تغییر جغرافیایی انسانی در شمال، بحران افغانستان را پیچیده تر می نماید.

مبتنی برگزارش های منتشر شده توسط رسانه های جمعی، طالبان و دولت پاکستان به توافق رسیده اند که اعضای تحریک طالبان پاکستان را در شمال افغانستان اسکان دهند.

هدف طالبان از این انتقال، تغییر بافت جمعیت به منظور برتری جویی و تعمیق انحصار گرایی قومی است و هدف پاکستان دور نمودن عناصر تروریستی از مناطق هم مرز پاکستان است که با پیروزی طالبان بی ثباتی در ایالت خیبر پختونخواه بیشتر شده بود.

افزون بر این دو هدف راهبردی طالبان و پاکستان، انتقال این جریان تروریستی به شمال انگیزه های سیاسی امنیتی نسبت به کشورهای آسیای میانه نیز دارد. به منظور فشار بر روسیه و کشورهای مشترک المنافع در آسیای مرکزی این جریان ها پروژه بی ثبات سازی این جمهوری را در آینده عهده دار خواهد گردید. طرح انتقال آب از کانال قوش تپه که با شدت توسط طالبان در حال انجام است، در ارتباط با همین انتقال قرار گرفته و ماهیت کاملا سیاسی دارد.

از سوی دیگر بایست توجه داشت که دولت طالبان در جایگاه دولت مشروع برسمیت شناخته شده قرار ندارد و هرگونه توافق با این دولت از سوی مردم افغانستان پذیرفته نبوده و چنین توافقاتی ماهیت دست نشاندگی دولت خود خوانده طالبان را برملا می نماید.

هرگونه تغییر در ترکیب جمعیتی مناطق افغانستان برای مردم افغانستان غیر قابل قبول بوده و بحران افغانستان را پیچیده تر می نماید. این طرح افزون بر ماهیت سیاسی و متعصبانه آن، بحران های دیگری را چون کوچ اجباری مردم بومی نیز در پی خواهد داشت. براین اساس لازم است که سازمان های حقوق بشری، سازمان ملل متحد و دولت های همسو با مردم افغانستان در مقابل آن واکنش نشان دهند.

انتقال جریان های تروریستی از جنوب به شمال واکنش های منطقه ای را در پی خواهد داشت. روسیه و دولت های آسیای میانه با این اقدام باید دریافته باشند که طالبان در افغانستان یک نیروی جنگ نیابتی است. این دولت ها باید توجه داشته باشند که بنام انتقال تحریک طالبان پاکستان، بخشی عمده جریان های تروریستی به شمال افغانستان منتقل می گردند تا در زمان لازم هم بتوانند بی ثبات سازی در آسیای میانه را رهبری کنند و هم عملیات تروریستی و ایذایی خود را در سین کیانگ چین تحت عنوان حمایت از مسلمانان ایغور گسترش دهند.

توفق امروز نشانه ای (کد) است از یک تغییر ژئوپلیتیک که طالبان در راستای تحقق آن به قدرت رسیده اند و علی رغم بدترین کارنامه در نقض حقوق بشر، حقوق زنان و گسترش جریان های تروریستی به صورت دوفاکتو با دولت های خاص و اثرگذار در سطح بین المللی تعامل می نمایند.

این توافق تا حدودی از سیاست خاجی طالبان و متحدان استراتژیک آن نیز ابهام زدایی می نماید. این فرایند در طولانی مدت به دو قطبی شدن دولت ها نسبت به افغانستان خواهد گردید. مبتنی بر چنین واقعیتی طالبان حتی از جایگاه دولت خودخوانده نیز در جایگاه یک واقعیت تنزل خواهد یافت و دولت های مخالف ، طالبان را مجبور خواهد نمود که دیگر واقعیت های افغانستان را نیز پذیرا گردند.

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *