نشست مردمی حزب شهروندان افغانستان در مالموی سویدن


یافتن راه‌حل پایدار برای بحران افغانستان، یکی از خواسته‌های اساسی مردم است. بی‌تردید، این هدف جز از طریق تبادل نظر پیرامون مسایل استراتژیک کشور و فعال‌سازی اراده‌ی مردم در تعیین سرنوشت جمعی امکان‌پذیر نیست.
حزب شهروندان افغانستان، با اعتقاد به نقش بنیادین مردم، علاوه بر برنامه‌های ملی و بین‌المللی خود، سلسله نشست‌های مردمی را نیز طراحی و اجرا کرده است.
تاکنون، نشست‌های مردمی این حزب در شهرهای ویانا و گراتس در اتریش، مونیخ در آلمان، لوزان در سوییس و در ایالات متحده در شهرهای دنور، سالت لیک سیتی، نیویورک و ویرجینیا برگزار شده است. در ادامه‌ی این سلسله نشست‌های مردمی، حزب شهروندان افغانستان قصد دارد جلسه‌ی مشورتی خود را با هم‌وطنان عزیز در شهر مالمو، سویدن، در تاریخ ۳۰ نوامبر برگزار کند.این نشست فرصتی را برای مردم فراهم می‌کند تا به بحث و تبادل نظر در خصوص سیاست افغانستان بپردازند. یکی از آسیب‌های جدی نشست‌ها و گفتگوهای رایج درباره سیاست افغانستان، غیبت مردم در گفتگوهای سیاسی است. حزب شهروندان افغانستان با باور به نقش کلیدی مردم، در تلاش است تا زمینه‌ی حضور آنها را در این گفتگوها فراهم سازد و به همین منظور، سلسله برنامه‌های مردمی را تدارک دیده است.
از تمامی هم‌وطنان و کسانی که خود را نسبت به آینده افغانستان مسیول می‌دانند، دعوت می‌شود در این نشست شرکت کنند. بدون شک، حضور و مشارکت فعال مردم می‌تواند از رخدادهای غیرمنتظره در سیاست افغانستان جلوگیری کند و به ایجاد روند پایدار کمک نماید.
حزب شهروندان افغانستان از حضور و مشارکت هم‌وطنان گرامی در این نشست استقبال می‌کند و امیدوار است که با حمایت و همراهی شما، گام موثر در مسیر ثبات و آینده‌ای روشن و مردمی برای افغانستان برداشته شود.

گزارش‌کوتاه از سخنرانی دکتر ذاکرحسین ارشاد؛ رئیس حزب شهروندان افغانستان در جمع هم‌وطنان افغانستانی در کنزاس و میزوری آمریکا

در گردهمایی روز شنبه ۲۶ اکتبر هم‌وطنان افغانستانی در کنزاس و میزوری آمریکا، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رییس حزب شهروندان افغانستان که سخنران ویژه این برنامه بود، نکاتی‌ را درباره شرایط دشوار افغانستان و فرصت‌های پیش‌روی مهاجران ایراد کرد.

مهم‌ترین محورهای سخنرانی ایشان به شرح زیر بود:
مهاجرت و خطر بقا:
دکتر ارشاد با اشاره به مهاجرت گسترده مردم از افغانستان، آن را نشانه‌ای از وضعیت غیرقابل تحمل در کشور دانست. وی اظهار داشت که مردم افغانستان به دلیل شرایط تهدیدآمیز و خطر بقا، در تلاش برای حفظ بقای خود هستند. گستردگی و بحران مهاجرت بازتابی و نشانی از وضعیت حاکم بر افغانستان است و مهاجرت در نوع خود خطر بقاء را به صورت موردی حداقل کاهش می‌دهد.

قاعده بازی در افغانستان (تنازع بقا):
ایشان در تحلیل وضعیت داخلی کشور بیان کرد که مناسبات و تعاملات گروه‌های مختلف در افغانستان بر اساس ارزش‌های هم‌وطنی، اخلاق و اصول انسانی نیست، بلکه به‌جای آن، منطق قدرت و تنازع بقا حاکم است. به گفته دکتر ارشاد؛ این نیرو و قدرت است که در افغانستان تعیین‌کننده است و دیگر اصول ارزشمند را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

تعریف روابط از منظر قدرت:
رییس حزب شهروندان افغانستان با تاکید بر اهمیت قدرت در تعریف روابط، توضیح داد که معنای تنازع بقا و مهم بودن قدرت در روابط اجتماعی این است که در افغانستان روابط کاملاً سیاسی است، به‌طوری که همه مناسبات با عنصر قدرت تعریف می‌شوند.

استفاده از فرصت‌های مهاجرت به مثابه دستیابی به بقا:
دکتر ارشاد، مهاجرت را فرصتی برای توانمند شدن جامعه افغانستان در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برشمرد. وی تأکید کرد که بهره‌گیری از این فرصت‌ها نه تنها شرایط زندگی مهاجران را در خارج از افغانستان بهبود می‌بخشد، بلکه می‌تواند بر سرنوشت جامعه افغانستان نیز تاثیر مثبتی بگذارد. بهره گیری از فرصت‌های مهاجرت ضمن اینکه وضعیت شخصی افراد را متفاوت می‌سازد، سپر مصونیت در تنازع بقای جمعی را به صورت مطمین نیز خلق می‌کند.

ضرورت برخورد فعال و مسیولانه:
در پایان سخنرانی، دکتر ارشاد از هم‌وطنان خواست تا با برخوردی فعال و مسیولانه از فرصت‌های مهاجرت بهره‌مند شوند. او شرکت در روندهای سیاسی، نظیر انتخابات را در کشورهای میزبان یک مسیولیت مهم دانست و تاکید کرد که مشارکت آگاهانه و مسیولانه افراد واجد شرایط در این فرآیندها می‌تواند هم به مهاجران افغانستانی در کشور مقصد و هم به آینده افغانستان کمک کند. برخورد مسیولانه یک مهاجر در دنیای مهاجرت، به معنای توانمند سازی جامعه و تضمینی برای بقای پایدار خواهد بود.

گزارش کنفرانس دو روزه: «تحولات پارادوکسیکال منطقه‌ی افغانستان (بررسی روند دوحه) »

کنفرانس دو روزه‌ای در ۲۵ و ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴ با عنوان « تحولات پارادوکسیکال منطقه‌ی افغانستان (بررسی روند دوحه»در شهر آنکارا پایتخت ترکیه برگزار شد.

دکتر ذاکرحسین ارشاد به عنوان یکی از مهمانان ویژه این کنفرانس به همراه جنرال امینی، عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان، در این نشست شرکت داشتند.

دکتر ارشاد در سخنرانی خود اشاره کرد که تاکنون نشست‌های داخلی و بین‌المللی زیادی در رابطه با افغانستان برگزار شده و افراد و گروه‌های مختلفی در این زمینه فعال بوده‌اند. با این حال، به عقیده وی اکثر این تلاش‌ها ناکام بوده و الگوهای رفتاری اتخاذ شده نه تنها مشکل را حل نکرده‌اند، بلکه خود تبدیل به چالش‌های جدیدی شده‌اند. دکتر ارشاد تأکید کرد که اولین گام برای اصلاح خطاهای گذشته، پذیرش ناکارآمدی این الگوها است؛ تا زمانی‌که شهامت اعتراف به خطاها وجود نداشته باشد، امکان یافتن راه‌حل برای مشکلات افغانستان وجود ندارد.

به گفته دکتر ارشاد، یکی از خطاهای رایج در گفتمان‌های سیاسی افغانستان این است که رخدادهای افغانستان به‌صورت جدا از تیوری‌های علمی و به‌طور تجریدی تحلیل می‌شوند. او افزود که بسیاری از کنشگران سیاسی تمایلی به درک تحولات از طریق دانش سیاسی ندارند. دکتر ارشاد معتقد است؛ تا زمانی که شکاف بین تحولات و دانش سیاسی پر نشود و کنشگران با استفاده از این دانش به مسایل نپردازند، امکان گذار از وضعیت فعلی میسر نخواهد شد. تجربه جهانی و پیش‌فرض مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی، بر این اصل استوار است که همه مسایل باید با دانش تخصصی آن حوزه تحلیل شوند؛ در غیر این صورت، تنها با آزمون و خطاهای بی‌نتیجه مواجه خواهیم بود.

دکتر ارشاد همچنین تأکید کرد که تاریخ افغانستان مملو از آزمون و خطاهایی است که جز تحمیل هزینه بر مردم نتیجه‌ای در پی نداشته است. وی نشست امروز را گامی مهم در جهت پر کردن این شکاف دانست و نقش مراکز تحقیقاتی مانند مرکز پالیسی‌سازی لاجورد را در این راستا بسیار ارزشمند برشمرد.

پارلمان کاتالونیای اسپانیا؛ میزبان اجلاس به رسمت شناختن نسل کشی هزاره‌ها

پارلمان کاتالونیای اسپانیا مورخ ۲۱ و ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ میزبان جلسات حیاتی برای بررسی و ارایه پیشنهاد به رسمیت شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها بود.

اجلاس با حضور نمایندگانی از احزاب مختلف کاتالونیا از جمله آقایAlberto Bondesio Martinez مشاور پارلمانی و رییس گروه پارلمان سوسیالیست‌ها و دمواکرات‌ها در پارلمان اروپا و آقای Ernesto Carrion Sablich وکیل پارلمان کاتالونیا به همراه دیگر اعضاء این نهاد با هدف به رسمیت شناختن نسل کشی هزاره‌ها و جلب توجه جهانی به جنایات ارتکابی علیه آنان در راستای تلاش برای ایجاد یک پلتفرم برای دفاع از حقوق هزاره‌ها و ترویج آگاهی‌دهی جهانی در باره وضعیت فجیع آنها برگزار گردید.

حزب شهروندان افغانستان نیز به منظور دستیابی به مطالبات بر حق مردم از هیچ گونه کوششی دریغ نورزیده و در تمامی مجاری و فرصت‌های بین‌المللی تلاش حد اکثری خودرا نموده و این بار به منظور مشارکت در اجلاس فوق دو تن از اعضاء خود ( خانم راحیل سایا و نبی قربانی) را گسیل داشته تا در کنار نمایندگان سازمان‌های حقوق بشری و اعضاء دیاسپورای هزاره‌ها، صدای قربانیان نسل کشی را به گوش نمایندگان جهان برسانند.

در طول جلسات دو روزه، فعالان سازمانهای حقوق بشری به ارایه اسناد و مدارک معتبر تاریخی از کشتارها و خشونت سیستماتیک علیه هزاره‌ها، شامل گزارش‌های سازمانهای بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری پرداختند و همچنین روایت‌های شخصی و تجربیات افرادی‌که به طور مستقیم تحت تأثیر خشونت‌ها قرار گرفته و شاهد کشتار فجیع قتل عام بوده اند، ارایه گردید.

در ادامه، وضعیت و شرایط کنونی هزاره‌ها و چالش‌های‌که در اثر ادامه خشونت‌ها با آن مواجه خواهند بود، شامل آوارگی، فقدان حمایت‌های انسانی و نقض حقوق اولیه مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و نمایندگان پارلمان کاتالونیای اسپانیارا بر لزوم فوری به رسمیت شناختن نسل کشی هزاره‌ها وادار نموده و به طور ویژه بر اهمیت حمایت جامعه بین‌المللی و فشار به دولت‌های جهانی برای توقف این جنایات تأکید کردند.

محکومیت نسل کشی هزاره‌ها در ضمن صدور یک بیانیه رسمی، حمایت و حفاظت بین المللی هزاره‌ها در برابر خشونت‌ها، اعمال تحریم‌های اقتصادی و سیاسی علیه طالبان و حامیان آنها، استفاده از دیپلماسی به منظور جلب توجه دولت‌ها نسبت به وضعیت هزاره‌ها و جلوگیری از ادامه خشونت‌ها از طریق گفتگوهای بین‌المللی برای تأمین امنیت هزاره‌ها، ایجاد مسیرهای امن برای پناه جویان هزاره و حمایت از خانواده‌های قربانیان از طریق ارایه کمک‌های مالی و انسانی به بازماندگان، ضرورت توجه به شرایط زنان و دختران هزاره‌های‌که در معرض خطر قرار داشته و نیاز به حمایت‌های خاص دارند و تأمین کمک‌های پزشکی و روانی برای قربانیان و افرادی‌که تحت تأثیر خشونت‌ها قرار گرفته و آسیب دیده اند از جمله خواسته‌ها و پیشنهادات دیگری بود که توسط فعالان سازمانهای حقوق بشری و دیاسپورای هزاره مطرح گردید و خواهان رسیدگی شدند.

اجلاس دو روزه در پارلمان کاتالونیا نه تنها به شناسایی نسل‌کشی هزاره‌ها کمک کرد؛ بلکه نشان دهنده عزم و اراده نمایندگان کاتالونیا برای ایستادگی در برابر ظلم و ستم و ایجاد تغییرات مثبت در سیاست‌های جهانی بود و به عنوان یک پلتفرم برای گفتگو و تبادل نظر در مورد حقوق بشر و حفاظت از هزاره‌ها عمل نمود.

خلاصه سخنرانی دکتر ذاکرحسین ارشاد رئیس حزب شهروندان افغانستان در کنفرانس سالانه آلپا( دانشگاه آمریکایی واشنگتن دی سی )

الگوی ملت‌سازی و نقش آن در سقوط نظام‌های سیاسی در افغانستان

افغانستان کشوری با تنوعات قومی، فرهنگی و زبانی گسترده است. این کشور به صورت طبیعی دارای ذات و بافت متکثر می‌باشد. با این‌حال، فرهنگ هژمون و الگوهای ملت سازی در این کشور همواره تحت تأثیر سیاست انحصارگرایانه قرار داشته است. الگوی ملت سازی، قبل از آنکه به عنوان یک امر خود انگیخته از دل مناسبات طبیعی و متکثر جامعه بیرون شده باشد، بیشتر ساخته و پرداخته دستگاه انحصارگرایانه قدرت و نظام سلطه بوده است. طبیعی‌است که این نوع الگو، به صورت قسری و غیرطبیعی تنها تا زمانی کارکرد می‌تواند داشته باشد که نیروهای خارجی پشتیبان آن‌ها باشد و هرگاه این نیروی بیرونی تمام شود نظام هم با فروپاشی روبرور می‌شود. راز سقوط نظام‌های سیاسی در افغانستان نیز همین است. مطابق تجربه تاریخی، این نیروهای تزریقی بیرونی توانسته‌اند به طور میانگین عمر نظام‌های سیاسی افغانستان را تنها در حدود دو دهه حفظ نمایند، اما پس از ختم پشتیبانی بیرونی و خروج این نیروها، نظام‌ها به سرعت فروپاشیده‌اند.
به همین دلیل، الگوی ملت سازی قادر نشده که جان جامعه را تسخیر کند و به صورت اقناعی یک توان نگهدارنده داخلی برای نظام خلق کند. از همین رو باید گفت که سقوط نظام‌های سیاسی در افغانستان امر پیش‌بینی‌شده و قابل انتظار بوده و هست. اساسا در چنین شرایطی، پایداری و ماندگاری نظام سیاسی ناممکن به نظر می‌رسد و الگوهای ملت سازی که متأثر از قواعد سیاسی انحصارگرایانه است هم نمی‌تواند کمکی بکند و بلکه خود به روند ستیز و فروپاشی نظام کمک می‌کند.
بنابراین در کشورهای مانند افغانستان که در آن یک امر قسری و متناقض با ذات جامعه، فرمانروایی کرده است، فقط یک راه چاره وجود دارد و آن تغییر در سیاست و قواعد سیاسی‌است. تصحیح قواعد سیاسی متناسب با ذات کثرتگرایانه افغانستان، می‌تواند مسیر را هموار بسازد و مقدرات عمومی را تغییر دهد و وضعیت قسری را به وضعیت طبیعی بدل کند. ما قبل از هرچیز نیازمند یک اراده واقعی سیاسی برای زیست مشترک هستیم. آیا کنشگران سیاسی عزم زیست باهمی را در کشور دارند؟
بدین ترتیب در بحث ملت‌سازی، باید گفت که الگوی فرهنگی‌که متأثر از سیاست قسری در افغانستان است نمی‌توانند موفق باشد. فرهنگ برآمده از سیاست قسری اگر به عنوان یک پدیده تأثیرگذار توانایی ایجاد نظم و ثبات را می‌داشت، شاهد فروپاشی‌های مکرر نبودیم. بنابراین، افغانستان به الگوهای سیاسی متناسب با ذات کثرت‌گرایانه خود نیاز دارد. در این نگاه، سیاست‌مداران باید اراده همزیستی را در یک جامعه متکثر ایجاد و تقویت کنند و هیچ مانعی بر سر راه این همزیستی به رسمیت شناخته نشود.
این دیدگاه در ادبیات توسعه به عنوان نگرش توسعه‌گرا شناخته می‌شود. دیدگاه توسعه‌گرا، فقط به یک چیز فکر می‌کند و آنهم توسعه و ماندگاری و فایق آمدن به بحران و ستیز است. دلسپاری به توسعه و پیشرفت کشور وقتی‌که وجود داشت خود بخود ذات متکثر جامعه به رسمیت شناخته می‌شود. یکی از مهم‌ترین کارکردهای چنین رویکرد، تولید فرهنگ جدید و شکل‌دهی به جهت‌گیری‌های ذهنی میان گروه‌های مختلف جامعه براساس فرمول جدید است. به جای تمرکز بر ستیزه‌جویی و غیریت‌سازی، گروه‌های مختلف باید به سوی وحدت دموکراتیک و همزیستی مسالمت‌آمیز حرکت کنند.
بنابراین در افغانستان، برای دستیابی به ثبات و پایداری، لازم است الگوی ملت‌سازی از چارچوب‌های فرهنگی رایج فراتر رفته و به سمت الگوهای سیاسی توسعه‌گرایانه ارتقا یابد. با استفاده از چنین الگوها و با ایجاد دیدگاه جدید سیاسی، می‌توان به مرور زمان صلح و ثبات پایدار را در کشور تضمین کرد. تا زمانی‌که چنین کار نشود، صلح و ثبات ناممکن است.

بیانیه حزب شهروندان افغانستان در پیوند به رسمیت شناختن قتل عام تاریخی هزاره‌ها توسط کمیته روابط خارجی پارلمان کانادا

حزب شهروندان افغانستان از اقدام مسیولانه و انسانی کمیته روابط خارجی پارلمان کانادا در به رسمیت شناختن قتل‌عام تاریخی هزاره‌ها در افغانستان استقبال می‌کند. این تصمیم را گام مهمی در جهت به رسمیت شناختن درد و رنج مردم هزاره در طول تاریخ افغانستان و فراهم کردن زمینه‌های مبارزه کارآمد با ظلم و بی‌عدالتی‌های گسترده در افغانستان می‌داند.

هزاره‌ها، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و پرافتخار‌ترین اقوام ساکن در افغانستان، اگرچه در درازنای تاریخ با تبعیض سیستماتیک، آزار و اذیت‌های قومی، مذهبی و قتل‌عام‌های بی‌رحمانه مواجه بوده‌اند ولی در عین‌حال افتخارات زیادی‌را برای افغانستان ثبت کرده اند. کشتار سیستماتیک هزاره‌ها در افغانستان، نه تنها سبب قربانی شدن بخش قابل توجه از جمعیت هزاره‌ها در افغانستان شده بلکه شیرازه اصلی جامعه را فروپاشانده و صلح و ثبات را در این کشور ناممکن ساخته است.

به رسمیت شناختن قتل‌عام تاریخی هزاره‌ها در افغانستان توسط جامعه بین‌المللی، از جمله پارلمان کانادا، مسیولانه ترین اقدام است که کشتار هدفمند هزاره‌ها را متوقف کرده و زمینه حفاظت از حقوق انسانی را نه تنها در افغانستان بلکه در تمامی نقاط جهان ممکن می‌سازد.

حزب شهروندان افغانستان بر این باور است که این‌گام پارلمان کانادا باید به عنوان الگویی برای سایر کشورها و نهادهای بین‌المللی قرار گیرد تا همگی در کنار مردم افغانستان، به ویژه جامعه هزاره، در مبارزه برای عدالت، صلح و حفظ کرامت انسانی همکاری کنند. همچنین، این‌حزب از تمام اقوام و مردم افغانستان و نهادهای مسیول داخلی می‌خواهد که برای تعقیب این‌داعیه انسانی و توقف قتل‌عام هزاره‌ها در افغانستان، جدی‌تر از گذشته، عمل نمایند و مطالبه توقف قتل‌عام هزاره‌ها را به عنوان داعیه کل مردم افغانستان، با جامعه بین‌المللی و کشورهای جهان مطرح بسازند و برای تعقیب آن از هیچ کوششی دریغ نورزند. همه می‌دانیم که شناسایی قتل‌عام هزاره‌ها در افغانستان و اقدام برای توقف آن، علاوه بر اینکه جلو فجایع تلخ و قتل‌عام‌ها را می‌گیرد، زمینه را برای صلح و ثبات و رقم خوردن همگرایی و مناسبات انسانی در افغانستان نیز مساعد می‌سازد.

حزب شهروندان افغانستان افتخار می‌کند که تاکنون برای تعقیب این داعیه انسانی از هیچ کوششی دریغ نکرده است و این مطالبه عمومی و مردمی‌را با اکثری از نهادها و کشورهای جهان مثل شورای امنیت ملل متحد، شورای حقوق بشر ملل‌متحد، اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و… مطرح ساخته و مدارک لازم را نیز با آنها شریک ساخته است.

در نهایت، حزب شهروندان افغانستان، خرسند است که زحمات و تلاش‌های جمعی همه مردم افغانستان در قالب، کمپین‌های جهانی مثل تظاهرات، هشتک‌ها، گفتگوهای اسپیسی، جلسات و… به ثمر می‌نشیند. این‌حزب یک بار دیگر تعهد خود را برای حمایت از تمامی شهروندان افغانستان در راستای ایجاد یک کشور عادل، آزاد و امن اعلام می‌دارد و معتقد است که تلاش برای توقف قتل‌عام هزاره‌ها در افغانستان، تلاش برای دستیابی به حقوق شهروندی و رسیدن به مناسبات انسانی در افغانستان است.

حزب شهروندان افغانستان

۱۰ اکتبر ۲۰۲۴

فرمت مسکو یا غسل تعمید طالبان با دستان کابلوف!


تروریست بودن یک گروه رادیکال به اعتبار مبانی فکری و هم چنین الگوهای رفتاری و تجربه عملی آنها است. هیج وقت نباید تصور شود که یک کشور بدلایل منافع تاکتیکی خود با یک اعلامیه، یک گروه را ترویستی بسازد و یا آن گروه را از تروریست بودن خارج و تطهیر کند.

ممکن است یک کشور بتواند یک نام‌را از یک لیست خارج کند ولی خارج کردن نام از لیست به معنای ایجاد دیگردیسی در منظومه فکری و هویتی آن گروه نیست. به نظر نمی‌رسد که اعلام سیاسی یک کشور، دلالت‌های مذهبی برای بخشایش‌گناه یک گروه داشته باشد. در غسل تعمید، اعتراف به گناه و آمادگی برای تغییر و ندامت از عملکرد، یک عنصر کلیدی‌است در حالی‌که طالبان نه از گذشته خود پشیمان هستند و نه از عملکرد فعلی‌خود. طالبان مثل گذشته هم‌چنان بر خلق رعب و وحشت و با استفاده از نیروهای افسون زده و انتحاری، اهداف خود را تعقیب می‌کنند و مردم افغانستان‌را سرکوب و از حقوق اساسی شان محروم می سازند.
تعامل و شوق یک کشور برای برقراری رابطه با یک گروه ایدیولوژیکی ممکن‌است عوامل مختلف داشته باشد ولی قطعا این‌شوق متفاوت از الزامات و اقتضایات ذاتی یک گروه ایدیولوژیکی خواهد بود. روسیه می‌تواند با شوق وصف ناپذیر با طالبان رابطه داشته باشد و در برابر مردم افغانستان استراتژی اتخاذ کند ولی باید بداند که این اقدام از سوی روسیه معادله میدانی ناشی از ماهیت طالبان‌را عوض نمی‌تواند. بسیار ساده انگاری‌خواهد بود کشوری باور کند که طالبان بعد از اعلام آنها مبنی بر خروج از لیست تروریستی، ماهیتش تغییر کند. طالبان تا زمانی‌که مبانی‌فکری و اعتقاداتی خود را حفظ کنند و کندک انتحاری داشته باشند و افسون زده‌های دینی‌را به عنوان ابزار دستیابی به هدف استفاده کنند، طالب اند. طالبان تا زمانی‌که مردم افغانستان‌را به رسمیت نشناسند و زنان‌را در افغانستان انسانیت زدایی کنند، به رغم این‌که از لیست خارج شوند طالب اند و به عنوان برجسته ترین گروه تروریستی به شمار می‌آیند. نیت و اعلام کشورها، معادله واقعی‌را عوض نخواهد نتوانست.
نباید از نظر دور بداریم که تروریستی بودن یک گروه مثل طالبان به جهت گیری‌های ذهنی آن‌ها نسبت به مسایل بر می‌گردد، فهم آن‌ها از امور و تعیین نسبت آن‌ها با محیط بیرونی وگروه‌های اجتماعی‌است که آن‌ها را تروریست می‌سازد. طالبان یک گروه است که از دل یک فرایند آموزشی و اعتقادی بیرون آمده اند. این‌گروه در یک دوره زمانی و در یک نظام ارزشی تربیت شده و رجحان‌های آن‌ها آنگونه شکل گرفته که خوب و بد آنها با خوب و بد متعارف متفاوت است. دستگاه معرفتی و جهان‌شناسی طالب آنگونه سامان پیدا کرده که خوب متعارف‌را خوب درک نمیکند، فاجعه‌را فاجعه نمی‌فهمد.طالب، ترور را بد نمی‌فهمد و کشتن دیگران‌را وسیله رستگاری‌خود درک میکند. به همین خاطر است که تروریستی بودن طالب صرفا یک امر سیاسی نیست که تا قبل از فرمت مسکو ، طالب یک گروه تروریستی بوده باشد و پس از این‌نشست، طالب در چارچوب منافع دیگری، ماهیت بدل کند. البته ممکن است برخی از افراد در درون طالبان سیاسی باشند و آمادگی برای تعامل سیاسی داشته باشند ولی بدنه و جوهر اصلی طالبان که ماهیت این گروه را می سازد، ایدیولوژیکی و دارای مبانی فکری و تربیتی خاص است.
بنابراین موضع اعلامی روسیه در نشست فرمت مسکو، یا به سادگی دستگاه دیپلماتیک روسیه بر می‌گردد یا منافع تاکتیکی آن‌ها در مواجه با طالبان آنچنان آنها‌را مجذوب ساخته است که حاضراند تن به تاوان‌های استراتژیک بدهند و یا اینکه از این‌طریق می‌خواهند تمام تهدیدات طالبان‌را به سمت رقیب بین‌المللی روسیه یعنی اردوگاه غرب جهت بدهند ولی هر کدامش که باشد، این نوع موقف به نفع روسیه نخواهد بود زیرا تروریسم و طالب با ماهیت ایدیولوژیکی‌اش تا زمانی‌که این ماهیت‌را حفظ کند خطر ذاتی برای هر نوع نظام و آدرسی غیر از خودشان است. ممکن است دیر و زود داشته باشد ولی این‌خطر حتمی‌است. مطمینا دود حمایت از طالبان روزی و روزگاری چشم‌ها را گریان خواهد کرد چه اینکه تجربه و عبرت‌های تاریخی نیز همین‌را نشان می‌دهد. ضمن این‌که این‌نوع موقف، منجر به استمرار وضعیت فعلی افغانستان شده و مردم این کشور را با دشواری‌های جدیدتری مواجه می‌نماید. انتظار مردم افغانستان از کشورهای دخیل در قضایای سیاسی افغانستان این‌نیست که بحران‌را در افغانستان استمرار ببخشند و منافع شان‌را از رهگذر تشدید بحران دنبال کنند بلکه آن‌ها می‌توانند با اتخاذ استراتژی‌های برد- برد با مردم افغانستان منافع شان را مدنظر قرار بدهند.

بنابراین انتظار مردم افغانستان از همه کشورهای دخیل در قضایای افغانستان این‌است که اگر کمکی در این شرایطی دشوار فعلی نمی‌کنند، بحران‌را تشدید نکنند. این روزگار سیاه به گواهی تاریخ، جای‌خود را به صبح روشن خواهد سپرد. مردم افغانستان به رغم که حافظه شان از نگرانی‌های همه جانبه نسبت به سرنوشت‌شان پر است ولی در عین‌حال نگرانی همسایه را از به دادگاه کشیده شدن یک گروه تروریستی به دادگاه‌های بین المللی، به حافظه‌های شان خواهند سپرد و این دلسوزی‌را از طرف همسایه به صورت جاودانه و یادگار تاریخی به نسل‌های بعد منتقل خواهند کرد. همسایه‌ی‌که همواره بر ارزش‌های مشترک و پیوندهای تاریخی و همه جانبه با مردم افغانستان تأکید می‌کند و خود را مدافع ارزش‌های اصیل اسلامی می‌داند، بسیار شایسته است که به حکم همسایگی و ارزش‌های پایدار آن، نگرانی‌شان متوجه مردم مظلوم افغانستان باشد نه این‌که نگرانی‌آنها متوجه محاکمه طالبان به عنوان یک گروه فصلی، در دادگاه‌های بین‌المللی باشد. اگرچه ابر زمانه سیاه است ولی یقینا این ابر بارانی‌خواهد شد که در پرتو آن، حقایق آشکار شود و سیاه رویی‌آن برای همیشه باقی بماند. بسیار شایسته است که دوستان ما دچار آلزایمر تاریخی نشوند، پیامدها و پیایندهای موقف شان‌را در نظر بگیرند. چراغ ظلم ظالم به اقتضای طبیعش دایم روشن نمی‌ماند، فقط مردم افغانستان‌است که دایمی و ماندگار اند. بنابراین خوب است که نگرانی‌ها و دلسوزی‌های مقامات همسایه نیز با محوریت مردم و در راستای منافع مردم صورت بگیرد نه با دشمنان مردم افغانستان.

پیام حزب شهروندان افغانستان به مناسبت روز اول اکتبر – روز همبستگی جهانی هزاره‌ها

پیام حزب شهروندان افغانستان به مناسبت روز اول اکتبر- روز همبستگی جهانی هزاره ها
روز همبستگی جهانی هزاره‌ها را به همه هزاره‌ها در سراسر جهان تبریک می‌گوییم. این‌روز از جهات مختلف برای مردم ما اهمیت دارد، اما اهمیت اصلی آن در فرصتی‌است که برای تأمل و بازنگری در وضعیت دیروز، امروز و فردای هزاره‌ها فراهم می‌کند. شرایط هزاره‌ها در افغانستان، بر اساس قواعد و منطق سیاسی، تغییر چندانی نکرده است. همان‌طور که در گذشته هزاره‌ها با قتل‌عام و نسل‌کشی روبرو بودند، امروز نیز این ‌روند ادامه دارد. قتل عامهای دهمزنگ، موعود، سیدالشهدا، عبدالرحیم شهید، کاج و دایکندی‌را به‌عنوان نشانه‌های هویتی با خود دارند.
اگرچه هزاره‌ها هم در گذشته و هم در حال، تجربه‌های تلخ و دشواری‌را پشت سر گذاشته و سرنوشت غیرقابل تصوری‌را عملاً تجربه کرده‌اند، اما هرگز از پای ننشسته‌اند. همانند ققنوسی‌که از خاکستر ظلم و خفقان برخاسته، هزاره‌ها نیز از دل تاریکی‌ها قد راست کرده و با سربلندی به زندگی خود ادامه داده و حتی رشد و تکثیر یافته‌اند. هزاره امروز، در کوران خشم و خشونت‌های افغانستان صیقل خورده و با بلوغ و آگاهی بیشتری به سوی آینده گام برداشته است. هزاره امروز، هزاره‌ای‌است که به درد خود آگاه است و از ظرفیت‌های جهانی برخوردار است و روز اول اکتبر و تجلیل از آن در سراسر جهان نماد این درد و آگاهی است.
در گرامیداشت این روز، نکات زیر را با سه مخاطب اصلی شریک می‌کنیم:

مخاطب اول: هزاره‌ها
۱. حاکم بودن منطق تنازع بقا: در افغانستان، منطق غالب تاریخی مبتنی بر تنازع بقا و قدرت است، نه بر اساس ارزش‌های انسانی و اجتماعی. گروه‌های سیاسی با اعمال خشونت و قدرت‌طلبی به امتیازات رسیده‌اند. هرکه خشونتش بیش، امتیازش بیش.
۲. تاریخ افغانستان به مثابه آرشیف رنج هزاره‌ها: هزاره‌ها با پرداخت هزینه‌های سنگین و تحمل رنج‌های فراوان به اینجا رسیده‌اند. تاریخ افغانستان همواره با رنج‌های پیوسته هزاره‌ها همراه بوده است.
۳. خودیاری، کلید رهایی: تاریخ نشان داده که هیچ اراده‌ای از سوی حاکمان برای کاهش رنج هزاره‌ها وجود نداشته است. تنها راه تغییر وضعیت غیرقابل تحمل، تکیه بر اصل خودیاری‌است. هزاره‌ها با تکیه بر توانمندی خود می‌تواند راه را برای آینده خود باز کند و مقدرات خود را تغییر دهد.
۴. تنوع و تکثر، ظرفیت ارگانیک هزاره‌ها: تنوع و تکثر دیدگاه‌ها در جامعه هزاره، ظرفیتی‌است که می‌تواند همبستگی این قوم را تقویت کند. همبستگی مکانیکی و بازگشت به گذشته، آینده هزاره‌ها را با چالش مواجه خواهد کرد. انتظار مبنی بر وحدت مکانیکی و تلاش برای همبستگی غیر ارگانیکی هزاره ها خطر بسیار جدی‌است که امید را از جامعه می‌گیرد و سرخوردگی‌را بدنبال خواهد داشت.
۵. وحدت در کثرت: همبستگی هزاره‌ها باید ارگانیک و بر اساس وحدت در عین کثرت باشد. جامعه هزاره همچون ارگانی زنده است که علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، اهداف و مطالبات مشترکی دارد. ممکن‌است نهادهای مختلف و گروه‌های مختلف در جامعه هزاره وجود داشته باشد ولی این کثرتها باید جهت گیری واحد داشته باشد و مطالبات یگانه را تعقیب کند.
۶. نقشه راه آینده: معمولا همواره در دوران بحران، نقشه راه آینده ساخته می‌شود. نقشه‌های‌که در شرایط اضطراری ساخته شده تاکنون حاوی مطالبات و خواست‌های استراتژیک هزاره‌ها نبوده است. اکنون که فصل اضطرار است و همه برای نقشه راه آینده دست به کار هستند، خوب است که هزاره‌ها با تأمل بر گذشته و حال، نقشه راهی کارآمد برای آینده ترسیم کنند. این نقشه باید ترکیبی از واقعیت‌های جامعه و ارزش‌های اساسی مردم‌ما باشد.
۷. مطالبات هزاره ها: هزاره‌ها دو مطالبه اساسی دارند: مطالبات حقوق بشری و مطالبات سیاسی.
۸. توقف نسل‌کشی: توقف نسل‌کشی هزاره‌ها، یکی از مهم‌ترین مطالبات حقوق بشری است که نهادهای مدنی هزاره ها در سراسر جهان، مسیولیت پیگیری آن‌را دارند.
۹. نقشه راه آینده و حضور هزاره‌ها در تصمیم سازی سیاسی: مطالبات سیاسی هزاره‌ها، وظیفه جریانهای سیاسی هزاره‌ها است. باور به اصل شهروندی کلید رهایی‌است و تأکید بر ملکیت همه اقوام نسبت به سیاست افغانستان و توقف نسل کشی هزاره‌ها و جلوگیری از انقراض هم‌وطنان سیک، پیش نیاز اصل شهروندی‌است.
۱۰. تأکید بر اهمیت دوره گذار: حزب شهروندان معتقد است که در دوران گذار سیاسی، مردم هزاره بیشترین آسیب را دیده‌اند و این دوره باید به‌درستی مدیریت شود. حزب شهروندان افغانستان تأکید دارد که در دوره‌های گذار تاریخی، بسیاری از فرصت‌ها به دلیل برخوردهای تعارفی و برخورد مماشاتی و غیر مسیولانه از دست رفته است.
مخاطب دوم: سایر گروه‌های قومی و اجتماعی افغانستان
۱. سیاست انکار و بی تفاوتی: همه ما آگاهیم‌که هزاره‌ها در طول تاریخ تلخکامی‌ها و رنج‌های بی‌شماری‌را تجربه کرده‌اند. تاریخ افغانستان شاهد کشتار سیستماتیک و قتل‌عام این قوم است. اما متأسفانه، این‌جنایت‌ها همواره با انکار مسیولان و بی‌تفاوتی هم‌وطنان مواجه شده است.
۲. مطالبه انسانی: کمپین “توقف نسل‌کشی‌هزاره‌ها” تاج افتخار یا امتیازی سیاسی نیست که بر سر هزاره‌ها گذاشته شود، بلکه انسانی‌ترین خواستی‌است که نه تنها هزاره‌ها، بلکه هر انسان با وجدان و بیداری باید از آن استقبال کند و در برابر نسل‌کشی و ظلم به هم‌وطنان خود به پا خیزد. “ما را نکشید” شاید تلخ‌ترین و دردناک‌ترین خواسته‌ای باشد که در قرن ۲۱ از سوی یک هم‌وطن به هم‌وطن دیگر مطرح می‌شود. اگر انکار و سکوت ادامه یابد، شرمساری‌اش بی‌پایان خواهد بود.
۳. مسیولیت بدون امتیاز: هزاره‌ها همواره مسیولیت پذیرفته اند ولی امتیاز نداشته اند. این قوم کمترین امتیازات‌را از آدرس افغانستان دریافت نکرده‌اند، در طول تاریخ همواره مانند باد دی سرگردان در ناکجا‌آبادهای جهان آواره بوده‌اند. این قوم به شاقه‌ترین کارها تن داده و درآمد حاصل از زحمات خود را برای آبادانی افغانستان فرستاده‌اند. هزاره‌ها تن به رنج آوارگی از کشورهای همسایه تا اروپا، از آمریکا و کانادا تا استرالیا، داده اند، مهارت و دانش فراگرفته اند و برای اعتبار بخشی به افغانستان در میادین ورزشی، دانشگاهی و اختراعات جهانی، اعتبار کسب کرده اند و دست رنج شان‌را نیز با تلاش بی‌وقفه برای ساختن مکاتب، بندهای آبی و دیگر پروژه‌های عمرانی، در افغانستان فرستاده اند.
۴.خواست هزاره‌ها: هزاره‌ها تنها یک خواسته از سایر هم‌وطنان خود دارند: اینکه همه ما بدون توجه به قومیت، مذهب، جنسیت و تفاوت‌های ویرانگر دیگر، شهروندان مساوی و مالکان مشترک افغانستان باشیم. با اتکا به عقل، دانش و پیشرفت علمی، برای آبادانی و ساختن یک افغانستان بهتر تلاش‌کنیم. شایسته افغانستان تن دادن به ظلمت پایدار نیست؛ انسانیت‌زدایی از زنان و گروه‌های اجتماعی به نام قوم نیز سزاوار این سرزمین نیست. افغانستان باید وارث ذخایر فکری، فرهنگی و رواداری بزرگان مانند مولانا و سنایی باشد. باید چشم‌ها‌ را بشوییم و به جای اصرار بر غریزه‌های ویرانگر غیریت سازی، به گرایش‌های سازنده و آبادانی روی‌آوریم. به جای فریب یکدیگر و محروم کردن دیگران از حق تعیین سرنوشت جمعی، به پذیرش و تفاهم متقابل رو بیاوریم. به جای دلالی در سیاست، کنشگر آبرومند در سیاست باشیم.
۵.یادآوری و بخشش: ممکن است دل هزاره‌ها از ظلم وطندارانش پرخون باشد، اما تعهد این قوم به سرنوشت مشترک و باور به افغانستان واحد، آنها را وا می‌دارد که علی‌رغم خاطرات تلخ و دردناک دیروز و امروز، به بخشش روی آورند. اما این بخشش به معنای فراموشی نیست؛ بلکه هزاره‌ها همواره برای خلق بصیرت جمعی به یاد خواهند داشت که بر آنها چه رفته است.

مخاطب سوم: جامعه جهانی
۱. شرمساری: از اینکه افغانستان به عنوان بار دوش جهان شناخته می‌شود و به‌واسطه تروریسم و تولید تریاک و حضور گروه‌های تروریستی تهدیدی برای خود و جهان است، شرمساریم.
۲.شریک بودن جهان در شرمساری: اما باید اذعان کرد که وضعیت ژیوپلیتیکی افغانستان و نقش آن به عنوان حایل میان قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای، نقشی مهم در وضعیت کنونی این کشور دارد. در این شرمساری، جهان نیز سهم دارد.
۳.اضلاع سه گانه رادیکالیسم: رادیکالیسم در افغانستان ترکیبی از سنت‌های قبیله‌ای، سیاست‌های استخباراتی و منافع تاکتیکی بازیگران خارجی است که البته ظرفیت‌ها و زمینه‌های داخلی و وجود گروه‌های سرخورده و افسون زده مذهبی و قومی نیز به تقویت این عناصر کمک کرده و به رادیکالیسم میدان داده است.
۴.رادیکالیسم خطر مشترک افغانستان و جهان: رادیکالیسم، هم به دلیل مبانی ایدیولوژیکی و هم تجربه عملی، خطری غیرقابل کنترل برای مردم افغانستان و جهان است. از وجود رادیکالیسم نه تنها افغانستان، بلکه نظم بین‌المللی نیز با تهدیدات جدی روبرو شده و خواهد شد.
۵.حمایت از دموکراتها به مثابه راه حل: جهان تنها در صورتی می‌تواند از خطر تروریسم در امان باشد که افغانستان از وجود گروه‌های رادیکال پاک شود. این امر تنها از طریق حمایت از نیروهای دموکرات و کسانی‌که به ارزش‌های انسانی باور دارند، ممکن است.
۶.هزاره‌ها به عنوان کنشگران دموکرات: هزاره‌ها یکی از پیشروترین گروه‌های قومی و دموکرات در افغانستان هستند که با تأکید بر نظم و مناسبات انسانی، افغانستان‌را بخشی از جامعه بین‌المللی می‌دانند و خود را مسیول تعهدات جهانی و بین‌المللی می‌بینند. آنان به توسعه افغانستان فکر می‌کنند و این توسعه را در تعامل مثبت با جامعه جهانی می‌دانند. هزاره‌ها که یکی از بزرگترین گروه‌های قومی در افغانستان هستند، به تساهل و رواداری باور دارند و شاید بیشترین آمار تحصیل‌کردگان را در کشور داشته باشند. اشتیاق هزاره‌ها به دانایی و علم به قدری قوی‌است که حتی سهمیه‌بندی آموزشی نتوانست مانع از رشد تحصیلی آنان شود. هزاره‌ها که در سراسر جهان حضور دارند، نه تنها با شرایط جدید سازگاری یافته‌اند، بلکه در کشورهای محل اقامت خود به مسیولیت‌هایشان پایبند بوده و آمادگی دارند که با همکاری با جامعه بین‌المللی در آبادانی افغانستان نیز نقش ایفا کنند.
در پایان، روز همبستگی جهانی هزاره‌ها را به تمامی هزاره‌های سرافراز در سراسر جهان تبریک می‌گوییم و از تمامی جوامع و ملت‌هایی که در کنار ما ایستاده‌اند و حمایت خود را از ما اعلام کرده‌اند، قدردانی می‌کنیم. با اتحاد و همبستگی، می‌توانیم به هدف مشترک خود یعنی عدالت، حقوق بشر و برابری برای همه اقوام دست یابیم.
زنده باد همبستگی جهانی هزاره‌ها، زنده باد عدالت و برابری برای همه اقوام!

حزب شهروندان افغانستان
۱۰/۰۱/۲۰۲۴

چرخه باطلی‌که همواره می‌چرخد!

نشست مسکو چرخه باطل سیاسی نشست مشورتی فارمت مسکو در مورد افغانستان در روسیه افغانستان در اسارت چرخه باطل سیاسی قرار دارد. روابط و مناسبات این کشور، چه در حوزه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی، به این چرخه وابسته است. با وجود تغییرات منطقه‌ای و گذشت زمان که ممکن است شکل و ظاهر این چرخه را تغییر دهد، جوهر و ماهیت آن همچنان پایدار است. نشست فرمت مسکو یکی از مصداق‌های این چرخه محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد که برگزاری چنین نشست‌هایی صرفاً برای عادی‌سازی وضعیت آشفته افغانستان و تداوم آن طراحی شده و هم‌چنین تلاشی برای کاهش بدبینی عمومی نسبت به تهدید بنیادین یعنی رژیم طالبان است.
تجربه تاریخی نشان داده که افغانستان در تمام گردونه‌های تاریخی، فرصت‌های خود را از دست داده است. سیاست‌ورزی کنشگران بین‌المللی و رقابت‌های ناشی از تضادهای بین‌المللی پیرامون افغانستان، مانع از هر گونه تلاش برای خروج از این چرخه باطل شده است. کشورهای خارجی همواره به بهانه کمک به مردم افغانستان، سیاست‌های خود را توجیه کرده‌اند؛ اما ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سیاست‌ها نه تنها در جهت منافع مردم افغانستان نبوده، بلکه اهداف اصلی آن‌ها تعقیب منافع ملی خودشان تحت نام افغانستان بوده است. فرمت مسکو و ترکیب کشورهایی‌که در آن حضور دارند و غیاب بسیاری از کشورهای دیگر، گواهی بر تأیید این ادعاست.

نشست مسکو اگرچه ظاهراً به نام افغانستان و به هدف کمک به این کشور برگزار شده، اما در واقع به معنای تداوم چرخه باطل سیاسی در افغانستان است. این نشست، چه از نظر دستور کار، چه از نظر شرکت‌کنندگان و چه از لحاظ پیامدهای احتمالی، هیچ نتیجه امیدوارکننده‌ای به همراه نخواهد داشت. این نشست، همچون بسیاری از نشست‌های بین‌المللی، با غیبت همیشگی نمایندگان واقعی مردم افغانستان برگزار می‌شود. درباره افغانستان و مردم آن صحبت می‌شود، اما خود مردم افغانستان در این گفتگوها حضور ندارند. این روند اکنون به امری رایج تبدیل شده است. یکی از دستور کارهای این نشست، بررسی چگونگی تقویت آشتی ملی در افغانستان است. آشتی ملی بدون حضور و مشارکت گروه‌های ملی و افراد معتقد به ارزش‌های ملی تا چه اندازه می‌تواند مشروع و موثر باشد؟
دستور کار دیگر این نشست، بررسی راه‌های تعامل کشورها با طالبان است. این رویکرد متناقض کشورهای خارجی نسبت به طالبان، بیش از هر چیز دیگری، فرصت‌های مردم افغانستان را می‌رباید. از یک سو، کشورهای مختلف به دلیل مسایل حقوق بشری و تهدید طالبان برای نظم جهانی، این گروه را مشروع نمی‌دانند؛ اما از سوی دیگر، در فرمت مسکو گرد هم می‌آیند تا راه‌های گسترش تعامل با طالبان را بررسی کنند. پیامدهای این نشست ممکن است متنوع باشد، اما یکی از مهم‌ترین نتایج آن، عادی‌سازی تهدید طالبان در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی است. تداوم حضور تهدید در افغانستان، به معنای از دست رفتن فرصت‌های این کشور و به‌بار آمدن تهدیدهای جدید برای منطقه و جهان است. برگزاری چنین نشست‌هایی به‌طور فزاینده امید مردم به آینده‌ای بهتر را تضعیف کرده و این نومیدی به عنوان یک باور جمعی رشد خواهد یافت.
بنابراین، نشست‌هایی مانند فرمت مسکو که بدون حضور نمایندگان واقعی مردم افغانستان برگزار می‌شوند، نمادی از اسارت افغانستان در چرخه باطل سیاست داخلی و خارجی است. تا زمانی‌که نشست‌ها با حضور نمایندگان واقعی مردم افغانستان برگزار نشوند، هیچ تغییر اساسی و پایداری در سرنوشت این کشور رخ نخواهد داد و فرصت‌های افغانستان یکی پس از دیگری از بین خواهند رفت. ایجاد سازوکاری برای نمایندگی واقعی مردم افغانستان و بازنگری در قواعد بازی سیاسی، گامی ضروری برای رهایی از این چرخه باطل است. در غیر این صورت، سیاست‌های خارجی و نشست‌های بین‌المللی همچنان تأثیرات منفی خود را بر افغانستان خواهند گذاشت و این کشور در بازی قدرت‌های جهانی گرفتار خواهد ماند. در نهایت، کشورهای مختلف به بهانه کمک به افغانستان، مقاصد و منافع خودرا که ناشی از ساختارهای کلان بین‌المللی‌است، دنبال می‌کنند و در این میان، افغانستان همچنان با از دست دادن فرصت‌هایش، در مسیر نابودی تدریجی باقی خواهد ماند.

گزارش نشست مردمی حزب شهروندان افغانستان در مونیخ آلمان

حزب شهروندان افغانستان در سلسله نشست‌های مردمی‌خود، اینبار در شهر مونیخ آلمان نشست مردمی دیگری‌را در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴ برگزار کرد. در این نشست رییس حزب جناب دکتر ذاکرحسین ارشاد و هییت همراه از کشورهای آلمان، دانمارک، اتریش، سویس و ایتالیا حضور داشتند.
در این نشست که به هدف استماع دیدگاه مردم در باره وضعیت کنونی‌ افغانستان و بررسی مسایل سیاسی و دیدگاه‌های کلان در باب مناسبات قدرت در افغانستان، برگزار شده بود، هم‌وطنان  از شهرهای مختلف آلمان شرکت کرده بودند.
نشست فوق با مقدمه کوتاه و طرح مسیله توسط مجریان برنامه آقای علی‌‌سجاد خادم پور و خانم فرشته عسکری آغاز گردید. سپس توسط‌ آقای ‌امیری شهرستانی به عنوان بانی جلسه و عضو کمیته روابط حزب شهروندان افغانستان، از حضور شرکت کنندگان در جلسه، تقدیر و خیر مقدم به عمل آمد.
سخنران اصلی نشست “جناب دکتر ذاکر حسین ارشاد” رییس محترم حزب شهروندان افغانستان در نخست، از حضور همه مهمانان، اعضاء شورای مرکزی، مسیولین و نمایندگان کمیته‌های حزب از کشورهای مختلف چون سویس، ایتالیا، دانمارک، اتریش و شهرهای مختلف آلمان در این نشست و از همکاران کمیته ارتباطات که با بیشترین زحمات، فرصت و مجال گفتگورا فراهم نمودند، بخصوص از آقایان محمد رفیعی مسیول کمیته ارتباطات و سعادت امیری شهرستانی عضو این‌کمیته تقدیر و تشکر به عمل آورد.
  سپس با توجه به حادثه المناک تیرباران عده‌ای هموطنان در ولایت دایکندی که باعث شهادت ۱۴ تن و زخمی شدن ۶ تن دیگر گردید؛ مراتب تسلیت و همدردی خود‌را با خانواده‌های قربانیان که بخاطر هویت، ارزش و آرمانها و بودن خویش قربانی تلخ ترین و استخوان سوزترین مقدرات سیاسی در کشوراند، ابراز نمود.
دکتر ارشاد سخنان خود را با تأکید بر این نکته شروع کرد که ممکن است افغانستان در همه بخش‌ها و حوزه‌ها با مشکلات جدّی و اساسی مواجه باشد ولی در میان همه مشکلات جاری در کشور، مهمترین مشکلی‌که سایر حوزه‌ها و بخش‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی‌را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مشکل سیاسی افغانستان است. از همین رو در افغانستان همه چیز سیاسی است و به سیاست بر می‌گردد. واحد سیاست نیز در افغانستان قوم است و قاعده بازی سیاسی نیز قومی‌است. با توجه به این وضعیت برای فهم مناسبات سیاسی در افغانستان یک امر ضروری است. سکوت و  نادیدن این واقعیت و تأکید بر آرمانگرایی نمی‌تواند معادلات کشور ‌را عوض کند. بنابراین توجه به الزامات این وضعیت بیش از پیش ضروری است. یکی از الزامات سیاسی بودن همه امور در افغانستان این است که نسبت‌ها میان گروههای سیاسی هیچ وقت به میانجی ارزشها و آرمانهای مشترک شکل نمی‌گیرد. نسبتها همواره متأثر از عوامل واقعی و میزان بهره مندی از قدرت است و قدرتمندی یک گروه اجتماعی نیز براساس اصل خودیاری صورت می‌گیرد سایر بازیگران نه تمایل دارند و نه منافع شان ایجاب می‌کند که برای قدرتمند شدن رقیب و دیگران کار کنند و خود را مسیول درک کنند.
از نظر دکتر ارشاد، تداوم نسل کشی و قتل عام هزاره‌ها به شکل فجیع آن، بدلیل این است که هزاره‌ها گویا از توان و زور لازم برخوردار نیست و در منطق تنازع بقا در افغانستان، شرط لازم برای بودن و ماندن بهره مندی از قدرت است و برای قدرتمند شدن نیز خود هزاره‌ها باید دست به کار شوند و برای تغییر شرایط شان اقدام کنند. هزاره‌ها اگر می‌خواهند که شرایط شان عوض شود و دیگر به عنوان جامعه قربانی فجایع انسانی بر آنها تحمیل نشود، باید برای کسب قدرت تمهیدات‌را خودشان بسنجند. هیچ بازیگر داخلی و خارجی برای قدرتمند شدن هزاره‌ها کار نخواهد کرد. انتظار کشیدن بدون برنامه هم ره بجای نخواهد برد چه اینکه تاکنون نبرده است. رییس حزب شهروندان در ادامه گفت که قومی بودن سیاست وضعیت اکنون و واقعیت جاری افغانستان است ولی ماندن در این وضعیت به معنای تمدید بحران و نابسامانی تاریخی و امروزی است بنابراین باید برای تغییر وضعیت عمومی کار کرد. سکوت و تماشاکردن وضعیت موجود، مشکل را حل نمی‌سازد. انتقاد از دیگران و… چاره ساز نیست هرکس و هر فرد که از وضعیت فعلی رنج می‌کشد، مسیول است و باید اقدام کند. طلبکاری از دیگران و خود هیچ کاری را نکردن راه حل نیست.
 حزب شهروندان افغانستان با تأکید بر اصل شهروندی معتقد است که تنها راه حل پایدار در افغانستان و عبور از بحرانهای جاری به رسمیت شناسی اصل شهروندی در افغانستان است. آحاد جامعه قبل از آنکه به استناد قومی، سمت، زبان، دین و … شناخته شود، شهروند درک شود و دارای حقوق اساسی در نظر گرفته شود، آن زمان است که مشکل افغانستان حل می‌شود و گروه‌های‌که در معرض تهدید بقا قرار دارند، وضعیت شان متفاوت خواهد شد.
سخنان ریاست محترم حزب شهروندان افغانستان با ارایه گزارش از مهمترین دستاوردهای حزب در طول بیش از یک سال فعالیت خاتمه یافت.
عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان، آقای دکتر موسی اکبری یکی دیگر از سخنرانان نشست، با استناد به سخن شهید مزاری:« مردمی‌که در قبال سرنوشت خود حساس نباشند مرده است.»؛ وضعیت بحرانی و نابسامانی‌کشور را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداد و با توجه به نسل کشی و قتل عام مردم هزاره در ادوار تاریخ به عنوان وضعیت بحرانی جامعه هزاره، فعالیت‌های سیاسی به صورت نظام مند را در قالب یک جریان سیاسی بنام حزب با اتکاء به حقوق شهروندان لازم و حیاتی دانست.
خانم زهره امیری عضو حزب شهروندان افغانستان به نمایندگی از جامعه زنان در آلمان، سخنران دیگر نشست، سخنان خودرا به وضعیت زنان در افغانستان اختصاص داد. وی تاکید کرد که زنان در این کشور با چالش‌های فراوان روبرو هستند و حقوق آنها به طور سیستماتیک نقض می‌شود و خواستار توجه بیشتر به حقوق زنان و ایجاد فرصت‌های برابر برای آن‌ها در جامعه شد.
آقای زاهدی مسیول انجمن کاج در کشور سویس نیز از سخنرانان نشست، به ضرورت ایجاد یک انسجام ملی بین تمام اقوام افغانستان اشاره کرد و تأکید نمود که تنها از طریق همبستگی و اتحاد میان اقوام مختلف، می‌توان به ثبات و پیشرفت در کشور دست یافت.
بخش دوم نشست که به پرسش و پاسخ اختصاص یافته بود با حضور رییس محترم حزب شهروندان افغانستان جناب دکتر ذاکر حسین ارشاد و جناب استاد مظفر خاوری عضو شورای مرکزی حزب ادامه یافت. جلسه با طرح سیوالات شرکت کنندگان در زمینه مسایل مورد بحث،آینده حزب و مسایل کشوری و پاسخ آن توسط کارشناسان حاضر خاتمه یافت.