در ۱۵ فبروری ۱۹۸۹، آخرین واحدهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی پس از نزدیک به ده سال جنگ از افغانستان خارج شدند. جنگی که در ۱۹۷۹ با ورود نیروهای شوروی و در بستر رقابتهای جنگ سرد آغاز شد، اما بهزودی به میدان برخورد ایدئولوژیها، منافع منطقهای و آرزوهای مردم افغانستان تبدیل گردید.
این خروج برای مردم افغانستان «پیروزی مقاومت» و ظفرمندی جهادی بود؛ اما تاریخ نشان میدهد که پیروزی نظامی، اگر به توافق سیاسی و اجماع ملی در امر حکومتداری نینجامد، میتواند به خلأ قدرت و چرخهای تازه از بیثباتی بینجامد. پس از خروج شوروی، نبود یک طرح جامع ملی، برخورد غیرمسئولانه و رقابتهای تنظیمی، کشور را به سوی جنگهای داخلی سوق داد.
این تجربه نشان میدهد که پیروزی واستقلال فقط با بیرون رفتن نیروهای خارجی کامل نمیشود؛ استقلال واقعی با نهادسازی، قانونگرایی و مشارکت همگانی و اذعان به مالکیت مردم نسبت به سیاست تحقق مییابد.
پیامهای خروج:
پیام نخست خروج، اولویت دادن به منافع ملی بر منافع گروهی است. هرگاه سیاست به ابزار حذف و انحصار بدل شود، دروازه برای مداخله بیرونی همواره باز میماند. پرواضح است که با مداخله خارجی دستیابی به صلح وثبات پایدار امر ممتنع خواهد بود.
پیام دوم، اهمیت اجماع سیاسی و گفتوگوی فراگیر است. جامعهای متکثری چون افغانستان، با تکصدایی اداره نمیشود؛ بلکه با سازوکاری که همه صداها را در چارچوب قانون بشنود، امکانپذیر میشود. هرگونه تمایل به انحصار و مقاومت در برابر تکثر اجتماعی وتأکید بر سازوکارهای انحصارگرایانه نوعی سرمایه گزاری بر دشمنی میان مردم و بازتولید خشونت و بحران است.
پیام سوم، ضرورت سرمایهگذاری بر آموزش و ارتقای آگاهی، روی دستگیری طرحهای اقتصاد و ساخت نهادهای مدنی واقعی است. سلاح وخشونت میتواند رژیمی را ساقط کند، اما فقط دانش و نهاد میتوانند آیندهای پایدار بسازند. اذعان براین مهم زمان واقعی است که همه گروههای اجتماعی از این حق برخوردار شوند. محرومیت زنان از تحصیل، سرکوب آگاهی در کشور به معنای سلب ظرفیت و فرصت از کشور برای پیشرفت است.
حزب شهروندان افغانستان تأکید میکند که عبرت گرفتن از گذشته، به معنای ماندن در گذشته نیست. باید تاریخ را با نگاه انتقادی بخوانیم؛ مراجعه به تاریخ برای زنده نگهداشتن کینهها و بازتولید بحرانها نیست بلکه برای جلوگیری از تکرار خطاها است. سزاوار افغانستان هنرنمایی در تکرار خطا نیست فضیلت گروههای اجتماعی و سیاسی در عبور از الگوهای ناکارآمد و ایجاد شهامت اعتراف به خطا و آمادگی برای پذیرش الگوهای کارآمد است. افغانستان زمانی به ثبات میرسد که سیاست از مدار وابستگی و رقابتهای نیابتی، غیریتسازیهای قومی، مذهبی و سمتی خارج شده و به مدار شهروندی، پاسخگویی و حاکمیت قانون وارد شود.
سالگرد خروج نیروهای شوروی یادآور یک حقیقت بنیادین است و آن اینکه هیچ قدرت خارجی نمیتواند سرنوشت یک ملت را برای همیشه تعیین کند؛ اما اگر خود آن ملت به تفاهم و همبستگی نرسد، تاریخ میتواند بارها همان درس را با هزینههای سنگینتر تکرار کند
Afghanistan Citizens Party