گزارش مختصر از سخنان دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب شهروندان افغانستان

کنفرانس دو روزه‌ای تحت عنوان «چشم‌انداز آینده افغانستان: نظام سیاسی، عدالت اجتماعی و جایگاه افغانستان در منطقه و جهان» در تاریخ ۱۷ و ۱۸ جنوری ۲۰۲۶ در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد. این کنفرانس به ابتکار «جریان اعتماد و ثبات» راه‌اندازی گردیده و با حضور شماری از نمایندگان احزاب، فعالان سیاسی، مدنی و فکری افغانستان همراه بود.

در این کنفرانس، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب شهروندان افغانستان، به‌عنوان یکی از سخنرانان اصلی به بررسی وضعیت جمهوریت در تاریخ و تجربه سیاسی افغانستان پرداخت. وی سخنان خود را با این تأکید آغاز کرد که بحران مزمن و رنج تاریخی افغانستان، ریشه در شکاف عمیق میان ادعا و عمل سیاسی دارد. به باور او، افغانستان به «آرشیف تناقضات» بدل شده است؛ جایی که مفاهیم بزرگ همواره گفته می‌شوند اما به‌ندرت زیسته می‌شوند. تا زمانی که این تناقضات به رسمیت شناخته نشوند و اراده‌ای جدی برای مواجهه با آن‌ها شکل نگیرد، امکان رهایی از بحران وجود نخواهد داشت.

دکتر ارشاد پرسش محوری خود را چنین طرح کرد: آیا جمهوریت در تاریخ افغانستان یک واقعیت عینی بوده است یا صرفاً یک ادعای سیاسی؟ وی برای پاسخ به این پرسش، جمهوریت را از منظر سه محور اساسی مورد ارزیابی قرار داد:

نخست، مبانی نظری جمهوریت؛ جمهوریت بر عمومی و مردمی بودن قدرت استوار است و سیاست را متعلق به همه شهروندان می‌داند. در این چارچوب، حکومت باید تجلی اراده عمومی باشد، نه ابزار انحصار یک گروه یا اقلیت خاص.

دوم، اصول و ارزش‌های جمهوریت؛ از جمله حاکمیت قانون در برابر حاکمیت روابط و پارتی‌بازی، آزادی و خودتعیین‌گری در برابر جبر سنت‌ها و ساختارهای ناکارآمد، برابری در برابر منزلت‌گرایی و شأن‌گرایی اجتماعی، تساهل و تسامح در برابر تعصب و خودمرکزبینی، و شهروندی‌گرایی در برابر رعیت‌اندیشی.

سوم، مکانیزم‌های جمهوریت؛ شامل انتخابات در برابر انتصابات، تفکیک قوا در برابر تمرکزگرایی، استقلال دستگاه قضایی در برابر وابستگی، و حاکمیت قانون وضعی در برابر نهادینه‌سازی تبعیض و بی‌عدالتی.

به باور دکتر ارشاد، بررسی این سه محور به‌روشنی نشان می‌دهد که جمهوریت در افغانستان عمدتاً در سطح ادعا باقی مانده و هرگز به یک واقعیت پایدار سیاسی بدل نشده است. وی هشدار داد که در نبود مبارزه‌ای آگاهانه و مستمر با این وضعیت، فرصت‌های تاریخی افغانستان همواره قربانی شعارهای پرزرق‌وبرق اما تهی از محتوا خواهند شد.

دکتر ارشاد یکی از معماهای بنیادی افغانستان را «فرهنگ ادعا» دانست؛ فرهنگی که در آن همه‌چیز گفته می‌شود اما کمتر چیزی عملی می‌گردد. جمهوریت ادعا می‌شود، بی‌آن‌که دیدگاه، اصول و مکانیزم‌های آن پذیرفته شده باشد. دموکراسی گفته می‌شود، اما دموکرات اندک است. دین ادعا می‌شود، اما ارزش‌های دینی، رحمت، عدالت و اخلاق دینی کمتر دیده می‌شود. به تعبیر وی، هرچه ادعا در افغانستان بیشتر بوده، عمل ناچیزتر شده است.

در پایان، دکتر ارشاد تأکید کرد که اگر کنشگران سیاسی، جریان‌ها و احزاب سیاسی واقعاً خواهان دیگردیسی و تحول‌اند، باید این مبارزه را پیش از همه از خود آغاز کنند. بدون نقد صادقانه خود و بدون عبور از توهم ادعا، هیچ پروژه نجات‌بخشی برای افغانستان به سرانجام نخواهد رسید.