یکی از مهمترین نگرانیها دربارهی آیندهی افغانستان این است که کنشگران و فعالان عرصهی سیاست هنوز هم در همان قالبهای فکری فرسوده و آزموده و شکستخوردهی گذشته اسیر ماندهاند؛ الگوهایی که به گواه تاریخ، هم بارها ناکام شدهاند و هم فرصتهای بیشماری را از مردم گرفتهاند. اکنون که نوبت طرح یک تقویم تازه برای آینده فرا رسیده است، بهغایت ضروری است که همگان، در تمام سطوح، آمادهی پذیرش الگوهای نوینِ فکری و رفتاری باشند؛ وگرنه، تکرار گذشته نه هنر است، نه نشانهی خرد سیاسی، و نه از کارآمدی عملی برخوردار خواهد بود.
تکرار چرخهی باطل گذشته، در حقیقت چیزی نیست جز تمدید یک گذشتهی ناکام و تعمیم آن به آینده؛ یعنی مصادرهی آینده که میتواند خوب باشد، به نفع گذشتهی ناکام.
البته که در این میان، بازیهای زبانیِ فراوانی در کار است؛ هر کس با لعابهای رنگین و خوشایند از ارزشهای نو، دموکراسی، و آیندهای فراگیر و تن دهی بر دیگردیسی سخن میگوید، اما در پایان روز، مقصود نهاییاش چیزی جز تأمین جایگاه خود او و حفظ الگوهای ناکام گذشته چیزی دیگری نیست. نمیدانم این تمایل وصفناپذیر برای مصادرهی حوزهی عمومی به نفع حوزهی خصوصی در میان کنشگران اجتماعی به مفهوم کلان آن، از کجا ریشه میگیرد که همچون یک قاعدهی فراگیر، در همهی سطوح عمل میکند و خود را بر جمع تحمیل میسازد؟!
ضرورت تأمل برای یافتن راه رهای از این بنبست، وظیفهی همه علاقهمندان و فعالین حوزه عمومی است. متاسفانه این روزها در دنیای مجازی سرگرمیهای زیادی در جریان است که ما را از اندشیدن روی مسایل اصلی و راهبردی کشور بازداشته و عملا فرصتهای راهبردی را از ما گرفته است. بسیج انرژی و طاقت چیزفهمهای جامعه روی مسایل حاشیهی و خیلی از سرگرمیهای دیگر به معنای انحراف از اصل مسأله بوده و به معنای نااندشبده گذاشتن مسایل استراتژیک جامعه می باشد. متأسفانه هرچه زمان میگذرد به جایی که ما به آینده نزدیک شویم ، به گذشته خود را بیشتر نزدیک میسازیم. شاید تنها مردمی در جهان باشیم که استعداد سلفیگرایی در حرکتهای تاریخی را نیز متفاوت از هرکسی دیگر داریم. تلاش میکنیم و میرویم باز به جای میرسیم که بودیم!
سلفیسم اعتقادی تنها فرصت را از افغانستان نگرفته سلفیگرایی سیاسی، آینده را با تمامش از ما گرفته است و به همین خاطر است که ما جزو محدود مردمی بی آینده هستیم. حتی دیترمینسم تاریخی با تفاسیر خاص نیز ما را صاحب آینده نتوانست. از این روست که باید اذعان کرد که آینده داشتن حدیث آرزومندی جمعی نیست که باشوق و نیت ذهنی متحقق شود بلکه الگوهای واقعی کار دارد. باورمندی به آینده و التزام عملی به آن، تنها راهی است که میتواند ما را صاحب آینده بسازد ورنه آینده ما همان گذشته ماست.
دکتر ذاکرحسین ارشاد
Afghanistan Citizens Party