چرا غرب کابل آماج حملات تروریستی و تبلیغاتی دشمن است؟

غرب کابل ناحیه وسیعی از پایتخت کشور را شامل می‌شود که شهروندان از اقوام مختلف در آن سکونت دارند. از آنجایی که بخش قابل توجه غرب کابل از جمله دشت‌برچی به صورت متمرکز زیست‌گاه هزاره‌ها و شیعیان است و فعالیت‌های سیاسی- نظامی و فرهنگی هزاره‌ها بخصوص در دو مقطع؛ دهه ۱۹۹۰ و دو دهه نخست قرن بیست و یک در این بخش از شهر پر رنگ بوده است، پیوندی محکمی بین غرب کابل و مردم هزاره و شیعه برقرار شده است. دشمن برای جلوگیری از بالندگی و ایفای نقش سازنده مردم غرب کابل، در دو جبهه حملات تروریستی مسلحانه و تبلیغات مشروعیت‌بخش این نسل‌کشی بسیج شده است.

از نظر فرهنگی هر چهار دانشگاه معتبر دولتی و موسسات آموزشی و تخنیکی پیش دانشگاهی در غرب کابل موقعیت دارند و از این جهت غرب کابل از چند دهه گذشته بدین سو کانون فعالیت‌های فرهنگی، محل پرورش و رفت و آمد نخبگان فکری خارجی و داخلی بوده است. در دو دهه گذشته اما تأسیس ده‌ها دانشگاه خصوصی، صدها مکتب، کتاب‌خانه، آموزشگاه‌های تخصصی در عرصه‌های مختلف از جمله بخش‌های آمادگی کانکور، زبان‌های خارجی، هنر و غیره این بخش از شهر را به مرکز تولید فکر، تربیت نیروی انسانی متخصص و کانون تحول و بالندگی فکری کشور تبدیل کرد. غرب کابل به معنی هزارگی آن از یک طرف وجهه و کلاس اجتماعی مردم هزاره را از قشر بی‌سواد و متصدی امور شاقه، به مردم با دانش، معلم و استاد تبدیل کرد و از جانب دیگر به عنوان محل گفت‌وگوی‌های سازنده علمی پای بسیاری از نخبگان فکری را فراتر از دانشگاه‌های دولتی به مراکز فرهنگی و آموزشی غیر دولتی چه برای فراگیری و چه برای آموزگاری، کشاند. 

از جانب دیگر غرب کابل و مخصوصا دشت برچی در سال‌های اخیر با توجه به فعالیت وسیع مراکز دینی مثل مدارس علمیه، مساجد، حسینیه‌ها و دیگر نهادهای فرهنگی ارزش‌محور، به کانون معنوی و دینی خردگرای شهر نیز تبدیل گردید. مجالس عزاداری پرشکوه از عاشورا و دیگر مناسبت‌های دینی و مذهبی نمونه‌ای از عشق و علاقه‌مذهبی و دینی جوانان این بخش از کابل است. پیشگامی و بالندگی علمی و معنوی مردم غرب کابل موجب تحمل‌ناپذیری دشمنان افغانستان و ساکنان غرب کابل گردید. دشمن ناتوان از رقابت و تحمل، در دو جبهه کشتار مسلحانه و تخریب وجهه و اعتبار این سامان کمربست.

 در جبهه نخست، ده‌ها حمله ضد انسانی و تروریستی بر آموزش‌گاه‌ها، مکاتب، ورزشگاه‌ها، شفاخانه‌ها، مساجد، حسینیه‌ها و نقطه نقطه غرب کابل و مخصوصا دشت‌برچی انجام شد و صدها  نخبه و جوانان آینده دار غرب کابل را به خاک خون کشاندند که این روند هنوز هم ادامه دارد. در جبهه دوم اشکالی از تبلیغات زهر‌اگین مشروعیت‌بخش اقدامات تروریستی را علیه مردم غرب کابل طراحی و اجرا می‌کنند. آنچه در روزهای اخیر از سوی سید عیسی حسینی مزاری مبنی بر نسبت دادن کفر و فحشا به مردم غرب کابل رخ داده است، از مصادیق بارز دشمنی و مبارزه در جبهه دوم علیه غرب کابل است.

سلسله کنفرانس های بزرگ مخالفان؛ فصل پساطالبان در راه است؟

در کمتر از دو هفته اخیر سه کنفرانس بین المللی با حضور چهره‌ها و نظریه‌پردازان مطرح ضد طالبان در تهران، مسکو و دو شنبه برگزاری گردید. کنفرانس بین المللی «جریان‌شناسی مقاومت» در تهران، کنفرانس بین المللی «افغانستان در میان گذشته و آینده»، در مسکو و یازدهمین نشست امنیتی هرات با عنوان «بازخوانی افغانستان، راه‌کارهای متفاوت» در دوشنبه. مخالفان طالبان از رهبران سیاسی، مقامات حکومت پیشین، اعضای جامعه مدنی، نویسندگان و پژوهشگران به صورت گسترده در این نشست‌ها حضور داشته و وضعیت جاری افغانستان و راهکارهای رفتن به سمت آینده را به بحث گرفتند. پرسش اصلی این است که مهمترین پیام این نشست‌ها چیست؟ و آیا افغانستان و منطقه برای ورود به فصل پسا طالبان آمده می‌شوند؟
به نظر می‌رسد ناکامی طالبان در استفاده از فرصت پیش آمده در بیش از دو سال گذشته، مردم افغانستان، کشورهای منطقه و حتی حامیان طالبان را مأیوس کرده است. طالبان بجای تلاش در راستای راه‌اندازی گفت‌وگوی ملی، تدوین قانون اساسی، زمینه‌سازی برای انتخابات و مشارکت همگانی در روندهای سیاسی، احترام به حقوق بشر و حقوق زنان و مهار تروریست‌های بین المللی، برعکس به انحصار بیش از پیش قدرت، حذف اقوام و زنان از تمامی عرصه‌های سیاسی و اجتماعی، جنگ با فرهنگ و تاریخ و زبان مردم افغانستان و حمایت از تروریست‌های بین المللی، روی آورده است. بحران اقتصادی شدید در افغانستان، خروج سیل‌آسای مردم از کشور، فساد گسترده در اداره طالبان، تداوم ناکامی طالبان در کسب مشروعیت ملی و بین المللی را در پی داشته و زمینه را برای اتخاذ تدابیر همه جانبه در راستای افغانستان پسا طالبان فراهم کرده است.
ساختار سیاسی هیچ یکی از کشورهای روسیه، تاجیکستان و ایران بدون نظر مساعد دولت‌ها و نظام سیاسی این واحدها اجازه نمی‌دهد که مخالفان مسلح و سیاسی طالبان در سطح بلند در این کشورها سخنرانی و کمپین ضد طالبانی داشته‌ باشند. برگزاری این سلسله نشست‌ها که به صورت آشکار عصبانیت و خشم طالبان را در پی داشته است، نشان می‌دهد که کشورهای منطقه مجاب شده‌اند که طالبان آنطور که وانمود می‌شد تغییر نکرده و اساسا با ایده تأمین ثبات، تشکیل دولت فراگیر، رعایت حقوق سیاسی اقوام و اقلیت‌ها و مبارزه با تروریست‌های بین المللی میانه ندارند. تنش در روابط پاکستان و طالبان که منجر به بحران اخراج مهاجران از این کشور گردیده نشان می‌دهد که طالبان طرحی برای همزیستی مسالمت‌آمیز حتی با قوی‌ترین حامی خود را ندارند بلکه به جریان‌های مثل تی تی پی اجازه فعالیت و انجام عملیات علیه پاکستان می‌دهند.
با توجه به مطالب پیش‌گفته احساس می‌شود مخالفان طالبان در حال ساماندهی و همسویی راهبردی با حمایت مردم افغانستان و استقبال کشورهای منطقه و حتی جهان هستند. اگر تعامل طالبان با مردم افغانستان، منطقه و جهان تغییر نکند، زودتر آن که فکر می‌شد فصل تازه‌ای در تاریخ کشور رقم خواهد خورد.

In celebration of the International Day for the Elimination of Violence Against Women

Gender equality remains a global challenge, but the situation for women in Afghanistan is more lamentable than in any other country. Since the Taliban came to power, the condition of women has worsened significantly. Women’s presence in public life has been minimized to the greatest extent possible, and various forms of suppression and discrimination have been imposed on them. One example of violence against women is preventing their education, leaving the country with a shortage of female doctors, nurses, and midwives
The depth of this tragedy lies in the fact that the deprivation of women from various spheres was soon normalized, both internally and externally, in a way that the exclusion of women became accepted as a specific cultural characteristic of Afghanistan.
The Taliban, relying on their narrow interpretation of Sharia law, have imposed such restrictions against women. They have deprived women of all freedoms and imprisoned those who have raised their voices for their rights. The global community has merely limited itself to reporting the discrimination against women and has taken no practical action against the ruling group to hold them accountable for women’s rights
The first important step in overcoming the current distorted situation is to reinterpret the contentious interpretations of religious scholars regarding women in a confrontational manner. Many existing problems, such as widespread violence against women, their exclusion from public spaces, and mass killings, have their roots in conservative religious interpretations. The religious scholars in Afghanistan have a mission to rectify these deviations by reforming these interpretations, thereby keeping the Afghan people away from the pain and suffering caused by these seemingly religious biases.
In addition, Afghan civil society, especially organizations and institutions active in the field of human rights and women’s rights, must seriously combat discriminatory policies against women to prevent the perpetuation of the ugliness of women’s deprivation. Normalizing the state of deprivation keeps women perpetually vulnerable. This vulnerability, in addition to victimizing women, will impact the entire social arena in Afghanistan in the future, hindering any prospects for transformation and progress in the country

تردیدها منطق تعامل با طالبان را تغییر میدهد

خروج غیر منتظره آمریکا از افغانستان به معنای شکست این کشور از طالبان قلمداد گردید و مبتنی بر این انگاره دولت‌های همسایه تعاملی نزدیکی با طالبان برقرار نمودند. سرعت تحولات سبب گردید که اپوزیسیون فعالی نیز شکل نگیرد و طالبان به صورت انحصاری در جایگاه کنشگر از جایگاه دولت ملی قرار بگیرند.
تحولات این روزها به خوبی نشان می‌دهد که در هر دو عرصه فوق تغییراتی صورت گرفته است؛ منتقدان تعامل با طالبان در کشورهای همسایه به تدریج وارد عرصه‌های تصمیم گیری می‌گردند و جریان‌های مخالف طالبان کم کم از حاشیه به متن وارد می‌شوند.
موقعیت راهبردی افغانستان به عنوان یک فاکتور مهم بازهم جایگاه خویش باز می‌یابد و الزامات خود را در عرصه‌ کنشگری سیاسی بازتاب می‌دهد. این روزها دولت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای فراتر از شعارهای کلیشه‌ای این حقیقت را درک کرده‌اند که انحصار گرایی طالبان در عرصه سیاسی پذیرفتنی نیست و برای مهار این جریان تروریستی لازم است که دیگر جریان‌های‌ سیاسی نیز سهمی از کیک قدرت داشته باشند. این روند به تدریج به نقطه اشتراک میان مردم افغانستان و دولت‌های اثرگذار خواهد رسید و آن نقطه اشتراک این است که صرفا از طریق شکل گیری یک دولت فراگیر و پاسخگو است که هم حقوق شهروندان افغانستان تامین می‌گردد و هم خطرات بی ثبات سازی منطقه توسط گروه‌های تروریستی موجود در افغانستان کاهش می‌یابد.
عبور مسالمت آمیز و یا غیر مسالمت آمیز از نظم تک قطبی به نظم چند قطبی نتایج و بروندادهای خود را به صورت مستقیم بر عرصه سیاسی افغانستان تحمیل می‌کند؛ در طول سه قرن تجربه تاریخی، فرآیند ساختار نظام بین‌المللی مهم ترین عامل دولت سازی در افغانستان بوده است. چشم انداز این عبور نیز مشخص می‌نماید که تسلط یک گروه تمامیت خواه بر عرصه سیاسی کشور غیر قابل قبول است و مبتنی بر چند قطبی شدن ساختار نظام بین المللی عرصه کنشگری در افغانستان نیز چند گروهی خواهد گردید.

به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان

برابری جنسیتی هنوز چالش جهانی است ولی وضعیت زنان در افغانستان بیش از هر کشوری تاسف‌بار است. پس از به قدرت رسیدن طالبان، وضعیت زنان بدتر از همیشه شده است. حضور زنان از عرصه عمومی به شدیدترین وجه ممکن حداقل سازی شده و انواعی از سرکوب و تبعیض بر آنان اعمال شده است. تنها یکی از مصادیق خشونت علیه زنان در جلوگیری از تحصیل آنان، کشور را با کمبود پزشک، پرستار و قابله های زن مواجه کرده است.
عمق این فاجعه در این است که محرومیت زنان از عرصه های مختلف به زودی عادی سازی گردید و چه در داخل و چه در خارج به نحوی پذیرفته شد که محرومیت زنان از ویژگی‌های خاص فرهنگی افغانستان است.
طالبان با اتکا بر برداشت تنگ نظرانه خویش از شریعت چنین محدودیت‌های را علیه زنان تحمیل نموده اند. آنان تمام آزادی‌های زنان را سلب کرده‌ و کسانی را که بخاطر خواستن حق‌شان صدا بلند کرده‌اند، به زندان انداخته اند. جامعه جهانی نیز صرفا به گزارش تبعیض‌هایی اعمال شده علیه زنان بسنده نموده و هیچ گونه اقدام عملی علیه گروه حاکم در راستای مسیولیت پذیر نمودن این گروه در قبال حقوق زنان، انجام نداده است.
نخستین گام مهم در برون رفت از وضعیت موجود مخدوش نمودن تفسیرهایی زن ستیزانه از شریعت است که می بایست توسط علمای دینی صورت گیرد. بسیاری از نابسامانی‌های موجود مثل خشونت‌هایی گسترده علیه زنان، حذف آنان از عرصه عمومی و نسل کشی هزاره‌ها ریشه در قرایت‌های متحجرانه دینی دارند و این رسالت دینی عالمان افغانستان است که با اصلاح این قرایت انحرافی، مردم افغانستان را از درد و رنج ناشی از این تعصبات به ظاهر مذهبی دور نگه دارند.
افزون بر آن جامعه مدنی افغانستان، خصوصا سازمان‌ها و نهادهای فعال در عرصه حقوق بشر و حقوق زنان در مقابله با سیاست‌های تبعیض آمیز علیه زنان به صورت جدی مبارزه نمایند تا قباحت محرومیت زنان هم‌چنان باقی بماند. عادی شدن وضعیت محرومیت، زنان را برای همیشه آسیب‌پذیر نگه می‌دارد. این آسیب پذیری در آینده افزون بر قربانی نمودن زنان، کل عرصه حیات جمعی را در افغانستان تحت تاثیر قرار خواهد داد و چشم انداز هرگونه تحول و پیشرفت را در کشور دور از دسترس نگه خواهد داشت.

منشور حزب شهروندان افغانستان

This error message is only visible to WordPress admins

Error: No feed found with the ID ۲.

Go to the All Feeds page and select an ID from an existing feed.