelt gratitude to them.

The political delegation of the ACP meeting with relevant officials of the European Union in Brussels

Today, the political delegation of the Citizens’ Party of Afghanistan, led by Dr. Zakir Hussain Ershad, held a meeting and discussion with officials seat of Afghanistan  from the European Union at the EU headquarters in Brussels. The topic of discussion between the two sides was the assessment of the situation in Afghanistan and finding a way out of the ongoing crisis.

Dr. Ershad, while examining the latest political developments in Afghanistan to find a way out of the current situation, highlighted three important and fundamental factors for laying the groundwork for peace in Afghanistan:

۱.      In the realm of principles and values: Instead of emphasizing narrow ethno-linguistic and religious values, the focus should be on citizen-centered values.

۲.      Regional Cooperation: Encouraging regional cooperation and engagement to address the challenges in Afghanistan. This involves fostering constructive relationships with neighboring countries and regional powers, as their support and cooperation are essential for achieving stability and peace in Afghanistan.

۳.      International Support and Assistance: Seeking continued international support and assistance to facilitate the peacebuilding process in Afghanistan. This includes diplomatic efforts, financial aid, and assistance in capacity building, security, and governance. International backing is crucial for creating a conducive environment for peace and stability in the country.

By addressing these three factors, Dr. Arshad believes that it would lay the groundwork for peace in Afghanistan and pave the way for resolving the ongoing crisis.

Afghanistan and extrem Dialictical

Dr. Mohammad Shafaq Khawati

The rationality of tribal political governance in Afghanistan has been influenced by two intertwined dialectics: the structural and agent dialectics, with the predominance of structural roles over agency, and the governing dialectic among three structural domains, namely “antagonistic and tribal culture and religion,” “plundering economy,” and “extractive and despotic tribal politics.” This second dialectic has also been realized through the mediation of agency elements.

“The outcome of the dialectical process of cultural and economic structures of Afghan society and the outcome of the dialectical process of structure and agency throughout the contemporary history of Afghanistan have been the predominance of structural imperatives over agency in Afghanistan. The dominance of structures over agency has led to the stagnation of the Afghan agency’s mindset, social recession, and the halt of progress in Afghanistan. Consequently, due to the stagnation of the agency’s mindset, Afghan society has reached a state of cultural stagnation, intellectual obstruction, and resistance to social dynamism. This stagnation and obstruction, or the recession and halt of progress, have imparted a characteristic of distance and repetition to the history of Afghanistan. The history of developed societies, on the other hand, has had a nature of evolution and an upward trajectory.”

Some Third World societies have also followed a semi-evolutionary path. However, in Afghanistan, it seems that with the cessation of time, this society has been revolving around itself for nearly three centuries, without any kind of dynamism and transformation in its trajectory, except for the repetition of past patterns. Any transformation in the course of history and changes in the direction of structures are subject to the effective intervention of a skilled “agent” who emerges in some societies. However, in societies like Afghanistan, we have lacked skilled agents who could take steps towards the movement of history. The historical trajectory of Afghan society can be demonstrated as follows, in comparison to other societies.

This cycle of regression and stagnation has occurred as a result of the extremist prohibition of past practices and the fear of innovators and breaking with tradition among the agents. Any kind of rethinking, innovation, and deviation from habitual practices, contrary to the structural movements, has led to the ruthless expulsion and elimination of the agents of innovation. It is happening at a time when Europe is taking steps towards the Renaissance, while the Islamic world is experiencing a process of backwardness.

However, in Afghanistan, even when many Asian countries are taking an upward trajectory, our cycle of regression reaches its turning point and intensifies. As observed in previous seasons, after the emergence of Ahmad Shah Abdali, although Afghanistan is said to have an independent government according to official historians (although this independence has not been more than a myth), culturally, economically, and overall in terms of its civilization, it rapidly enters a steep decline. The arrival of Ahmad Shah (marking the beginning of a prolonged cycle of regression over the past three centuries) in Afghanistan coincides with the peak of Western advancement in industry and the expansion of concepts such as human rights, equality, citizenship, etc., in Europe.


However, simultaneous with the Western Renaissance and the Industrial Revolution in Europe, even relatively advanced Asian countries today, such as China and Japan, which had a glorious civilization in ancient times, fell far behind the Western wave of renewal until the ۱۷th and ۱۸th centuries. They secluded themselves and, due to a fear of foreign influence and an aversion to the West, made efforts to preserve their own traditions. But from the ۱۷th century onwards, they engaged in calculated manipulation of their social and cultural traditions and began an era of dynamism and progress, which included reinterpreting and reevaluating the teachings of Confucius.



Of course, concurrent with the Western Renaissance and the Industrial Revolution in Europe, even relatively advanced Asian countries today, such as China and Japan, which had a glorious civilizational history in ancient times, fell far behind the Western wave of renewal until the ۱۷th and ۱۸th centuries. They retreated into their own shells and, due to xenophobia and anti-Western sentiment, made efforts to preserve their own traditions. However, from the ۱۷th century onwards, they engaged in calculated modifications within their social and cultural traditions and began a process of dynamism and progress. This included reinterpretation or reevaluation of Confucian teachings.

However, in the contemporary history of Afghanistan, economic and cultural structures have dominated and constrained Afghan agency, depriving Afghan actors of agency and subjectivity. Until this historical period, the structure has been dominant in Afghanistan, and in the dialectic of structure and agency, the weight of structural influence has been heavier than the effectiveness of agency. The Afghan actor has only engaged in replicating the necessary actions dictated by the structural conditions, perpetuating and reproducing its characteristics, without being able to bring about any significant changes in the direction of structural movements.

Now, how can subjectivity be restored to the Afghan subject, or how can the production of subjectivity be pursued, and with what mechanism can a definite path of exit be sought to overcome this obstruction, stagnation, and resistance? Is it possible for the Afghan actor to break free from the entrapment of the structural spider’s web, break free from the shackles of entrenched traditions, and transcend the rule of tribalism? Answering these questions requires reflection on the mechanism of mental stagnation of the actor and the factors of resistance played by the actor in Afghanistan.

هیئت سیاسی حزب شهروندان افغانستان عازم بروکسل گردید

هییت سیاسی حزب شهروندان افغانستان به رهبری ریاست این حزب، جناب داکتر ذاکر حسین ارشاد عازم بروکسل مقر اتحادیه اروپا گردید. در این سفر قرار است هییت اعزامی حزب شهروندان افغانستان با مسیولان ذیربط اتحادیه اروپا در مورد افغانستان، گفتگوهای را به انجام برساند.
اخبار تکمیلی از همین صفحه متعاقبا منتشر می گردد

رئیس محترم کمیته فرهنگی حزب شهروندان افغانستان جناب آقای دکتر خلوصی!

پیام تسلیت و همدردی حزب شهروندان افغانستان

به مناسبت درگذشت مادربزرگ گرامی “دکترمحمدحسین خلوصی

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام

  مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت.  با کمال تاسف و تاثر فراوان اطلاع یافتیم که مادر بزرگ گرامی جناب دکتر محمد حسین خلوصی، رییس کمیته فرهنگی حزب شهروندان افغانستان داعی اجل را لبیک گفته و به دیار ابدیت پیوسته است.

هییت رهبری و اعضای حزب شهروندان افغانستان، این مصیبت وارده را به جناب دکتر خلوصی، خانواده محترم و سایر بازماندگان و اقارب مرحومه تسلیت عرض نموده از بارگاه ایزد منان برای مرحومه مغفوره بهشت برین و برای بازماندگان صبر و اجر جزیل استدعا می‌نماید.

با عرض حرمت

هییت رهبری و اعضای حزب شهروندان افغانستان

۶ جون ۲۰۲۳ /۱۶ جوزای ۱۴۰۲