روز فرهنگ هزاره یا روز مبارزه برای شهروندی؟

روز فرهنگ هزاره، یادآور مبارزات نفسگیر و تلخکامی‌هایی است که انسان هزاره با شوربختی تمام آن را تجربه کرده است. نسل‌کشی شده ولی از نفس نیافتاده است. غصه خورده ولی لبخند از یاد نبرده است. به همین خاطر است که روز فرهنگ هزاره یک مناسبت فرهنگی نیست؛ بلکه یادآور تاریخ طولانی مقاومت، حذف سیستماتیک، و مبارزه برای برابری و دستیابی به شهروندی در افغانستان است. این روز، فرصتی است تا از فرهنگ به‌عنوان ابزار بقا و از هویت به‌عنوان زبان ایستادگی از هنر به عنوان نماد پایداری سخن گفته شود.

هزاره‌ها در بیش از یک قرن گذشته، هزینه‌ی سنگینی برای حفظ هویت، زبان، مذهب و حضور سیاسی خود پرداخته‌اند. از قتل‌عام‌های تاریخی در دوران عبدالرحمن تا تبعیض ساختاری، محرومیت آموزشی، حملات هدفمند بر مکاتب، مساجد و مراکز فرهنگی، همواره تلاش شده است که حضور هزاره‌ها به حاشیه رانده شود. اما تاریخ نشان داده که حذف یک ملت ممکن نیست؛ زیرا فرهنگ، حافظه‌ی زنده‌ی یک جامعه است.

امروز، روز فرهنگ هزاره، تنها بزرگداشت موسیقی، هنر، لباس و ادبیات نیست؛ بلکه اعلام یک پیام روشن سیاسی است که افغانستان بدون عدالت قومی، بدون برابری شهروندی و بدون مشارکت واقعی همه اقوام، هرگز به ثبات و مشروعیت نخواهد رسید.

فرهنگ هزاره امروز به نماد آگاهی، آموزش، مقاومت مدنی و عدالت‌خواهی تبدیل شده است. نسلی که با قلم، دانشگاه، رسانه و فعالیت مدنی برخاسته، نشان داده که مبارزه برای کرامت انسانی، قوی‌تر از سیاست حذف و افراط‌گرایی است. دشمنان تنوع قومی تلاش کردند هزاره را قربانی خاموش تاریخ بسازند، اما اکنون هزاره به یکی از بلندترین صداهای عدالت، دموکراسی و حقوق بشر در افغانستان و بلکه سراسر جهان تبدیل شده است.

پیام سیاسی این روز که در آن هم‌شور است و شعور بسیار واضح است و آن اینکه هیچ نظامی که بر تبعیض، انحصار و حذف بنا شود، پایدار نخواهد ماند. آینده افغانستان زمانی ساخته می‌شود که همه شهروندان، بدون توجه به قوم، مذهب و زبان، از حق برابر در قدرت، آموزش، امنیت و فرصت‌های اجتماعی برخوردار باشند.

روز فرهنگ هزاره، روز تأکید بر حقِ دیده‌شدن، حقِ مشارکت و حقِ زندگی با عزت و حق شهروندی است. این روز، نه فقط متعلق به هزاره‌ها، بلکه متعلق به تمام کسانی است که به افغانستانی چندصدایی، عادلانه و شهروند‌محور باور دارند.