دکتر ارشاد: «تهدید بقای هزارهها ریشه در مناسبات تاریخی و ساختاری قدرت دارد و بدون دگرگونی این مناسبات، نمیتوان به برابری پایدار دست یافت»
۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | حزب شهروندان افغانستان
بیستوششمین نشست گفتمان شهروندی حزب شهروندان افغانستان، روز پنجشنبه، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، با موضوع «هزارهها و مناسبات قدرت در افغانستان؛ از تهدید بقا تا مطالبات شهروندی» برگزار شد.
در این نشست که در چارچوب سلسلهگفتمانهای ماهانه حزب شهروندان افغانستان برگزار میشود، دکتر ذاکرحسین ارشاد، رئیس حزب، با ارائه تحلیلی تاریخی و نظری از مناسبات قدرت در افغانستان، به بررسی ریشههای ساختاری تداوم تبعیض، طرد و تهدید بقای هزارهها پرداخت و بر ضرورت بازتعریف جایگاه سیاسی این جامعه، سازماندهی ظرفیتهای اجتماعی و اصلاح بنیادین ساختار قدرت تأکید کرد.
استمرار یک معمای تاریخی در بستر بیثباتی سیاسی
دکتر ارشاد در آغاز سخنان خود، با اشاره به گسستهای مکرر سیاسی و تاریخی در افغانستان، استمرار وضعیت فرودستی و تهدید بقای هزارهها را یکی از بنیادیترین معماهای تاریخ سیاسی این کشور توصیف کرد.
وی اظهار داشت: «در افغانستان تقریباً همهچیز با بیثباتی، گسست و فقدان تداوم روبهرو بوده است؛ از نظامهای سیاسی و ساختار حکومت گرفته تا ایدئولوژیهای حاکم و آرایش نیروهای قدرت. اما در میان این همه دگرگونی، آنچه بهگونهای تراژیک استمرار یافته، وضعیت فرودستی، محرومیت و تهدید بقای هزارههاست.»
رئیس حزب شهروندان افغانستان این تناقض تاریخی را مستلزم بازاندیشی جدی در شیوه تحلیل مسئله هزارهها دانست و این پرسش را مطرح کرد که چگونه با وجود تغییر مکرر حکومتها، رژیمها و ساختارهای رسمی قدرت، الگوهای تبعیض، طرد و تهدید علیه هزارهها همچنان استمرار یافته و بازتولید شدهاند؟
ضرورت عبور از تحلیل حکومتمحور به شناخت کلیت مناسبات قدرت
دکتر ارشاد در تبیین نظری این مسئله تأکید کرد که محدودساختن سرنوشت تاریخی هزارهها به سیاستهای حکومتها، رفتار حاکمان یا عملکرد دستگاه اداری قدرت، برای توضیح استمرار تبعیض و تهدید علیه این جامعه کافی نیست.
وی تصریح کرد که چنین رویکردی، به دلیل نادیدهگرفتن سازوکارهای عمیقتر سلطه، میتواند به برداشت ناقص از ماهیت مسئله و در نتیجه، ارائه راهحلهای ناکارآمد منجر شود.
به باور وی، قدرت را نباید صرفاً در حکومت، دولت یا نهادهای رسمی جستوجو کرد؛ زیرا مناسبات قدرت در شبکهای گسترده از روابط تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، قومی، گفتمانی و نهادی جریان دارد و از ساختارهای عالی تصمیمگیری سیاسی تا لایههای مختلف زندگی اجتماعی امتداد مییابد.
رئیس حزب شهروندان افغانستان توضیح داد که در روند تاریخی شکلگیری و بازتولید این مناسبات، برخی الگوهای تبعیضآمیز چنان در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و رفتاری نهادینه شدهاند که محرومیت و طرد هزارهها در بخشهایی از نظم مسلط، به وضعیتی عادی و پذیرفتهشده تبدیل شده است.
وی افزود که مسئله تنها وقوع خشونت، کشتار، کوچ اجباری و نقض حقوق بنیادین هزارهها نیست؛ بلکه فقدان سازوکارهای مؤثر حقوقی، اجتماعی و فرهنگی برای جلوگیری از تکرار این وضعیت نیز بخشی از بحران ساختاری به شمار میرود.
دکتر ارشاد خاطرنشان کرد که سکوت اجتماعی، بیتفاوتی عمومی، فقدان همبستگی مؤثر و ضعف نهادهای حمایتکننده، در کنار سیاستهای تبعیضآمیز، میتوانند به بازتولید مناسبات نابرابر قدرت کمک کنند.
وی تأکید کرد که بدون شناخت این شبکه پیچیده از مناسبات آشکار و پنهان قدرت، نمیتوان به درک جامع از مسئله هزارهها یا تدوین راهبردی پایدار برای تغییر وضعیت موجود دست یافت.
چهار محور راهبردی برای عبور از تهدید بقا به کنشگری سیاسی
رئیس حزب شهروندان افغانستان در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر ضرورت تحول بنیادین در رویکرد سیاسی هزارهها، چهار محور اساسی را برای عبور از وضعیت تاریخی فرودستی و حرکت بهسوی تثبیت حقوق شهروندی و مشارکت مؤثر در قدرت مطرح کرد.
نخست؛ عبور از تقلیلگرایی و اتخاذ رویکرد جامع و ساختاری به مناسبات قدرت
دکتر ارشاد تأکید کرد که مسئله هزارهها نباید به عملکرد یک حکومت، تصمیم یک حاکم یا سیاست یک نهاد تقلیل داده شود؛ بلکه باید در چارچوب کلیت مناسبات قدرت و پیوندهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن تحلیل شود.
وی خاطرنشان ساخت که این مناسبات از عالیترین سطوح ساختار سیاسی و دستگاه اداری قدرت آغاز میشود و تا روابط روزمره، الگوهای رفتاری و لایههای مختلف جامعه امتداد مییابد. ازاینرو، هر راهبرد مؤثر برای تغییر وضعیت هزارهها باید فراتر از جابهجایی حکومتها، معطوف به دگرگونی سازوکارهای بازتولید سلطه باشد.
دوم؛ عبور از موقعیت قربانی به جایگاه کنشگر آگاه و سازمانیافته سیاسی
رئیس حزب شهروندان افغانستان با تأکید بر اهمیت حفظ حافظه تاریخی، دادخواهی و پیگیری عدالت برای قربانیان، تصریح کرد که هزارهها نباید هویت و آینده سیاسی خود را صرفاً در چارچوب رنج تاریخی و موقعیت قربانی تعریف کنند.
به باور وی، گذار از وضعیت انفعالی به کنشگری سیاسی مستلزم بازآفرینی خودفهمی جمعی هزارهها بر مبنای تعلق برابر به کشور، احساس مالکیت سیاسی نسبت به سرنوشت افغانستان و بهرسمیتشناختن حق مشارکت در مناسبات قدرت است.
دکتر ارشاد تأکید کرد که هزارهها باید خود را نه در حاشیه ساختار سیاسی، بلکه بهعنوان صاحبان حق در تعیین سرنوشت کشور تعریف کنند و با برخورداری از داعیه سیاسی روشن، برنامه راهبردی و کنشگری حرفهای، در شکلدهی به آینده افغانستان نقش فعال داشته باشند.
وی افزود که گذار از مطالبه صرفِ مصونیت و بقا به مطالبه حقوق برابر، مشارکت سیاسی و سهم مؤثر در تصمیمگیریهای ملی، ضرورتی بنیادین برای تغییر جایگاه تاریخی هزارههاست.
سوم؛ تبدیل ظرفیتهای اجتماعی به قدرت نهادی و سیاسی
دکتر ارشاد با اشاره به ظرفیتهای انسانی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هزارهها تأکید کرد که برخورداری از سرمایه اجتماعی، بهتنهایی تضمینکننده تغییر مناسبات نابرابر قدرت نیست.
وی اظهار داشت که این ظرفیتها زمانی میتوانند به تغییر پایدار منجر شوند که در قالب نهادهای سیاسی کارآمد، تشکلهای منسجم و پاسخگو و برنامههای راهبردی مبتنی بر مطالبات مشخص سازماندهی شوند.
رئیس حزب شهروندان افغانستان با تأکید بر ضرورت جدیگرفتن سیاست خاطرنشان کرد که در افغانستان، مناسبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی فرصتهای توسعهای بهشدت از ساختار و روابط قدرت تأثیر میپذیرند. بنابراین، هزارهها باید با درک این واقعیت، ظرفیتهای اجتماعی خود را ارتقا داده و به قدرت سازمانیافته نهادی و سیاسی تبدیل کنند.
وی هشدار داد که فقدان سازمانیابی سیاسی و ناتوانی در تبدیل سرمایههای اجتماعی به قدرت مؤثر سیاسی، میتواند حتی فرصتهای ناشی از بحرانها و تحولات سیاسی را نیز از میان ببرد.
چهارم؛ اصلاح ساختار سیاسی و استقرار نظام فدرالی
دکتر ارشاد در چهارمین محور سخنان خود، اصلاح بنیادین ساختار سیاسی افغانستان را از پیششرطهای اساسی پایاندادن به انحصار تاریخی قدرت و ایجاد تضمینهای نسبتا پایدار برای برابری شهروندان دانست.
وی با انتقاد از پیامدهای تمرکزگرایی سیاسی، فدرالیسم را یکی از مهمترین گزینههای ساختاری برای توزیع عادلانهتر قدرت، گسترش مشارکت سیاسی، تقویت خودگردانی محلی و کاهش زمینههای انحصار و تبعیض معرفی کرد.
رئیس حزب شهروندان افغانستان تأکید کرد که فدرالیسم نباید صرفاً بهعنوان الگویی برای تقسیم اداری سرزمین درک شود؛ بلکه در چارچوب یک نظام دموکراتیک و مبتنی بر تضمین حقوق بنیادین شهروندان، میتواند به بازتنظیم مناسبات قدرت و ایجاد سازوکارهای نهادی برای مشارکت برابر گروههای مختلف جامعه کمک کند.
وی خاطرنشان ساخت که تحقق برابری پایدار مستلزم گذار از ساختارهای انحصاری قدرت به نظمی سیاسی است که در آن حقوق، امنیت و مشارکت شهروندان به اراده حاکمان یا موقعیت قومی و مذهبی آنان وابسته نباشد.
از تهدید بقا تا تثبیت حقوق شهروندی
دکتر ارشاد در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که تهدید تاریخی بقای هزارهها را نمیتوان بدون دگرگونی مناسبات قدرت برطرف ساخت و تغییر این مناسبات نیز بدون سازمانیابی سیاسی، تعریف مطالبات روشن، تقویت نهادهای نمایندگی و اصلاح ساختار سیاسی امکانپذیر نخواهد بود.
وی تصریح کرد که آینده هزارهها نباید به تغییر ظاهری حکومتها، حسن نیت حاکمان یا تحولات مقطعی سیاسی وابسته بماند؛ بلکه باید بر تضمینهای پایدار حقوقی، سیاسی و نهادی استوار شود.
رئیس حزب شهروندان افغانستان در پایان خاطرنشان ساخت که مبارزه برای امنیت، کرامت انسانی، برابری و حقوق شهروندی هزارهها، بخشی جداییناپذیر از تلاش گستردهتر برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک، کثرتگرا و مبتنی بر شهروندی برابر در افغانستان است.
به باور وی، گذار از تهدید بقا به مطالبات شهروندی، صرفاً تغییر در نوع مطالبات سیاسی نیست؛ بلکه مستلزم تحول در خودفهمی جمعی، شیوه کنشگری، ظرفیت سازمانیابی و جایگاه هزارهها در مناسبات قدرت است.
وی تأکید کرد که افق این تحول باید ایجاد افغانستانی باشد که در آن هیچ فرد یا جامعهای به دلیل تعلق قومی، مذهبی، زبانی یا فرهنگی، با محرومیت ساختاری، تبعیض یا تهدید موجودیت مواجه نباشد و همه شهروندان از حقوق برابر و فرصتهای عادلانه مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور برخوردار باشند.
حزب شهروندان افغانستان
مدیریت رسانهها
۲۰ اکتبر ۲۰۲۶
افغانستان برای همه شهروندان
Afghanistan Citizens Party