یازدهم سپتامبر پیامد نادیده گرفتن خطر تروریسم در جهان امروز بود

یازدهم سپتامبر، پیامد نادیده گرفته شدن خطر تروریسم در جهان امروز بود و بنابراین، درس‌‌های عبرت بسیاری برای جهان معاصر دارد. در ادامه به چند مورد از پیام‌‌های آن رویداد تروریستی اشاره می‌‌شود:

یکم؛ بنیادگرایی و افراط‌‌گرایی مذهبی خطر واقعی برای جهان متمدن امروز است. با وجود افراط‌گرایی مذهبی، جهان امن تحقق‌ناپذیر است. برجسته‌ترین ارزش‌ها و نمادهای دنیای جدید در معرض تهدید حیاتی‌است. چنانکه بت‌‌های بامیان به‌عنوان میراث فرهنگی و تمدنی جهانی، قربانی افراط‌گرایی شد. برج‌‌های تجارت‌جهانی در نیویورک نیز، به‌‌مثابه نمادهای نظام ‌لیبرال‌‌ـ‌‌‌سرمایه‌داری معاصر، هدف قرار گرفت.

دوم؛ خطر بنیادگرایی و افراط‌گرایی مذهبی، هیچ حدومرزی‌را به رسمیت نمی‌شناسد و نه‌‌تنها برای یک ملت‌ـ‌‌کشور‌، بلکه تهدید وجودی برای تمام جهان متمدن ‌است‌.

سوم؛ طالبانِ‌ مسلط بر افغانستان، مهم‌ترین ‌ادارۀ سیاسی‌ای است که در کار بازتولید این خطر ‌است. هم به اعتبار تجربه و کارنامه و هم به اعتبار مبانی ایدیولوژیک‌، طالب با هرگونه مظاهر مدنی و آبادانی در ستیز است. طالبان ‌نه‌تنها برای مردم افغانستان، بلکه باید برای کل جهان خطر فوری تلقی شود.  بنابراین هرگونه مماشات با طالبان و برخوردهای تاکتیکی با این گروه، تاوان‌های استراتژیکی برای همه ‌خواهد داشت. ارزش‌ها و آرمان‌های مشترک بین‌‌المللی و هم‌‌چنین الزامات واقع‌گرایی بین‌‌المللی‌ می‌طلبد که ملت‌‌ها ‌و دولت‌‌ها مشترکاً با این گروه تروریستی ‌به‌عنوان یک خطر برخورد کنند. چنانکه تجربۀ نادیده‌گیری خطر این گروه ‌در سال‌‌های آغازین شکل‌گیری آن ‌هزینه‌‌های جبران‌‌پذیری برای افغانستان و جهان داشت، هرگونه اهمال و غفلت در این مورد‌ می‌تواند زیان‌‌های ویرانگرتری برای همه داشته باشد.

حزب شهروندان افغانستان با تعهد پایدار به احقاق حقوق بشری و شهروندی مردم ‌افغانستان، بر مبارزۀ جدی و همه‌‌جانبۀ خود با این تهدید تأکید می‌‌کند و از دولت‌‌ها و سازمان‌‌های بین‌‌الملی ‌می‌‌خواهد که با این تهدید برخورد قاطع داشته باشند. این حزب ‌باورمند است که با بی‌اعتبار شدن ارزش‌‌های جهان‌شمول بشری‌‌ و نقض همه‌‌جانبۀ کرامت انسانی توسط گروه‌‌های بنیادگرا و تروریستی‌‌ای چون طالبان‌، ارزش‌‌های مشترک زیادی باقی نخواهد ماند تا به‌‌مثابه دستاوردهای تمدن جدید محور همگرایی جهانی قرار گیرد. حقوق، ارزش‌‌ها و میثاق‌‌های بین‌‌المللی حکم می‌کند که با گروه تروریستی طالبان و ایدیولوژی ضدبشری آن برخورد متفاوت‌‌تر از گذشته صورت گیرد. استمرار حیات این گروه در افغانستان به معنای بی‌اعتباری معنایی و کارکردی نظام بین‌الملل و بی‌توجهی به تهدیدهای وجودی این گروه برای جهان امروز است.

 

حزب شهروندان افغانستان

۱۱ سپتامبر

به مناسبت پیروزی تاریخی ذکیه خدادادی در پارالمپیک 2024 پاریس

حزب شهروندان افغانستان با افتخار و مسرت بی‌پایان پیروزی شگفت‌انگیز و تاریخی خانم ذکیه خدادادی و کسب مدال برنز در مسابقات پارالمپیک ۲۰۲۴ پاریس‌را به ‌هم‌وطنان عزیز، به‌ویژه ‌زنان شجاع افغانستان، شادباش می‌گوید.
این دستاورد بزرگ و ارزشمند تاریخی در شرایطی به دست می‌آید که زنان در افغانستان تحت تسلط گروه طالبان هدف سیاست‌ها و برخوردهای سیستماتیک و حذف همه‌جانبۀ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرار دارند و حقوق اساسی بشری آنان، از جمله حق آموزش، کار و گشت‌وگذار، ‌از آن‌ها سلب ‌شده و نیز صدا و سیما‌ء آنان ‌در قانون طالبانی ‌”عورت” تعریف شده است‌. در چنین وضعیتی، خانم خدادادی با شجاعت مثال‌زدنی نشان داد که ارادۀ زنان افغانستان، رام و مرعوب چنین سیاست‌هایی نخواهد شد‌ و ‌برای همیشه چنین پرفروغ و دوران‌ساز باقی خواهد ماند‌.
پیروزی ذکیه خدادادی معنای نمادین بی‌شماری دارد. این پیروزی نه‌تنها یک مدال ورزشی، بلکه نمادی از ایستادگی و تلاش برای اثبات برابری انسانی و نمایش توانایی‌ها و استعدادهای درخشان زنان افغانستان در «عصر ظلمتِ» طالبانی و افسون‌ زدگان مذهبی است. در عصر ظلمت طالبانی، ارزش این دستاورد فراتر از هر زمان دیگری به چشم می‌آید و باید به عنوان نقطۀ عطف الهام‌بخش برای همۀ زنان کشور در مسیر مبارزه برای دستیابی به حقوق و جایگاه برابر انسانی در تمامی عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به رسمیت شناخته شود.
حزب شهروندان افغانستان بار دیگر این پیروزی‌را به خانم خدادادی و تمام هموطنان برابری‌باور افغانستان تبریک می‌گوید و بر تعهد خود بر حمایت پایدار از حقوق زنان در هر شرایطی تأکید می‌کند.
حزب شهروندان افغانستان
۸/ ۶/ ۱۴۰۳

پانزدهم آگست 2021 یا  سقوط تمام عیار افغانستان!

پانزدهم آگست ۲۰۲۱، یکی از تاریک‌ترین روز‌های تاریخ سیاسی افغانستان بود. در این روز افغانستان، کشوری‌که ‌دودهه، با حمایت جامعۀ بین‌المللی‌، می‌کوشید ‌خود را از چرخۀ تاریخی منازعه ـ فروپاشی رها سازد و به سوی چشم‌اندازهای ثبات و توسعه حرکت کند، یک بار دیگر به گونۀ تمام‌عیار فروپاشید. این فروپاشی ‌همه‌جانبه پیامدهای ویرانگر جبران‌ناپذیری داشت. در ادامه به مهمترین مظاهر و پیامدهای این ابررخداد تاریخ معاصر کشور اشاره می‌شود:
۱. فروپاشی نظام سیاسی و نهادهای دولتی
نخستین و شاید مهم‌ترین مظهر و پیامد این روز، فروپاشی نظام سیاسی و نهادهای دولتی بود. نظامی که با تمام کمبودها و کاستی‌هایش، توانسته بود حداقل ساختارهایی صوری برای حکومت‌داری و ثبات ایجاد کند، در ‌چشم‌بر‌هم‌زدنی از بین رفت. با سقوط دولت، نهادهایی که می‌توانستند ‌مردم را به آینده‌ای بهتر خوشبین نگه دارند، نابود شدند. این فروپاشی ‌به معنای واقعی کلمه به از دست رفتن امید‌ میلیون‌ها انسان به زندگی بهتر و آینده‌ای روشن‌تر منجر شد. اردو، پلیس و نهادهای امنیتی ‌کشور، فروپاشیدند و تن به تقدیر استخوان‌سوزی دادند که سیاست‌مداران داخلی و اربابان ‌خارجی بر آنها تحمیل کردند. ‌افغانستان رو به دموکراسی، رشد و توسعه نابود شد و یک گروه تروریستی داشته‌هایش را ‌لگدمال کرد.
۲. عمومی شدن وحشت و فرار دسته‌جمعی
فروپاشی دولت و بازگشت طالبان به قدرت، موجی از وحشت همه‌جانبه ‌را در سراسر افغانستان ایجاد کرد. ‌اقشار متفاوت مردم و گروه‌های اجتماعی، به‌ویژه زنان، اقلیت‌های قومی و مذهبی، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و کسانی که با نیروهای بین‌المللی همکاری داشتند، قربانیان اصلی این وحشت فراگیر بودند. در پانزدهم آگست، نه‌تنها نیروهای بین‌المللی افغانستان را ترک کردند، بلکه میلیون‌ها انسان ‌مجبور به ترک وطن شدند؛ میلیون‌ها نفر به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان پناه بردند و بسیاری نیز به سایر کشورهای جهان آواره شدند. این فرار دسته‌جمعی، نمادی از ناامیدی عمیق و ترس از آینده‌ای بود که زیر سایۀ طالبان تیره‌و‌تار به نظر می‌رسید. برجسته‌ترین و ماندگارترین مظهر وحشت، نمایش منحصر‌به‌فرد میدان هوایی کابل و سقوط آزاد جوانان اسیر وحشت طالب از طیاره‌های آمریکایی بود.
۳. فروپاشی اجتماعی و اقتصادی
سقوط افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، با خود پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فاجعه‌باری ‌همراه داشت. اقتصاد افغانستان که به‌شدت وابسته به کمک‌های بین‌المللی بود، در پی غارت کمک‌ها توسط طالبان، ‌به‌سرعت فروپاشید. بیکاری و فقر عمومی به‌صورت گسترده‌ای افزایش یافت و میلیون‌ها انسان ‌با کمبود مواد غذایی و نیازهای اساسی زندگی مواجه شدند. فروپاشی اجتماعی نیز به‌شکلی ملموس در زندگی روزمرۀ مردم افغانستان تجلی یافت. زنان و دختران، که طی دو دهۀ گذشته به‌سختی برای حقوق اساسی خود مبارزه کرده بودند، بار دیگر با محرومیت‌های همه‌جانبه و تبعیض‌های وحشیانه مواجه شدند. حق کار، تحصیل، گشت‌وگذار و… از آنها گرفته شد و روند انسانیت‌‌زدایی از زنان افغانستان از این روز آغاز گشت.
۴. بحران انسانی
با سقوط افغانستان، بحران انسانی عظیمی به وجود آمد. میلیون‌ها تن که قادر به خروج از کشور نبودند، در وضعیت وخیمی قرار گرفتند. خشونت‌های سیستماتیک و مداوم نسبت‌به اقشار مختلف جامعه از سوی طالبان، همراه با بحران اقتصادی و فروپاشی خدمات عمومی، زندگی را برای مردم افغانستان به جهنم ‌بد‌ل کرد. بعد از این روز است که رسماً فرایند تحقیرشدگی مردم افغانستان کلید خورد، مردم غرور و عزت نفس خود را در مواجهه با وحشت و خشونت عریان طالب از دست دادند‌. از این روز به بعد ‌بازار قاچاقچیان بین‌المللی گرم شد و طالبان در یک پیوند سودجویانه با آنها این روند را تشدید کرد. دسته‌های وحشت‌زدۀ مردم از ترس طالب، در تلاش برای یافتن راهی برای خروج از این وضعیت فاجعه‌بار، سرنوشت خود را به دست قاچاقچیان انسان سپرد‌ند.
به این ترتیب می‌توان گفت که پانزده آگست ۲۰۲۱ روزی بود که با فروپاشی نظام سیاسی، ‌‌آرمان جمعی مردم افغانستان به ثبات و توسعه نیز بر باد رفت.‌ این روز نشان داد که چگونه یک کشور می‌تواند در اثر تصمیمات نادرست، فساد گسترده و عدم حمایت موثر از سوی مردم و جامعۀ بین‌المللی، به‌یکباره به ورطه نابودی کشیده شود. پیامدهای تلخ این روز همچنان ادامه دارد و مردم افغانستان همچنان در جستجوی راهی برای فرار از جهنمی‌اند که پس از سقوط دولت در آن افکنده شدند. سقوط افغانستان در این روز‌‌ درسی است برای همۀ کشورهای جهان که بدانند حمایت از دموکراسی و حقوق بشر، تنها به حضور نظامی محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند تعهد واقعی و بلندمدت به توسعه و تقویت نهادهای دموکراتیک و پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم است. بدون چنین تعهدی، هر نظامی که ساخته شود، مانند خانه‌ای بر شن، آماده فروپاشی خواهد بود.
حزب شهروندان افغانستان از همۀ کسانی که دل در گرو آبادانی افغانستان دارند می‌خواهد که با عبرتگیری از گذشته و ناکامی‌های ممتد تاریخی، طرحی ‌در‌اندازند که در پرتو آن فردای بهتر برای همه متصور باشد و ظرفیت‌های لازم برای ثبات و رشد و توسعه کشور در ساحت نظر و عمل فراهم گردد. این حزب باور دارد که تنها دموکراسی و نظام مردم‌سالار، با تمامی الزامات خود، می‌تواند راه‌حل باشد.

اعلامیۀ

در محکومیت حملۀ تروریستی بر مردم غرب کابل
و درخواست به‌رسمیت‌شناسی نسل‌کشی هزاره‌ها

حزب شهروندان افغانستان حملۀ تروریستی امروز در غرب کابل‌را که بار دیگر جمعی از هم‌وطنان عزیزمان‌را هدف قرار داد، به‌شدت محکوم می‌کند. این حملۀ ددمنشانه و دهشت‌افکنانه، در ادامۀ سلسله حملات و کشتارهای هدفمند و سیستماتیک، علیه جامعۀ هزاره‌‌ در افغانستان صورت گرفت و سند دیگری بر هدفِ کشتار بودن این جامعه در هر زمان و شرایطی است.
حزب شهروندان افغانستان، ضمن ابراز تأسف عمیق، ‌برای‌خانواده‌های قربانیان، شکیبایی و صبر برای زخمیان‌ این حمله، سلامتی کامل آرزو دارد و در کنار آن‌ها، با استفاده از تمامی ابزارها و امکانات، به دادخواهی‌های خود با هدف تحقق عدالت و توقف این جنایات ادامه ‌خواهد داد. هم‌چنین از مردم، احزاب و نهادهای مدنی‌افغانستان انتظار می‌رود که ‌در چنین اوضاع و شرایط کنار خانواده‌های قربانیان و مردم بی‌گناه هزاره قرار بگیرند و ‌مسیولیت شهروندی و هم‌وطنی‌‌خود‌‌را برای جلوگیری از این سریال فاجعه‌بار انسانی و به‌رسمیت‌شناسی نسل‌کشی هزاره‌ها از هیچ کوششی دریغ نورزند.
حزب شهروندان افغانستان باورمند است که مطالبۀ عمومی مبنی بر جلوگیری از نسل‌کشی‌هزاره‌ها به معنای دفاع از حقوق شهروندی و ‌بشری همۀ گروه‌های اجتماعی است. آری گفتن به مطالبۀ «توقف نسل‌کشی هزاره‌ها»، ‌از سوی گروه‌های متفاوت اجتماعی در افغانستان، می‌تواند پاسخ اخلاقی و عملی به آرمان ‌ملت ‌شدن باشد.‌‌
حزب شهروندان افغانستان از سازمان ملل متحد، دیوان بین‌المللی‌کیفری (ICC)، دیگر نهادهای ذیربط و از تمامی‌کشورهای جهان نیز می‌خواهد که با به رسمیت شناختن نسل‌کشی‌هزاره‌ها، از هرگونه حمایت سیاسی، اقتصادی و حقوقی لازم از مطالبۀ همگانی «توقف نسل‌کشی هزاره‌ها» دریغ نورزند، چه اینکه تنها از این طریق است که می‌توان گامی موثر در جهت پایان دادن به این کشتارها برداشت. این حزب باور دارد که تنها با همبستگی ملی و بین‌المللی‌ می‌توان به این زنجیرۀ جنایات علیه جامعۀ ‌هزاره پایان داد و زمینه‌ساز تحقق صلح و عدالت در افغانستان شد.
حزب شهروندان افغانستان
۲۱ اسد ۱۴۰۳

اطلاعیه!

پانزده آگوست ۲۰۲۱ تلخ ترین و نا امید کننده ترین حادثه سیاسی در افغانستان است. در این روز افغانستان سقوط کرد و نتایج بیست سال امید وکوشش های داخلی و بین المللی یک شبه نابود شد.

بیانیۀ حزب شهروندان افغانستان دربارۀ وضعیت مهاجران و پناهجویان افغانستانی در ایران

مهاجرت و پناهندگی، واقعیت جهانی و حق بین‌المللی‌است. گروه‌های اجتماعی به دلایل مختلفی از جمله نابسامان بودن شرایط زندگی در کشور‌شان، تن به مهاجرت و پناهندگی می‌دهند. جنگ‌ها و خشونت‌ورزی‌ها عامل اصلی مهاجرت و پناهندگی‌اند و کشورهای درگیر منازعه بیشترین آمار مهاجر و پناهنده‌را دارند.
 مهاجرت و پناهندگی‌هم به اعتبار حقوق بین‌الملل و هم به اعتبار ادبیات دینی، امر رایج و پذیرفته‌ شده ‌است. در حقوق بین‌الملل مهاجرت و پناهندگی، دارای پشتوانه‌های‌حقوقی‌است که کشورها موظف به رعایت اصول و مکلفیت‌های آنهایند. در ادبیات دینی نیز‌ مهاجرت و پناهندگی، فراتر از یک واقعیت، یک حق مقدس و مورد تأکید نیز می‌باشد. مهاجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و خلق ادبیات مهاجر و انصار، برجسته‌ترین نمونۀ تاریخی در این مورد است ‌و پیام‌های واضحی برای جامعۀ اسلامی دارد.
متأسفانه افغانستان به عنوان جغرافیای‌جنگ‌های نیابتی، همواره درگیر منازعه و نا امنی‌بوده است. در  بسیار موارد کشورها‌ منافع خود‌را از رهگذر خلق بحران و دامن زدن به جنگ و منازعه در افغانستان تعقیب کرده‌اند. نتایج کار اجاره‌کاران داخلی به‌منظور تطبیق راهبرد کشورهای‌خارجی، وضعیت افغانستان‌را غیر‌قابل تحمل ساخته است؛ وضعیتی‌که مردم افغانستان‌را ناگزیر کرده است که برای بقای‌خود سرزمین آبایی و اجدادی‌خود‌را ترک کنند و به ‌کشورهای همسایه و فراتر از آن مهاجر و پناهنده شوند.
یکی از کشورهای پذیرای چند میلیون مهاجر و پناهجوی افغانستانی، ‌جمهوری اسلامی ایران‌ بوده است. این کشور از آغاز مقاومت مردم افغانستان در برابر اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوری، در کنار مردم افغانستان ایستاده‌ و همکاری‌های زیادی با آنها داشته است و مردم افغانستان نیز به دلایل مختلفی، از جمله اشتراکات فرهنگی، تاریخی، زبانی و در دسترس بودن، ترجیح داده‌اند که بقای‌خود را در ایران جستجو کنند تا هرگاه امکان بازگشت میسر شود، بتوانند به‌راحتی برگردند. به همین دلیل، حزب شهروندان افغانستان از ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران بابت چنددهه میزبانی مردم افغانستان‌ قدردانی می‌کند و انتظار دارد که خاطرات خوش مهاجرین از ‌ایران تحت تأثیر برخوردهای عقده‌ای و غیر‌انسانی برخی از افراد قرار نگیرد. نیز آرزو دارد که سیاست‌های مهاجرتی جمهوری اسلامی‌ ایران ‌چنان ادامه یابد که سزاوار هر دو ملت باشد‌.
اگرچه در این روزها، موج مهاجرـ‌ پناهجوستیزی در گوشه‌و‌کنار جهان از سوی راسیست‌ها و گروه‌های افراطی، که دچار بیماری‌خود برتربینی‌اند، ‌دامن زده می‌شود و مهاجران و پناهجویان بی‌پناه کشورهای جهان سوم، از جمله مهاجران و پناهجویان ایرانی، با مشکلات عدیده‌ای در این کشورها درگیر اند، ولی در میان موج‌های مهاجرستیزی، متأسفانه مهاجرـ‌پناهجوستیزی در دو کشور شرایط متفاوتی پیدا کرده است: یکی‌ در جمهوری‌اسلامی ایران و دوم‌ در تیم انتخاباتی دونالد ترامپ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحدۀ امریکا. دونالد ترامپ شعار انتخاباتی ریاست جمهوری‌خود‌را به برخورد با مهاجر‌ان و پناهجویان غیر‌قانونی متمرکز کرده است و از این‌طریق می‌خواهد رأی گروه‌های ناراضی از حضور مهاجرین و پناهجویان‌را به دست بیاورد. در جمهوری اسلامی ایران نیز متأسفانه برخی از نامزدهای انتخاباتی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری از همین سوژه بهره بردند که عوارض آن متأسفانه، به‌مرور منجر به تراژدی‌های وحشتناک در ایران شده است. یکی از نمونه‌های ‌این‌حواث تلخ و غیر‌قابل‌تحمل، تراژدی دماوند ایران است که در رسانه‌های اجتماعی بازتاب یافته است. مطابق گزارش‌های میدانی از ایران، داستان غم‌انگیزی مانند دماوند قصۀ پرغصۀ تمام مهاجران افغانستان در شهرهای مختلف جمهوری اسلامی ایران است.
در ارتباط به این مسأله، حزب شهروندان افغانستان نکات ذیل‌را یادآور می‌شود:
رابطۀ مردم افغانستان با ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست. اشتراکات دینی، تاریخی، فرهنگی و زبانی و منافع استراتژیک دو طرف، سرمایۀ مشترک‌ است. هم مردم افغانستان مسیول صیانت از این ارزش‌ها‌یند و هم ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران. بدیهی‌است که برخوردهای‌خشونت‌بار نیروی انتظامی‌ایران علیه مهاجران و پناهجویان بی‌پناه افغانستان، قبل از هرچیز در تضاد با این سرمایۀ مشترک است و خاطرات شیرین مردم افغانستان از ایران‌را با تلخی‌های اجتناب‌پذیری درخواهد آمیخت ‌و زمینۀ حرکت‌های واکنشی و خصمانه‌را در آینده مساعد خواهد کرد. وانگهی به‌صورت عینی حضور مهاجران و پناهجویان افغانستان در ایران از کارکردهای مختلفی در جهت توسعه و آبادانی نیز برخوردار است و فراتر از این، سرمایه‌گذاری بیش از « یک میلیارد دلار»ی شهروندان افغانستان در ایران، یکی از نمونه‌های تعامل سازنده میان شهروندان دو کشور است که آنها را در «صدر» فهرست سرمایه‌گذاران‌خارجی در ایران قرار داده است (بی‌بی‌سی فارسی).
برخوردهای تحقیرآمیز و خشونت‌بار پلیس و نیروی‌انتظامی و لباس شخصی‌های‌جمهوری اسلامی ایران با مهاجرین هیچ‌گونه توجیه اخلاقی و ارزشی ندارد و مبتنی بر منافع واقعی دو ملت نیز نیست. افزون بر این، چنین برخوردی از سوی‌جمهوری اسلامی‌ایران‌ که در آن قانون وجود دارد، نظم هست، پالیسی وجود دارد، قوه‌های مسیول در آن وجود دارد و اوضاع تحت اشراف است، شایسته نمی‌باشد. به نظر می‌رسد چنین برخوردهایی قبل از اینکه از مشکلات مهاجرتی موجود در ایران بکاهد، بیشتر زوال نظم در یک دولت مقتدر را برجسته می‌کند و افت اخلاقی یک ملت با ‌فرهنگ و تمدن درخشان تاریخی‌را بازتاب می‌دهد. درست است که مردم افغانستان شکست خورده‌اند و از بد روزگار مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند، ولی انتظار نمی‌رود که این بی‌پناهان این‌بار در جمهوری‌اسلامی ایران تحقیر شوند. بدیهی‌است که تحقیر یک ملت عاقبت و فرجام نیکی نخواهد داشت.
وجود محدودیت و چالش‌های ناشی از تحریم در جمهوری‌اسلامی ایران بر هیچ‌کسی پوشیده نیست و ایرانی‌ها خود با مشکلات زیادی رو به‌رو هستند و به همین دلیل‌ در سطح جهان جمهوری اسلامی‌ایران یکی از کشورهای مهاجر ‌فرست می‌باشد. ولی باید توجه داشت که با یک برنامه‌ریزی و برخورد فعال و خیر‌خواهانه با پدیدۀ مهاجرت می‌توان راهکارهای‌خوبی‌را در نظر گرفت. ادارۀ مهاجرت در ایران می‌تواند، با هماهنگی کمیساریای‌عالی پناهندگان ملل متحد، زمینۀ انتقال مهاجرین افغانستان‌را به کشورهای مهاجر ‌پذیر مساعد بسازد و یا حداقل با برداشتن موانع برای‌خارج شدن مهاجران افغانستان از مرزهای ایران، به مردم افغانستان کمک کند.
‌حزب شهروندان افغانستان از دولت و ملت ایران می‌خواهد که در این شرایط بحرانی و حساس، با درک عمیق‌تر از وضعیت مهاجرین افغانستانی، به حمایت‌های انسانی و اخلاقی‌خود ادامه دهند. از جامعۀ جهانی نیز خواستار است که به مسیولیت‌های انسانی و قانونی‌خود در قبال مهاجرین افغانستان در ایران عمل کنند و در جهت بهبود شرایط زندگی آنان تمهیدات موثری‌را روی دست بگیرند.
حزب شهروندان افغانستان
تاریخ: ۱۸/ ۵ / ۱۴۰۳

پیام‌‌ها و پیامد‌های قتل‌عام مردم در مزارشریف توسط طالبان

کارنامۀ ‌گروه تروریستی‌ طالبان، از زمان ظهور ‌تاکنون، سراسر فاجعه و کشتار بوده است. طالبان‌را می‌توان در بسیاری از جنایت‌ها و شیوه‌های اجرای سناریوهای جنایت‌بار، ‌‌ابداع‌گر دانست. در واقع گروه طالبان یکی از پیشگامان صنعت کشتار و ترور در جهان معاصر است. شاید کمتر گروه دینداری چون طالبان‌را بتوان یافت که ‌دو هزار انسان بی‌گناه و هم‌وطن خود‌را به فجیع ترین شکل ممکن بکشد و‌ ادعای رستگاری نیز بکند.
قتل‌عام بیش از دو هزار هزاره و شیعه در مزارشریف در ۱۷ اسد ۱۳۷۷ (۸ آگست ۱۹۹۸) توسط طالبان یکی از تولیدات این صنعت فاجعه در افغانستان است. این‌روز که از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ افغانستان‌است، پیام‌ها و پیامدهای زیادی برای نسل امروز کشور داشته است که می‌توان به مواردی از آن قرار ذیل اشاره کرد:
۱. تشدید نفرت قومی و فرقه‌ای: هدف قرار دادن هزاره‌ها و شیعیان تصادفی نبود، بلکه یک عمل فجیع در سلسلۀ فجایع تاریخی چون پاکسازی قومی و فرقه‌ای بود. ایدیولوژی طالبان ریشه در فهم قشری این گروه از دین دارد، در حالی‌که رهبران آن دیگران‌‌را بدعت‌گذار می‌دانند. این قتل‌عام برآیند چنین تفسیر ناعقلانی از منابع دینی بود. این قتل‌عام تنش‌های قومی و فرقه‌ای‌را در افغانستان تشدید کرد و به چرخه‌ای از خشونت و انتقام دامن زد و سبب گسترش و پایداری بی‌اعتمادی و دشمنی میان گروه‌های مختلف قومی شد؛ رویدادی‌که همگرایی و آشتی و نیز پروسۀ ملت‌سازی را ‌به چالش کشید.
۲. ترویج و نهادینه کردن ترور به عنوان ابزار کنترل: طالبان به‌گونۀ مستمر از ترور برای دستیابی به اهداف سیاسی و ایدیولوژیک خود استفاده کرده‌ است. قتل‌عام در مزار‌شریف برای ایجاد ترس، سرکوب مقاومت مردم و نمایش توانایی طالبان برای اِعمال خشونت نامحدود انجام شد. این استراتژی همواره در رویکرد طالبان به حکومت‌داری و درگیری‌ها به نمایش گذاشته شده است. در نهایت باید گفت که نهادمند کردن ترور در جامعۀ معاصر افغانستان‌ یکی از مهمترین ابداعات این گروه بوده است‌.
۳. بی‌باوری طالبان به ارزش حیات انسانی: بی‌رحمی گروه طالبان در اجرای قتل‌عام‌ها ‌نشان‌دهندۀ بی‌باوری عمیق آنها به ارزش حیات انسانی‌است. اقدامات طالبان در مزارشریف و جاهای دیگر نشان می‌دهد که این گروه آماده است برای تثبیت قدرت و تحمیل حکومت خود دست به هر اقدام فاجعه‌باری بزند و در این مسیر هیچ هنجار عقلانی و اخلاقی‌ای‌را به رسمیت نمی‌شاسد و فراتر از این، برای این گروه کشتار افراد و گروه‌های غیر‌خودی ‌ابزار رستگاری تلقی می‌شود.
۴. حقوق بشر و عدالت: این قتل‌عام نمونۀ برجسته‌ای از نیاز به پاسخگویی و عدالت در افغانستان‌است. پاسخگو نبودن در برابر چنین‌جنایاتی، حس انسانی‌را تضعیف کرده و به تداوم فرهنگ مصونیت جانیان انجامیده است. ضروری است که عاملان چنین فجایعی، در ابتدا این فجایع‌را به عنوان فجایع انسانی درک و سپس به اشتباه‌شان اعتراف ‌کنند، آنگاه است که امکان التیام زخم‌های گذشته فراهم و از نقض حقوق بشر در آینده جلوگیری خواهد شد.
۵. درک بین‌المللی: این قتل‌عام محکومیت بین‌المللی‌را در پی داشت و بی‌رحمی طالبان‌را به جامعۀ جهانی نشان داد. این فاجعه نیاز به تلاش بین‌المللی هماهنگ برای رسیدگی به نقض حقوق بشر توسط طالبان و حمایت از مردم افغانستان در مبارزه برای صلح و عدالت را برجسته کرد. تجربۀ تاریخی نشان می‌دهد که تنها محکومیت کافی نیست و نمی‌تواند مسیر تاریخ افغانستان‌را عوض کند و بازار فاجعه‌سازان را کساد سازد، بلکه تنها ‌اقدام عملی و روی آوردن به ابزارهای واقعی و وارد ساختن فشارهای عینی ‌می‌تواند چرخۀ کشتار و فاجعه‌را متوقف کند.
باتوجه به این قتل‌عام و سایر فجایع انجام‌شده توسط طالبان، ضروری‌است که گروه‌های بیزار از این صنعت، گام‌هایی چند برای رسیدگی به میراث خشونت و ترویج جامعه‌ای فراگیر و عادلانه در افغانستان بردارند:
۱. مستندسازی و تأیید: ضروری است که ابعاد کامل جنایات طالبان مستندسازی و توسط مراجع بین‌المللی تأیید شود. این شامل حفظ یاد قربانیان و اطمینان از روایت داستان‌های آنهاست. تأیید، نخستین‌گام به سوی تحقق عدالت و آشتی است.
۲. عدالت و پاسخگویی: پیگیری عدالت برای قربانیان قتل‌عام مزار‌شریف و سایر فجایع ضروری‌است. این نیازمند یک چارچوب قانونی قوی و ارادۀ سیاسی برای پاسخگوسازی عاملان است. حمایت بین‌المللی می‌تواند نقش مهمی در این فرایند ایفا کند.
۳. ترویج وحدت و آشتی: تلاش‌ها باید برای پر کردن شکاف‌های قومی و فرقه‌ای و ترویج وحدت ملی انجام شود. این شامل تقویت گفتگو و درک متقابل میان جوامع مختلف و رسیدگی به علل ریشه‌ای درگیری و بی‌اعتمادی است. به نظر می‌رسد در این میان، مسیولیت گروه‌های غیر از قربانیان، اساسی‌تر، کارآمد‌تر و دارای تأثیرات چند‌جانبه است.
۴. تقویت حفاظت از حقوق بشر: تقویت حفاظت از حقوق بشر و اطمینان از اینکه این حقوق در تمام نقاط کشور رعایت می‌شود، حیاتی‌است. این شامل حفاظت از جوامع آسیب‌پذیر و اطمینان از این است که همۀ افغان‌ها می‌توانند بدون ترس و تبعیض زندگی کنند. ‌‌حقوق بشر ‌در افغانستان نباید برای همیشه نادیده گرفته شود و سیستم تروریستی (طالبان) به تولید فاجعه ادامه دهد‌.

حزب شهروندان افغانستان به تلاش‌های متعهدانۀ خود برای تحقق عدالت، پاسخگوسازی عاملان جنایت و حفاظت از حقوق بشر برای همۀ شهروندان ادامه می‌دهد. قتل‌عام در مزار‌شریف باید درس‌ها و عبرت‌های واضحی در مورد خطرات ناشی از ایدیولوژی‌های افراطی برای ما داشته باشد و نیز نیاز به یک پاسخ متحدانه و عادلانه برای جلوگیری از تکرار نشدن چنین فجایعی در آینده را به‌گونۀ همه‌جانبه تفهیم کرده باشد.

اطلاعیه!

حزب شهروندان افغانستان، سلسله نشست های تخصصی در باب ” موانع استقرار نظام سیاسی کار آمد و صلح پایدار در افغانستان.” با حضور نخبگان سیاسی از طریق پلتفرم گوگل میت راس ساعت ۶ عصر به وقت اروپای مرکزی برگزار می کند.

گفتمان شهروندی

عبرت‌ها و پیام‌ها

گزارش نشست تحلیلی دوم اسد ۱۳۹۵

 نشست تحلیلی حادثه دوم اسد ۱۳۹۵ تحت عنوان « عبرت‌ها و پیام‌ها» بعد از ظهر دوم اسد ۱۴۰۳ ساعت ۶ عصر به وقت اروپای مرکزی از طریق پلتفرم گوگل‌میت توسط کمیته سیاسی‌حزب شهروندان افغانستان با حضور نخبگان سیاسی؛ مهندس‌رضا حیدری، وکیل غلام‌حسین‌ناصری و استاد مظفر خاوری برگزار شد و مورد استقبال علاقمندان قرار گرفت.

جلسه با طرح مسیله توسط دبیر برنامه آقای مرتضی برلاس از مهندس رضا حیدری عضو جنبش روشنایی آغاز گردید. عضو جنبش‌روشنایی سخنان خویش‌را با گرامی‌داشت یاد و خاطره شهداء جنبش روشنایی دوم اسد آغاز نمود و حادثه دوم اسد‌را مسیله ساده ندانسته و بلکه قابل تأمل بیشتر برشمرد.

 وی برای نخستین‌بار جامعه نخبگان افغانستان‌را با سیر تحول شکل‌گیری جنبش روشنایی از اوایل حکومت وحدت ملی در اواخر خزان سال ۱۳۹۳ که سر انجام در دوم اسد ۱۳۹۵ منجر به تظاهرات میلیونی شد، آشنا ساخت و شکل‌گیری جنبش روشنایی‌را محصول چندین جلسه با جمعی از استادان دانشگاه‌ها، سیاسیون، وکلاء مجلس و نمایندگان احزاب سیاسی‌دانست و عمومی‌شدن آن‌را  بعد از تصمیم تبعیض آمیز کابینه وحدت ملی در یازدهم ثور ۱۳۹۵ یاد آور شد.

آقای مظفر خاوری، استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان، سخنران دیگر مجلس، جنبش‌روشنایی‌را بزرگترین سنبل موفقیت و شکست در مناسبات قدرت دانست و از نظر بسیج اجتماعی، ساختار و نوع کارگزاران، نوع مطالبات و داعیه‌های آن‌را خشونت زدایی از مناسبات قدرت، شکستن فضای سیاسی‌قومی در افغانستان مبتنی برخواست مدنی و حقوق شهروندی مطرح کرد و زوال جنبش روشنایی‌را، شکست تلاش‌های جمعی برای برقراری الگوهای جدید در عرصه سیاسی عنوان کرد.

آقای غلام‌حسین ناصری وکیل پیشین پارلمان افغانستان و آگاه مسایل سیاسی یکی دیگر از سخنرانان جلسه، صحبت‌های خویش‌را با تشکر و قدردانی از ریاست حزب شهروندان افغانستان بابت برگزاری نشست تحلیلی‌حادثه دوم اسد ۱۳۹۵ آغاز نمود و تشکیل چنین جلسات‌را اداء بخشی از مسیولیت و رسالت‌مندی مسیولان دانست و در ادامه، جنبش روشنایی را با توجه به عوامل داخلی مورد بحث و بررسی قرارداد و نقش جریان‌ها و احزاب و رهبران سیاسی‌را در وضعیت جنبش روشنایی تأثیر گذار عنوان کرد.

سپس متناسب با صحبت‌های که انجام شد؛ جلسه پرسش و پاسخ صورت گرفت و در ختم جلسه ریاست حزب شهروندان افغانستان دکتر ذاکر حسین ارشاد ضمن تشکر و قدردانی از حضور و حوصله‌مندی همه حاضران بخصوص مهمانان برنامه که دعوت حزب‌را پذیرفتند جناب آقای مهندس‌رضا حیدری، وکیل پیشین پارلمان آقای غلام حسین‌ناصری و استاد مظفر خاوری و همچنان کسانی‌که تبصره، سیوال‌ها و کامنت شان‌را شریک ساختند؛ مراتب تقدیم درود و سلام خدمت همه بازماندگان و خانواده‌های شهداء، شهداء جنبش‌روشنایی، همه همکاران و یاران جنبش روشنایی‌را وظیفه خود دانست و اظهار امیدواری‌کرد تا چنین جلسه‌ای اداء دین کوچک در گرو آرمان‌های افغانستان و شهداء جنبش روشنایی محسوب گردد و خودرا مکلف به تعقیب آرمان‌ها و خواست برحق اعضاء جنبش روشنایی دانست.

وی همچنان داستان و قصه دوم اسد‌را، داستان کل معادلات سیاست و قدرت‌، شکل تجسم یافته از وضعیت مردم در مناسبات کلان افغانستان یاد آورد شد که در آن جوهره اصلی مردم در قالب جنبش‌روشنایی به نمایش گذاشته شد و جنبش روشنایی‌را یک طاقت و توان برای شکل‌دادن یک سیمای آبرومند پر افتخار برای مردم در تاریخ افغانستان بر شمرد. ریاست حزب شهروندان افغانستان به عنوان دانشجوی حوزه سیاست معتقد است که در افغانستان هیچ حوزه غیر سیاسی وجود ندارد بلکه همه کارهای مردم‌را در اتهام خوردن‌ها، برخوردها، روا داشتن تبعیض‌ها و ایجاد محدودیت عقایید مردم همه حاصل پیام‌های سیاسی یاد کرد  و راه مبارزه با آنرا عیار ساختن و آراسته شدن مردم با قواعد سیاسی عنوان نمود و پیام واضح جنبش روشنایی‌را منطق داروینیستی؛ توان و قدرت توصیف نمود و گفت که حزب شهروندان افغانستان با همین‌طرز نگاه کار خودرا براساس یک مطالعه، برداشت و ارزیابی‌جامعه شناختی‌عینی و فکت وار شروع کرده است؛ حضور ریاست حزب شهروندان افغانستان در نشست‌های داخلی و بین‌المللی نیز این فرضیه و باور‌ را اثبات کرده است که دستیابی به آرمان‌ها و آرزوها فقط از طریق توانمند شدن و اصل خودیاری ممکن‌است و نه از راه دیگر و اظهار نمود که حزب شهروندان افغانستان ادامه دهنده آرمانها و اهداف جنبش روشنایی است.

پیام حزب شهروندان افغانستان

به مناسبت فاجعه خونین دوم اسد۱۳۹۵

به نام خداوند روشنایی

دوم اسد ۱۳۹۵ تجلی قاعده جاری در تاریخ افغانستان است. قبل از ظهر این روز، یک قاعده و الگوی رفتاری‌را به نمایش می گذارد، بعد از ظهر این روز، قاعده و الگوی رفتاری دیگر را. در قبل از ظهر دوم اسد شکوه است و تفاخر که جوانان دانشگاهی مردم ما برای افغانستان به نمایش می‌گذارند و در بعد از ظهر آن فاجعه است و خون ریخته بر میدان دهمزنگ که نشانگر الگوی رفتاری سیاست و حکومت با مردم ماست. در قبل از ظهر آن، گل سرخ و هدایایی مهربانی‌است و در بعد از ظهر آن گلوله است و به خاک و خون کشیدن. در قبل از ظهر دوم اسد، شور است و هیجان، امید است و افتخار آفرینی عزم شکوهمند است برای تغییر افغانستان و رسیدن به روشنایی ولی در بعد از ظهر آن، بازگشت به ظلمت است و تیره بختی، تکه تکه شدن جوانان و آرزوهای برباد رفته نسل دانشگاهی و روشنایی طلبان و عدالت خواهان. در بعد از ظهر دوم اسد بیش از چهارصد جوان تحصیل کرده و دانشگاهی با فاجعه بارترین شکل ممکن سلاخی شدند و دستگاه استخباراتی لبریز از تبعیض در دهمزنگ کابل فاجعه آفریدند.

به نظر می‌رسد دوم اسد و تظاهرات برحق جنبش روشنایی از جهات مختلف، متفاوت و حایز اهمیت است که به صورت خلاصه به آن اشاره می‌شود:

۱. ماهیت تظاهرات دوم اسد:

ماهیت مدنی و مسالمت‌آمیز مارش دوم اسد برای داعیه شهروندی در جامعه‌ زخم‌خورده‌ و جنگ‌زده‌ افغانستان یک نوآوری بی‌نظیر بود. در کشوری‌که همواره شاهد خشونت و درگیری بوده‌ایم، این تظاهرات یک ابداع بود که نشان از بلوغ فکری و اجتماعی مردم ما داشت. این روز جلوه روشن از چگونگی سهم مردم ما برای خلق سنت‌ها و قواعد اجتماعی در افغانستان است.

۲. شکل تظاهرات دوم اسد:

دوم اسد مسالمت‌آمیزترین شکل از اعتراضات مدنی در تاریخ افغانستان بود. در این روز، دختران دانشگاهی هزاره به پلیس‌های کابل گل هدیه کردند، تیم موظف برای نظافت شهری، حرکت‌های بی نظیری‌را در افغانستان باب کردند که این حرکت‌های نمادین مدنی نمادی از صلح‌طلبی و خواست همگانی برای زندگی در جامعه‌ای بدون خشونت و تبعیض بود. در این‌روز جوانان مظاهره کننده چیزهای تصور ناشدنی و ناممکن‌را عملا به کار بستند و اعتراض نسبت به تبعیض حاکم بر افغانستان‌را به مسالمت آمیز ترین شکل ممکن به اجرا در آوردند.

۳. شعارهای تظاهرات:

شعارهای تظاهرات دوم اسد تاکید بر تأمین عدالت اجتماعی و انتقال برق از مسیر هزارجات بود. همه شعارهای این تظاهرات بر گرانیگاه چون رد تبعیض و تفاوت‌های اجتماعی در افغانستان بود. تظاهرات گران شعار می‌دادند که درد ما برق نیست. درد ما فرق است! این شعارها بیانگر خواست عمومی برای دست‌یابی به حقوق اولیه و برابری اجتماعی بود.

۴. افراد شرکت کننده در تظاهرات دوم اسد:

تظاهرات دوم اسد توسط نخبگان و دانشجویان جامعه هزاره راه‌اندازی و رهبری شد. قریب به اتفاق شرکت‌کنندگان این تظاهرات از تحصیل‌کردگان جامعه بودند که نشان از آگاهی و بلوغ فکری شرکت‌کنندگان داشت. این جنبش یک حرکت اصیل مردمی و خواسته‌ای مشروع و برحق بود که توسط جوانان تحصیل‌کرده و آگاه به پیش برده شد. شرکت کنندگان این تظاهرات براساس یک رسالت تاریخی و بدلیل بیزاری از رنج و تبعیض اجتماعی، در تظاهرات شرکت کردند که همزمان اهداف مختلف را تعقیب کنند.

۵. اهداف تظاهرات دوم اسد:

هدف اصلی این تظاهرات، انتقال برق از مسیر هزارجات به کابل و … بود. این هدف، علاوه بر این‌که یک مطالبه‌ی بر حق و اولیه شهروندی بود، از لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه و از لحاظ عدالت اجتماعی برای کل افغانستان مفید بود. این خواسته نشان از تلاش برای توزیع عادلانه منابع و امکانات در سراسر کشور داشت. عدالت اجتماعی، رفع هرگونه تبعیض قومی، جاگزین کردن الگوی رفتار مدنی به جای خشونت‌های ویرانگر، همگرایی و برابری در توزیع فرصتها و… از اهداف اصلی این تظاهرات بود.

متأسفانه، به جای قدردانی و احترام به این مطالبات مشروع، ارزشمند و مفید برای کل کشور، تظاهرات دوم اسد به خاک و خون کشیده شد و بیش از چهارصد جوان تحصیل‌کرده و آگاه به شهادت رسیدند و یا مجروح شدند. این حمله وحشیانه و نابخشودنی بر قلب یک ملت، زخمی‌را وارد کرد که تا زمان و زمانه است، درد استخوان سوز آن باقی‌است و لکه ننگ ابدی آن بر پیشانی سیاست ورزان باقی خواهد ماند.

حزب شهروندان افغانستان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای این‌حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز، تعهد خود‌را به ادامه‌ی مبارزه برای عدالت، برابری، و حقوق شهروندی در افغانستان اعلام می‌دارد. حزب شهروندان افغانستان باور دارد که خون پاک این شهیدان هرگز به هدر نخواهد رفت و روزی فرا خواهد رسید که عدالت و برابری در سراسر کشور ما برقرار شود. حزب شهروندان افغانستان خود‌را در برابر شهامت و فداکاری عدالت طلبان بر حق جنبش روشنایی مسیول دانسته و تا تحقق آرمان آن‌ها از هیج کوشش دریغ نخواهد کرد.

حزب شهروندان افغانستان معتقد است که دوم اسد، آغاز تقویم جدید سیاسی و عهد معنی دار تاریخ معاصر ماست که با خون جوانان تحصیل کرده ما در پیشگاه تاریخ به امضاء رسیده و همه شهروندان و عدالت طلبان افغانستان در برابر آن مسیول است. تعهد و وفاداری خون شهدا از همه ما می‌طلبد که در برابر سرنوشت سیاسی خود حساس باشیم و با الهام از این روز تاریخی، به تلاش‌های خود برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر، عادلانه‌تر و آزادتر برای تمام مردم افغانستان ادامه دهیم.

 

به امید افغانستانی آزاد، عادلانه و برابر
حزب شهروندان افغانستان