گزارش تفصیلی کنفرانس ملی “نظام سیاسی کارآمد و صلح پایدار در افغانستان”

تاریخ سیاسی در افغانستان با یک سلسله جنگ قدرت مشخص شده‌ که منجر به فقدان ثبات و نظم سیاسی پایدار در قرون گذشته گردیده‌است. این کشور تاکنون نتوانسته‌است یک نظام سیاسی کارآمد و پاسخگو ایجاد کند و این امر، در نتیجه منجر به شکل‌گیری نظام‌های سیاسی ورشکسته‌ای شده‌است که خود نقش مهمی در فروپاشی این نظام‌ها ایفا کرده‌اند. نظام سیاسی در افغانستان به جای این‌که حافظ ثبات و امنیت باشد، عامل اصلی بی‌نظمی‌ها و بی‌ثباتی‌ها بوده‌است. ورشکستگی نظام‌های سیاسی در افغانستان منجر به هرج‌و‌مرج اجتماعی در داخل کشور و باری بر دوش جامعه جهانی شده‌است.

وجود بحران مستمر در افغانستان را می‌توان به عوامل مختلفی نسبت داد؛ اما ماهیت نظام‌های سیاسی در این کشور یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. افغانستان در طول تاریخ خود اشکال مختلف حکومت را تجربه کرده‌است، از جمله سلطنت نیمه مشروطه امانی، سلطنت مشروطه دهه دموکراسی، جمهوری داوود خان، جمهوری دموکراتیک خلق، حکومت اسلامی، امارت اسلامی و حکومت متمرکز جمهوری اسلامی افغانستان از سال 2000 تا ۲۰۲۱؛ اما هیچیک از این نظام‌های سیاسی نتوانسته‌اند نظم سیاسی پایدار دراین کشور را ایجاد کنند. به این ترتیب در حالی که تاریخ سیاسی کشور با مجموعه‌ای از نظام‌های سیاسی مختلف مشخص شده، هیچ‌یک در ایجاد یک حکومت باثبات و کارآمد موفق نبوده‌است. از سلطنت نیمه مشروطه امانی گرفته تا جمهوری اسلامی متمرکز در سال 2000، هیچ‌کدام نتوانسته‌ یک نظم سیاسی پایدار ایجاد کند.

فروپاشی غیر منتظره جمهوریت و حاکمیت مجدد گروه تروریستی طالبان، این بحران را بیش از گذشته عمیق تر نموده است. در اینجا دو مسیر بالقوه برای آینده افغانستان وجود دارد: تداوم اشتباهات گذشته که تهدیدی برای کشور و جهان است، یا درس گرفتن از شکست‌های گذشته و رفع کاستی‌های تاریخی با بررسی از راه حل های ممکن. این راه حل را نمی‌توان تنها با انتظار برای تغییر انجام داد؛ بلکه نیازمند تفکر استادان و صاحب‌نظران عرصه سیاست است.  

حزب شهروندان افغانستان، برای تدوین راهبرد مؤثر برای نظام سیاسی، لازم دید با صاحب نظران حوزه سیاست گفتگو صورت بگیرد تا با این کار بتوان نقشه راه آینده نظام سیاسی افغانستان را پیدا کرد. به این ترتیب ما در حزب شهروندان به این نتیجه رسیدیم که بن‌بست سیاسی کنونی یک نشست بین‌المللی را برای بحث در مورد نوع نظام سیاسی مورد نیاز در کشور ضروری می نماید؛ نشستی که در آن حضور همه جناح‌های سیاسی و قومی و کارشناسان داخلی و بین‌المللی بدون فشارهای سیاسی و جهت‌گیری‌های قومی و مذهبی به دنبال راه حل‌های مناسب برای شرایط موجود در کشور باشد. به همین منظور، کنفرانس یک روزه “نظام سیاسی کارآمد و صلح پایدار در افغانستان” به میزبانی حزب شهروندان افغانستان و همکاری دانشگاه دوسلدورف در کشور آلمان برگزار گردید. این کنفرانس که بتاریخ نهم دسامبر سال جاری با مشارکت حداکثری مدعوین از کشورهای مختلف مواجه گردید، مورد ستقبال اصحاب فکر و اندیشه واقع شد.  این کنفرانس در چهار نشست علمی  تنظیم گردیده بود که با ترتیب منطقی عناوین، نظام سازی را از لایه های زیرین آن مورد بررسی قرار داده و به صورت هرچه جامع تر،  مباحث مربوط به نظام سازی مورد کنکاش قرار گرفت.

افتتاحیه

افتتاحیه کنفرانس نظام سیاسی کارآمد و صلح پایدار در افغانستان در ساعت نه و سی دقیقه صبح با قرائت قرآن عظیم الشأن توسط جناب علیزاده آغاز گردید. سپس سرود ملی کشور پخش شد و در ادامه جناب شیرمحمد انتظار عضو فعال کمیته فرهنگی حزب شهروندان و ماستر روابط بین الملل به عنوان مجری عمومی کنفرانس، نشست های چهارگانه را معرفی نمود. سخنرانی افتتاحیه کنفرانس را دکتر ارشاد استاد دانشگاه بخارست و ریاست جزب شهروندان افغانستان ارایه نمود. رئیس حزب شهروندان در ابتدا، از حضور نخبگان سیاسی و فرهنگی، هواداران حزب شهروندان افغانستان و تمام مهمانان حاضر در جلسه سپاسگزاری نمود. ایشان ضرورت برگزاری کنفرانس را توضیح داد و در ادامه بیان نمود که برای عبور از وضعیت موجود، حسب الفرض سه فرض می تواند وجود داشته باشد؛ نظام سازی بر مبنای زور و استبداد فردی یا قومی، نظام سازی بر مبنای تزویر و فریب دیگران و نظام سازی مبتنی بر حقوق افراد و شهروندان افغانستان. صلح پایدار زمانی بوجود می آید که نوع سومی از نظام سازی در دستور کار جامعه سیاسی افغانستان قرار بگیرد. این نوع از نظام سیاسی مبتنی بر جدیدترین نظریه های سیاسی عدالت محور و انصاف گرا است که می تواند ما را به صلح پایدار رهنمون نماید.

نشست نخست:  خاستگاه و مبنای نظام سیاسی 

نخستین محور سخنرانی ها بحث از بررسی خاستگاه و ماهیت نظام سیاسی را در بر میگرفت که ماهیت دینی، سکولاریستی نظام را مورد توجه قرار می‌داد. بررسی از مشروعیت های مردمی و مدرن در قبال مشروعیت های سنتی از دیگر مباحث این بخش از کنفرانس را تشکیل میداد. دکتر محمد حسین خلوصی رئیس کمیته فرهنگی حزب، دبیر علمی نشست نخست را به عهده داشت. او میان دو نوع از مشروعیت مبتنی بر حقوق شهروندی و مشروعیت مبتنی بر آریستوکراسی دینی و قبیله‌ای تفاوت قائل گردید و مبتنی بر این طرح مساله، از کارشناسان‌ این حوزه دعوت نمود تا سخنرانی های خویش را ارایه نمایند.

 دکتر محمد نظیف شهرانی استاد دانشگاه اندیانای آمریکا، سخنران نخست این مرحله از نشست بود. او محلی گرایی، عدم شایسته سالاری و نگاه ابزاری به قدرت را از نابسامانی های مهم جامعه افغانستان نام برد و برای برون رفت از وضعیت موجود اصلاح فرهنگ سیاسی را مهم عنوان نمود. پروفیسور شهرانی، توضیح داد که فرهنگ سیاسی نادرست باعث ویرانی افغانستان گردیده است. وی همچنان چهار نوع فرهنگ سیاسی که شامل فرد محوری، تفوق طلبی، دین‌داری و وابستگی سیاسی می‌شوند، را باعث تباهی و ویرانی کشور برشمرد؛ و برای برون رفت از بحران نظام سازی افزود، که افغانستان باید از فرد محوری به ارزش محوری تغییر کند و حالت مردم از رعیت بودن به شهروند بودن مبدل گردد.

دکتر نصیراحمد اندیشه سفیر افغانستان در جنوا سخنران دوم این نشست بود که توجه حاضران را به واقعیت های عینی جامعه دعوت نمود و بر ابعاد پراگماتیستی نظام سازی تاکید کرد. دکتر اندیشه حاکمیت موجود در افغانستان را انحصاری و اساساً نامشروع گفته، مهمترین واقعیت موجود در کشور را نبود مشروعیت در نظام سیاسی عنوان نمود. او رویکرد پراگماتیستی خود را چنین توضیح داد که سازندگان گذشته، آینده را می سازند.

     بانو انارکیلی هنریار سخنران سوم این نشست بود او وضعیت رقت انگیز زنان در جامعه افغانستان را مورد بررسی قرار داد و تاکید نمود که تجربه او به عنوان یک زن و هم‌چون یک اقلیت مذهبی دراین کشور، نشان دهنده انواع از محدودیت ها برای زنان در افغانستان است که حتی در زمان های پیش از طالبان نیز وجود داشته است. انسجام سیاسی از دیگر سخنان مورد تاکید خانم هنریار بود که در وضعیت موجود اهتمام مضاعف پیدا نموده است. پرهیز از تفرقه و حفظ وحدت ملی برای دستیابی به اهداف بزگتر مهم می‌باشد.

آخرین سخنران بخش نخست دکتر محمد جواد صالحی بود که فرایند صلح پایدار در عصر مدرن را بررسی نمود. ایشان در صحبت های خود عقلانیت و علم گرایی را در رسیدن به صلح مهم تلقی نموده تاکید کرد: همان‌گونه که ساختن صنایع چون هواپیما، موتر و موشک بدون علم امکان پذیر نیست، نظام سازی نیز بدون دانش تجربی امکان نا پذیر است. صالحی به طور مشخص سکولاریسم را در نظام سازی مهم تلقی نمود و خاطر نشان کرد که دخالت دین در عرصه سیاسی هم موجب سوءاستفاده از دین می گردد وهم نظام سیاسی کارآمد و صلح پایدار را دور از دسترس قرار می دهد. دکتر صالحی مبتنی بر تجربه اروپای عصر قرون وسطی دخالت دین و دستگاه روحانیت را در عرصه سیاسی ویرانگر تلفی نمود.

نشست دوم: پیشینه و نمونه های عینی (ایجابی یا سلبی) نظام سیاسی و صلح پایدار 

دبیر علمی این نشست را دکتر محمدباقر ذکی پژوهشگر دانشگاه فرایبورگ آلمان و عضو شورای مرکزی حزب شهروندان به عهده داشت. در این نشست ابتدا بانو شکریه بارکزی نماینده اسبق مردم در پارلمان و سفیر پیشین افغانستان در ناروی سحنرانی نمود. خانم بارکزی از برگزارکنندگان نشست ابراز قدردانی نموده و وضعیت موجود در افغانستان را توضیح داد. او نیز همدیگر پذیری همه اقوام افغانستان در برابری گروه تروریستی طالبان که به هیچ وجه از قوم خاصی نمایندگی نمیکنند را شرط ثبات پایدار و آینده درخشان این سرزمین دانست.

 استاد فیض محمد جلال از دیگر سخنرانان این بخش بود که با رویکرد آسیب شناسانه، گذشته تاریخی نظام های سیاسی را برسی کرد. استاد جلال توضیح داد که مهم ترین دلیل ناکامی نظام های سیاسی خاصيت انحصارگرایی این نظام ها است و این انحصارگرایی تنها مربوط به یک قومیت حاکم نیست بلکه قومیت های دیگر و گروه های دیگر نیز در دولت سازی به این انحصار کاملا وفادار بوده اند. او چنین ادامه داد که عنوان قهرمان ملی نباید منحصر به یک فرد باشد بلکه افغانستان همانند برخی از کشور های همسایه می تواند چندین قهرمان ملی از تمام اقوام کشور داشته باشد.

آخرین سخنران این قسمت، جنرال رضا امینی عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان بود که مبتنی بر تجارب خویش از نظام های گذشته و سیاستگذاری های این نظام ها صحبت نمود. وی نیز به صورت مختصر بحران نظام سازی در ادوار تاریخی خصوصا دوره جمهوریت را توضیح داد. 

نشست سوم: ماهیت نظام سیاسی و صلح پایدار 

در نشست سوم، گردانندگی نشست را دکتر اکبری عضو شورای مرکزی حزب شهروندان افغانستان به عهده داشت. در این نشست ابتدا سخنرانی ها کوتاه و ضبط شده  دو مهمان خارجی کنفرانس پخش گردید: دکتر مایکل روبین عضو ارشد موسسه انترپرایز از آمریکا اظهار نمود که طالبان آینده افغانستان نیستند و آینده افغانستان متعلق به همه مردم این کشور است. تمام مردم افغانستان از همه گروه های قومی باید در آینده افغانستان نقش داشته باشند. آقای نیکلاس کی سفیر پیشین بریتانیا در افغانستان استقبال از برگزاری نشست، خاطر نشان کرد که برای ساخت افغانستان تمام اقوام این کشور و تفاوت ها بایست مورد احترام قرار بگیرد؛ وی افزود که از تمام جریان های سیاسی که به ساخت چنین افغانستانی اقدام نمایند، حمایت می نماید.  

سخنران دیگر این نشست دکتر مسعود ترشت وال، استاد دانشگاه و پژوهشگر صلح و منازعه افغانستان بود. آقای ترشت وال بر مدل بومی حل منازعه در افغانستان تاکید نمود و بومی سازی راه حل های منازعه را مهم عنوان نمود. ترشت‌وال افزود، افغانستان با بحران مشروعیت روبروست و برای بیرون رفت از این مشکل گفت‌وگوی ملی می‌تواند به عنوان یک راه حل برای پایان بخشیدن به منازعات افغانستان  باشد.

سخنران دیگر این نشست دکتر نجفی بود که وی هم مبتنی بر تجارب خویش در دوره جمهوريت صحبت نمود. نجفی خاطر نشان ساخت که دولت های بین المللی در لویه جرگه قانون اساسی نظام پارلمانی را حمایت می نمودند ولی طیف قبیله گرا بااتکا به قدرت این نوع از نظام سازی را در افغانستان انکار نموده‌  و در نتیجه از دستور کار لویه جرگه خارج نمودند. نجفی به رویکرد های فراگیر و بدور از تعصبات قومی و مذهبی تاکید کرد.

نشست چهارم: ساختار نظام سیاسی و صلح پایدار در افغانستان 

در این نشست جدی ترین بحث روز نظام سیاسی مورد گفتگو قرار گرفت. سخنران نخست این بخش دکتر عباس بصیر وزیر پبشین تحصیلات عالی افغانستان بود. دکتر بصیر توضیح داد که فدرالیزم به عنوان یک نظام سیاسی می‌تواند پاسخگوی مشکلات افغانستان باشد. به گفته آقای بصیر ساختارهای تمرکز گرا در افغانستان جواب نمی‌دهند. او هم‌چنان افزود وقتی صحبت از نظام متمرکز و غیرمتمرکز می‌شود همگی توافق دارند که نظام غیرمتمرکز می‌تواند به عنوان نظام سیاسی بدیل در آینده افغانستان مطرح شود. وی خاطرنشان نمود که حزب وحدت اسلامی به همین منظور در آغاز دهه هفتاد فدرالیسم را به عنوان راه حل نظام سازی در افغانستان عنوان نموده است.

 پروفیسور توردیقل میمنه گی از دیگر سخنرانان این بخش بود که بر تمرکز زدایی همه جانبه در جامعه افغانستان تاکید نمود. ایشان خاطر نشان نمود که سطح سرکوب و تمامیت‌خواهی در افغانستان به گونه ای است که تمرکززدایی سیاسی به تنهایی نمیتواند راه حل باشد. تمرکز زدایی فرهنگی و هویتی مانند تمرکززدایی در نظام‌ها مهم است. او از تجربه زیسته خود به عنوان یک اوزبیک سخن گفت و چنین عنوان نمود که هویت قومی و زبان ازبکی در افغانستان همواره مورد سرکوب بوده است. آقای میمنه گی فاصله گیری برخی از اقوام محکوم از الگوی فدرالیسم را غیر قابل قبول و تعجب آور خواند و در خاتمه خاطر نشان نمود که فدرالیسم اگر به درستی و متناسب با واقعیت های موجود در نظر گرفته شود راه حل مناسب برای نظام سازی در افغانستان است. وی افزود، اگر اقوام افغانستان برای مشکل‌ خود قدم برندارند، از وضعیت فعلی نجات پیدا نخواهند کرد. به باور ایشان از روزی که قبیله‌گرایی جای حکومت مدرن را گرفته‌است، افغانستان یک روز بدون‌ جنگ را سپری نکرده است.

دکتر شفیق الله شفیق از دیگر سخنرانان این نشست بود که نسبت به راهبرد مبارزه با تبعیض و پرهیز از قوم گرایی و محلی گرایی صحبت نمود. او را باور براین است که در مبارزه با تبعیض و قوم گرایی لازم است همگی خود را ابتدا از قوم گرایی و محلی گرایی پیراسته نماییم. استاد شفیق در بخشی دیگر از سخنانش بر انسجام ملی نیز تاکید نمود که از طریق برابری و احترام به تفاوت ها حاصل می‌گردد.

آخرین سخنران این بخش حاجی علیزاده از ایالات متحده آمریکا بود که از ضرورت گفتگو های علمی گفت و همچنین از ریاست و شورای مرکزی حزب شهروندان، راه‌اندازی نمایندگی این حزب در ایالات متحده را خواستار گردید.

جمع بندی

دکتر مظفر خاوری استاد دانشگاه دورتموند آلمان و عضو شورای مرکزی حزب شهروندان در خاتمه، مباحث ایراد شده را جمع بندی نمود. ایشان خاطر نشان نمود که مباحث ارائه شده؛ مخصوصا دیالوگ های مطرح شده میان سخنرانان و شرکت کنندگان اگرچه جلوه های از ناامیدی را نشان می دهد؛ اما استقبال وسیع و ارائه طرح های متعدد پیرامون نظام سیاسی نشانی از درستی کار دارد. امید و انسجام از مولفه های مهم در آینده است و از مجموعه سخنرانی سخنرانان، تمرکز زدایی از قدرت نیز مهم تلقی می گردد.

قطعنامه 

قطعنامه پایانی کنفرانس توسط آقای اوحدی قرائت گردید؛ این قطعنامه در یازده بند تدوین شده که در آن بر مشروعیت مردمی نظام، به رسمیت نشناختن وضعیت موجود در افغانستان و نیز توجه دادن محافل بین المللی به وضعیت زنان دراین کشور تاکید گردیده است.در این قطعنامه بیان شده است که نظام سیاسی یک امر قدسی نیست که با دیدگاه‌های رمانتیک و ایدئولوژیکی بر جامعه تحمیل شود؛ بلکه نظام سیاسی به عنوان مصنوع عقلانیت جمعی جوامع به منظور پاسخگویی به نیازمندیهای جامعه طراحی می‌گردد و ممکن است با شرایط مختلف تاریخی، فرق کند. همچنین در این قطعنامه به کارآمدی نظام نیز چنین توجه شده است: نظام سیاسی کارآمد نظامی است که از نظر اصول مبتنی بر اصول شهروندی، عدالت اجتماعی، آزادی و برابری، تساهل مدارا و حکومت قانون است، از نظر ساختار غیر متمرکز بوده و از نظر مکانیزم نیز قدرت را گردشی دانسته و مبتنی بر انتخابات می‌باشد. نظام سیاسی کارآمد، نظامی است که در آن حقوق اساسی مردم بدون توجه به مسائل قومی، مذهبی، جنسیتی و… احترام شده و نظام سیاسی، خود را مکلف به تامین این حقوق بداند و سرانجام اینکه نظام سیاسی کارآمد نظامی است که قدرت تصمیم‌گیری در نظام هم به صورت افقی و هم به صورت عمودی تقسیم شده و در همه سطوح صلاحیت تصمیم گیری توزیع شده باشد.

این کنفرانس در نهایت با چند قطعه عکس دسته جمعی به پایان رسید.

کمیته فرهنگی حزب شهروندان افغانستان

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

دهه پیش رو برای افغانستان سرنوشت ساز خواهد بود

دهه پیش رو برای افغانستان سرنوشت ساز خواهد بود

ساختار توزیع قدرت در نظام بین‌المللی دچار دگردیسی شده است. از هم اکنون یک دو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *