نقش احزاب سیاسی در شکل‌دهی هویت شهروندی

این مطلب فشرده‌ای است از سخنان دکتر خلوصی، عضو ارشد حزب شهروندان افغانستان، که در هفدهمین نشست تخصصی «گفتمان شهروندی» حزب شهروندان افغانستان ارائه گردیده است. این نشست به تاریخ ۱۸ جنوری ۲۰۲۶ با حضور اعضا، پژوهشگران و علاقه‌مندان مباحث سیاسی و اجتماعی برگزار شد. دکتر خلوصی در این گفتار به بررسی ابعاد کلیدی موضوع پرداخته و دیدگاه‌ها و نکات تحلیلی مهمی را مطرح ساخت.

مدیریت وب‌سایت

موضوع: نقش احزاب سیاسی در شکل‌دهی هویت شهروندی

در دوسده اخیر مطالعات عمیقی پبرامون تحزب و نقش بنیادین آن در عرصه‌های مختلف سیاسی صورت گرفته است. در کنار آن، تحول مفهومی و محتوایی درباره شهروندی و هویت نیز ارائه‌شده است. از منظر تئوریک، نقش احزاب سیاسی را در خصوص شکل‌دهی به هويت شهروندی، میتوان در سه مرحله صورت بندی نمود:
در مرحله نخست، احزاب سیاسی نقشی بنیادین در تولید هویت ایدئولوژیک شهروندی ایفا کرده‌اند. در نخستین مطالعات، حزب به‌منزله مدرسه شهروندی عمل می‌کرد و با سازمان‌دهی باورها، ارزش‌ها و وفاداری‌های سیاسی، شهروندان را در قالب ایدئولوژی‌های کلان بسیج می‌نمود. این نوع هویت، اگرچه مشارکت سیاسی را تقویت می‌کرد، اما به‌تدریج با حرفه‌ای‌شدن سیاست و تمرکز سازمانی، به هویتی بسته و دوگانه‌ساز انجامید که شهروند را بیش از آنکه کنشگر مستقل بداند، پیرو خط‌مشی حزبی تعریف می‌کرد.
در مرحله بعد، با تثبیت نظام‌های حزبی و پیوند آن‌ها با ساختار قدرت، احزاب به تولید و بازتولید هویت هژمونیک روی آوردند. در این وضعیت، حزب نه فقط نماینده منافع شهروندان، بلکه تولیدکننده معنا و روایت مسلط از نظم سیاسی شد. هویت شهروندی در این چارچوب، از طریق طبیعی‌سازی ارزش‌های غالب و حذف یا حاشیه‌رانی صداهای بدیل شکل گرفت. پیامد این فرایند، تضعیف مشارکت واقعی، گسترش شکاف میان شهروند و نهادهای حزبی، و بروز بحران نمایندگی بود؛ بحرانی که نظریه‌هایی چون قانون آهنین الیگارشی رابرت میشلز آن را به‌خوبی توضیح می‌دهند.

در نهایت، در شرایط معاصر و در مواجهه با این بحران‌ها، نقش احزاب در شکل‌دهی به هویت بازشناسی‌محور شهروندی با چالش جدی مواجه شده است. نظریه‌هایی چون کاستلز، کیملیکا و فوکویاما نشان می‌دهند که هویت شهروندی امروز بیش از آنکه بر وفاداری ایدئولوژیک یا پذیرش هژمونی استوار باشد، بر مطالبه کرامت انسانی، به‌رسمیت‌شناسی تفاوت‌ها و کنش فعال در عرصه عمومی شکل می‌گیرد. در این وضعیت، احزاب تنها در صورتی می‌توانند همچنان نقش هویت‌ساز ایفا کنند که از سازمان‌های بسته قدرت به نهادهایی باز، نماینده تنوع اجتماعی و تسهیل‌گر مشارکت شهروندان در شکل‌دهی به هویت جمعی بدل شوند.