فشار پاکستان و چین؛ نشانه فروکاست افغانستان به مسئله امنیتی!

درخواست اخیر پاکستان و چین مبنی بر انجام اقدامات مشهود و قابل‌راستی‌آزمایی علیه گروه‌های تروریستی فعال از خاک افغانستان را باید فراتر از یک مطالبهٔ امنیتی مقطعی فهم کرد. این موضع‌گیری را می‌توان نشانه‌ای از گذار نگاه منطقه‌ای به افغانستان از یک کنشگر سیاسی به یک مسئلهٔ امنیتی (securitization) دانست.

در ادبیات روابط بین‌الملل، به‌ویژه در نظریه‌های دولت و امنیت، دولت زمانی قادر به ایفای نقش باثبات در نظام منطقه‌ای است که از مشروعیت داخلی، ظرفیت نهادی، و انحصار اعمال قدرت مشروع برخوردار باشد. فقدان یا ضعف این مؤلفه‌ها، کشور را از موقعیت شریک قابل اعتماد، خارج و به موضوعی برای مدیریت تهدید تبدیل می‌کند. تأکید بر راستی‌آزمایی، دقیقاً بازتاب همین بی‌اعتمادی ساختاری است.

از منظر نظریهٔ مشروعیت (Weber)، قدرتی که فاقد پذیرش اجتماعی و سازوکارهای پاسخ‌گویی است، ناگزیر برای بقا به ابزارهای غیرسیاسی از جمله زور، انکار، یا معامله‌های امنیتی متوسل می‌شود. این وضعیت، رابطهٔ دولت و جامعه را تضعیف کرده و دولت را در تعاملات خارجی نیز بی اعتبار می‌‌سازد.

هم‌‌چنین رویکرد امنیت‌محور پاکستان و چین را می‌توان در چارچوب واقع‌گرایی منطقه‌ای تحلیل کرد؛ جایی که ثبات نه از مسیر دموکراسی یا مشارکت سیاسی، بلکه از طریق مهار تهدیدات فوری تعریف می‌شود. با این حال، تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد که امنیت تحمیلی و بیرونی، در غیاب بازسازی سیاسی داخلی، به ثبات پایدار منجر نمی‌شود.

نکتهٔ کلیدی آن است که تروریسم پدیده‌ای صرفاً نظامی یا فنی نیست، بلکه ریشه در انسداد سیاسی، حذف شهروندی و فروپاشی قرارداد اجتماعی دارد. در این معنا، تمرکز بر اقدامات قابل‌راستی‌آزمایی بدون پرداختن به بحران نمایندگی و مشروعیت، نوعی تقلیل‌گرایی امنیتی است که مسئله را به‌طور ساختاری حل نمی‌کند.
بنابراین فشارهای منطقه‌ای بر افغانستان، بیش از آن‌که راه‌حل باشند، نشانهٔ یک بحران عمیق‌ترند. بصورت مشخص بحران دولت‌بودگی حکومت دوفکتو و فقدان پیوند میان قدرت و جامعه در افغانستان از بارزترین آنها است. تا زمانی که قدرت سیاسی از ارادهٔ شهروندان مشروعیت نگیرد و در برابر آنان پاسخ‌گو نباشد، افغانستان در نظم منطقه‌ای نه به‌عنوان دولت، بلکه به‌عنوان پروندهٔ امنیتی باقی خواهد ماند.همه میدانیم که امنیت پایدار، در نهایت، نه محصول راستی‌آزمایی خارجی، بلکه نتیجهٔ بازسازی سیاسی داخلی و مشروع شدن قدرت در افغانستان براساس اراده مردم است.