نقش اقتصادی بندر چابهار، پس از قطع تجارت با پاکستان

افغانستان کشوری محصور در خشکی می‌باشد و سنتاً برای دسترسی به دریا به بندر کراچی وابسته است. چابهار نزدیک‌ترین و امن‌ترین مسیر برای افغانستان به اقیانوس هند است. از شهرهای افغانستان مانند زرنج و هرات تا چابهار، مسیر کوتاه‌تر، ارزان‌تر و مستقل‌تر است.

طی دو دهه گذشته، تنش‌های سیاسی افغانستان با پاکستان، بارها راه‌های تجاری از کراچی را مختل کرده است که اینک
چابهار یکی از راه‌های جایگزین راهبردی برای افغانستان محسوب می‌شود.

این بندر ریسک توقف کالا توسط پاکستان را از بین می‌برد و امکان برنامه‌ریزی پایدار و بلندمدت تجاری را مهیا می‌سازد. بناً افغانستان می‌تواند از طریق چابهار، کالاهای مثل میوه تازه و خشک، کشمش، بادام، انار و دیگر کالاهای صادراتی مثل سنگ‌ تالک، سنگ مرمر و دیگر سنگ‌های معدنی و نیمه‌قیمتی، لیتیوم خام، زعفران و محصولات زراعتی را به هند، خاورمیانه، آفریقا و جنوب شرق آسیا صادر کند.

هند برای کاهش نفوذ پاکستان و ایجاد مسیر جایگزین برای تجارت با افغانستان و آسیای میانه، در توسعه بندر چابهار سرمایه‌گذاری کرده است. این بندر برای هند یک پروژه ژئواکونومیک و ژئوپولیتیک است. زیرا وصل شدن هند به افغانستان، بدون عبور از پاکستان را تسهیل می‌کند و باعث تقویت نفوذ اقتصادی در آسیای مرکزی می‌گردد. برای همین امر نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت حکومت طالبان، از آمریکا خواستهاست که معافیت استفاده هند از بندر چابهار ایران را ادامه دهد. آقای عزیزی که هفته گذشته در یک نمایشگاه تجاری در کابل صحبت می‌کرد، تاکید کرد که مسدود کردن این «مسیر حیاتی» سبب خواهد شد که بخش خصوصی، مردم و کشاورزان افغان «متضرر» شوند.

درخواست طالبان از امریکا برای تمدید معافیت بندر چابهار از تحریم

در سال 2018، امریکا وقتی از برجام خارج شد، چابهار را از تحریم‌ها معاف کرد. با این استدلال که فعالیت آن می‌تواند به «احیا و بازسازی افغانستان» کمک کند. زیرا بندر چابهار به‌دلیل نزدیکی به افغانستان و دسترسی به اقیانوس هند، برای تجارت افغانستان و آسیای میانه اهمیت استراتژیک داشت. پس از تسلط طالبان بر افغانستان در 2021، انگیزهٔ قبلی معافیت بازسازی افغانستان زیر سؤال رفت و بر همین مبنا در سپتامبر 2025 امریکا رسماً معافیت تحریمی چابهار را لغو کرد. اما به درخواست هند، آمریکا تصمیم گرفت برای 6 ماه معافیت جدید بدهد. به این معنا که فعالیت‌های فعلی در چابهار تا آپریل 2026 همچنان امکان‌پذیر باشد.

طالبان با این درخواست در ظاهر موضع غیرمنتظره گرفته از امریکا خواستند این معافیت را تمدید کند. زیرا اقتصاد افغانستان به چابهار وابسته‌تر از همیشه است. پس از تحریم‌ها، بسته‌شدن مسیرهای پاکستان، و محدودیت در بانکداری جهانی، چابهار تنها شریان باثبات و قابل اعتماد واردات و صادرات افغانستان شده است.

چابهار برای افغانستان در شرایط فعلی چه نقش دارد؟

اول مسیر واردات مواد غذایی، کود، نفت و غیره را تسهمیل می‌کند. دوم  مسیر صادرات میوه، خشکبار، سنگ‌های معدنی را برای افغانستان فراهم می‌کند. سوم مسیر حمل‌ونقل به هندوستان بدون وابستگی به پاکستان را مهیا نموده و راه ارتباطی با آسیای مرکزی و کریدور شمال- جنوب را متصل می‌سازد.

طالبان از فشار پاکستان بر تجارت افغانستان نگران هستند، زیرا پاکستان بارها کامیون‌ها را متوقف کرده، عوارض گمرک را بالا برده و مرزهای تورخم و اسپین‌بولدک را بسته‌اند که سبب جهش قیمت‌ها در افغانستان شده است.

طالبان می‌دانند اگر چابهار متوقف شود، افغانستان کاملاً به پاکستان وابسته می‌شود و این یک ریسک امنیت اقتصادی است. ازین خاطر تلاش می‌کنند چهره‌ای «عمل‌گرا و اقتصادی» به جهان نشان دهند.

طالبان بادرخواست از امریکا برای معافیت، چنین پیام را می‌رساند که «ما به دنبال تجارت، ثبات و همکاری منطقه‌ای هستیم، نه سیاست نظامی». به‌خصوص وقتی عزیزی می‌گوید، «هیچ‌گاه از این بندر برای انتقال وسایل نظامی استفاده نخواهیم کرد». این یک پیام مستقیم به آمریکا و یک تضمین غیررسمی امنیتی است.

 

چرا هند نیاز به معافیت آمریکا دارد؟

هند از سال 2014 در چابهار سرمایه‌گذاری کرده و سال گذشته قرارداد 10 ساله برای اداره پایانه امضا کرد. اما تحریم‌های آمریکا علیه ایران باعث شده بود که دهلی‌نو نتواند آزادانه سرمایه‌گذاری کند. پس دلیل اهمیت این معافیت این است که هندوستان می‌خواهد از مسیر پاکستان مستقل شود. زیرا پاکستان اجازه نمی‌دهد هند از خاکش برای تجارت با افغانستان یا آسیای مرکزی استفاده کند. لذا چابهار تنها مسیر هند به افغانستان است.

از جهت دیگر، چابهار ابزار هند برای رقابت با چین نیز است. زیرا بندر «گوادر» در پاکستان توسط چین توسعه یافته و کریدور اقتصادی چین- پاکستان CPEC در حال گسترش است. بنابراین چابهار پاسخ هند به این پروژه‌های چین است. 

چرا آمریکا به هند معافیت شش ماهه داده است؟

این موضوع مربوط به اهمیت ژئوپولیتیک دارد. زیرا آمریکا نمی‌خواهد هند را از خود دور کند. چرا که هند یکی از مهم‌ترین شرکای راهبردی آمریکا در رقابت با چین است. اگر هند نتواند در چابهار فعالیت کند، مجبور می‌شود به سمت روسیه یا حتی چین متمایل پیدا کند. بنابراین چابهار برخلاف دیگر پروژه‌های ایران، هدف نظامی ندارد و توسط هند اداره می‌شود.

چابهار با هدف تجارت انسانی برای افغانستان تعریف شده و هیچ کاربری نظامی یا موشکی ندارد. این باعث می‌شود چابهار برای آمریکا ‌حساسیتِ کمتری از پروژه‌های دیگر ایران داشته باشد. آمریکا از مسیری حمایت می‌کند که وابستگی افغانستان به پاکستان را کم می‌کند. چرا؟ 

برای اینکه آمریکا اعتماد راهبردی به پاکستان ندارد و نمی‌خواهد تمام تجارت افغانستان تحت نفوذ اسلام‌آباد سازماندهی شود. بنابراین چابهار در راستای منافع غیرمستقیم آمریکا نیز هست. بنابراین اظهارات نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت حکومت طالبان این است که چابهار را «غیرسیاسی» معرفی کنند. زیرا می‌گوید «هیچ‌گاه از بندر برای وسایل نظامی استفاده نمی‌کنیم».

طالبان تلاش دارند پرونده چابهار را از تنش‌های ایران، آمریکا و هند دور نگه دارند تا تجارت‌ شان آسیب نبیند. ازینرو طالبان به‌طور غیرمستقیم از آمریکا درخواست همکاری اقتصادی می‌کنند. حتی بدون به رسمیت‌شناسی بین‌المللی. هدف طالبان این است تا تعامل اقتصادی ایجاد کنند، تنش‌های سیاسی را کاهش دهند و با ارسال پیام به واشنگتن، توجه آمریکا را به خود معطوف دارند. 

طالبان از فشار اقتصاد داخلی نگران هستند. برای همین می‌گویند که «بخش خصوصی، مردم و کشاورزان متضرر می‌شوند». این امر نشان می‌دهد که قیمت مواد غذایی افزایش یافته، صادرات با رکود مواجه است و طالبان از تبعات اجتماعی و نارضایتی عمومی می‌ترسند.

اگر معافیت تمدید شود، قیمت مواد غذایی در افغانستان کاهش می‌یابد،صادرات افغانستان رونق می‌گیرد، رقابت با بندر کراچی متعادل‌تر می‌شود، هند سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌کند، ایران درآمد ترانزیتی بیشتری کسب می‌کند و طالبان مشروعیت منطقه‌ای پیدا می‌کند.

اما اگر معافیت قطع شود، افغانستان کاملاً به پاکستان وابسته می‌شود،هزینه تجارت افزایش می‌یابد، کشاورزان و تجار افغانستان آسیب می‌بینند، پروژه‌های هند متوقف می‌شود و ایران درآمد بزرگی را از دست می‌دهد. بناً طالبان زیر فشار اقتصادی داخلی قرار می‌گیرند.

اظهارات نورالدین عزیزی نشان می‌دهد که چابهار تبدیل به شریان حیاتی اقتصاد افغانستان شده است. زیرا طالبان برخلاف تصور، در بسیاری از مسائل اقتصادی کاملاً عمل‌گرا هستند. هند برای رقابت منطقه‌ای و دسترسی به افغانستان چاره‌ای جز چابهار ندارد.

امریکا به‌خاطر ملاحظات راهبردی با چین، به چابهار معافیت داده است تا وارد منطقه همکاری سه‌ضلعی هند، ایران و افغانستان شده که پاکستان را در حاشیه قرار می‌دهد.

 

چابهار دهلیز رقابت با پروژه‌های چین 

چابهار- زرنج- دل‌آرام، بخشی از شبکه دهلیزمانندِ مسیر شمال-جنوب است که افغانستان را به ایران و سپس به قفقاز، روسیه، اروپا، و حتی آسیای میانه وصل می‌کند. این مسیر می‌تواند هزینه واردات افغانستان را 20 تا 30 فیصد کاهش دهد. ازین‌رو چابهار نه‌تنها برای افغانستان، بلکه برای کل منطقه اهمیت دارد.

ایران به درآمد ترانزیتی دست می‌یابد، هندوستان به آسیای مرکزی وصل می‌شود، آسیای مرکزی مسیر تازه‌ای به آب‌های گرم پیدا می‌کند و رقابت سازنده با بندر «گوادر» پاکستان شکل می‌گیرد. اتصال این شبکه می‌تواند امنیت اقتصادی و همکاری‌های منطقه‌ای را تقویت کند.

دست‌رسی به تجارت بندر چابهار می‌تواند وابستگی افغانستان به پاکستان را کم کند، فشارهای سیاسی بر تجارت افغانستان را کاهش دهد، ثبات قیمت کالا و امنیت غذایی را تقویت کند و زمینه توسعه ولایت‌های نیمروز، فراه، هرات و رشد بازارهای مرزی را فراهم سازد.

توسعه مسیر بندر چابهار از منظر حقوق شهروندی 

اما خارج از زاویه تجارت و اقتصاد، از منظر حقوق شهروندی نیز اتصال بندر چابهار برای افغانستان مهم است. چون چابهار فقط یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه گسترش حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شهروندان افغانستان را ممکن می‌کند.

بندر چابهار یک فرصت ساختاری برای تقویت حقوق شهروندی و خروج اقتصاد از وضعیت انحصار، فقر، وابستگی و بی‌ثباتی سیاسی است. از این جهت، می‌توان رابطه میان «حقوق شهروندی» و «کریدور چابهار» را به‌صورت مختصر توضیح داد.

یکی از حقوق بنیادی شهروندان افغانستان، دسترسی برابر به بازار، شغل، سرمایه و تجارت است. افغانستان بیش از چند دهه به دلیل وابستگی به یک مسیر تجاری مثل پاکستان، عملاً گرفتار انحصار و محدودیت بوده است. درینجا دهلیز چابهار- زرنج- دل‌آرام، این وضعیت را تغییر می‌دهد. زیرا دسترسی افغانستان به دریای آزاد را فراهم می‌کند، راه جدیدی برای صادرات و واردات می‌سازد، وابستگی ترانزیتی را کاهش می‌دهد، هزینه تجارت را کم می‌کند و رقابت سالم را ایجاد می‌نماید. بنابراین حق مشارکت اقتصادی شهروندان گسترش می‌یابد.

حقوق شهروندی در اقتصاد وابسته به اطمینان حقوقی است. وقتی کشور مسیر مطمئن و پایدار تجاری داشته باشد، سرمایه‌گذار داخلی از خطر بسته شدن مرزها نمی‌ترسد، صنایع کوچک و متوسط در غرب و جنوب افغانستان فعال می‌شوند، کشاورزان و تاجران اطمینان پیدا می‌کنند که محصول ‌شان به موقع و بدون فشار سیاسی به بازار جهانی می‌رسد. بناً چابهار در واقع یک ثبات ساختاری برای حق مالکیت و سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند.

اگر اقتصاد افغانستان از وابستگی نجات یابد و به شبکه تجارت منطقه وصل شود، مشاغل جدید در حوزه حمل‌ونقل، گمرک، تولید و خدمات ایجاد می‌شود. جوانان مناطق محروم مانند نیمروز، فراه و هرات صاحب شغل می‌شوند، زنان امکان بیشتری برای فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینی پیدا می‌کنند. پس گسترش اشتغال، خودبخود موجب تقویت مستقیم «حقوق شهروندی» و اقتصادی می‌گردد.

چابهار یک «پروژه چندملیتی» است که شفافیت می‌طلبد. وقتی دولت مجبور باشد با چند کشور همکاری کند، شفافیت مالی بیشتر نیاز است که حکومت طالبان نسبت به بیست سال دوره جمهوریت‌های کذایی، کمتر فاسد است. بناً فساد اداری هم کاهش می‌یابد و جامعه مدنی فرصت می‌یابد بر پروژه‌ها نظارت کند. 

گرچه حکومت طالبان به‌دلیل ماهیت اقتدارگرا، انحصاری و فاقد نظام پاسخ‌گویی، توانایی و اراده لازم برای مدیریت شفاف و پایدار مسیرهای تجاری مانند دهلیز چابهار را ندارند. این حکومت، به‌جای گسترش حقوق شهروندی، آزادی اقتصادی، مشارکت سیاسی و حق دسترسی برابر مردم به فرصت‌ها را محدود می‌کند. ازهمین‌رو محیط آن برای توسعه تجارت منطقه‌ای و بهره‌گیری از چابهار مساعد نیست.

افغانستان برای استفاده مؤثر از کریدورهای تجاری، کاهش انحصار و تضمین حقوق شهروندی، به یک حکومت دموکراتیک، پاسخ‌گو و قانون‌محورنیاز دارد که بتواند روابط اقتصادی را بر پایه شفافیت، رقابت سالم و منافع عمومی اداره کند.

نادرشاه نظری، 29 نوامبر 202