تنش‌های منطقه‌ای؛ مرکز بحران کجا است؟

حملات متقابل موشکی ایران و پاکستان مناسبات دو همسایه را که روابط حسنه بلند مدت داشتند به شدت خدشه‌دار کرده است. با در نظر داشت پیامدهای جنگ اسرائیل و حماس- در خاورمیانه، دریای سرخ و حملات موشکی ایران به سوریه و عراق- باید توجه داشت که ناپایداری سیاسی و بحران در مجاورت مرزهای افغانستان امری مجزا از بحران خاورمیانه است و ریشه در رشد افراط‌گرایی در منطقه دارد. حملات ایران به بلوچستان پاکستان در پی انفجارهای کرمان و شروع موجی دیگری از حملات جیش العدل علیه نیروهای ایرانی در مناطق شرقی این کشور صورت گرفت. از طرف دیگر افزایش حملات تی‌تی‌پی در ایالت‌های مختلف پاکستان، بسته شدن چند باره مرز تورخم، درگیری‌های مرزی مکرر بین پاکستان و نیروهای طالبان، بحران پناه‌جویان و همچنین اختلال‌ها در مرز اسلام قلعه و درگیری‌ها بین مرزبانان ایرانی و طالبان همگی تحولات هستند که در پی بازگشت طالبان به قدرت رخ داده‌اند. حملات انتحاری داعش شاخه خراسان در پاکستان و ایران گواه این مدعا است که داعش با مرکزیت افغانستان دیگر شاخه فرعی دولت اسلامی نبوده بلکه فرماندهی منطقه‌ای و حتی بین المللی این گروه تروریستی را به عهده دارد. تقویت جایگاه داعش خراسان برای انجام حملات فرامرزی از خاک افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت میسر گردیده است. ارزیابی‌های مطالعاتی نشان می‌دهد که داعش با مرکزیت افغانستان در جایگاه القاعده در دهه نود میلادی قرار گرفته و امکان برنامه‌ریزی برای انجام حملات فرا منطقه‌ای در آینده نزدیک را نیز خواهد داشت. 

به نظر می‌رسد تنش‌های سیاسی و نظامی اخیر در روابط سه همسایه ایران، پاکستان و افغانستان ریشه در تقویت تروریسم و رشد افراط‌گرایی در منطقه دارد. طالبان به عنوان یک گروه افراطی، تروریست و عضوی از شبکه جهانی تروریست‌ها و جهادیست‌های اسلامی، به همه گروه‌های افراطی و تروریست پناه  داده و موجب تقویت آنها شده است. منابع محلی گزارش می‌دهند که طالبان امور امنیتی مناطق هم‌جوار با کشورهای همسایه از جمله پاکستان، ایران و تاجیکستان را به تروریست‌های جدایی طلب، خلافت طلب و امارت طلب سه کشور یعنی تی‌تی‌‌پی، جماعت انصار الله و جیش العدل سپرده است. در این میان چین و ازبکستان با واگذاری امتیازی‌های سیاسی و اقتصادی به طالبان تلاش کرده‌اند که حزب تحریک ترکستان شرقی و جنبش اسلامی ازبکستان را موقتا از مرز‌های خود دور نگه دارند. به گزارش موسسه مطالعات صلح پاکستان حملات تروریستی در سال ۲۰۲۳ در این کشور ۱۷ درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد. همچنین حملات مکرر به مراکز زیارتی مثل شاهچراغ، حرم امام رضا و انفجارهای مرگ‌بار اخیر کرمان ایران نشان ‌میدهد که در پی بازگشت طالبان به قدرت گراف نا امنی در کشورهای منطقه افزایش یافته است. بنابراین مرکز بحران افغانستان تحت حاکمیت طالبان است و منطقی خواهد بود که کشورهای منطقه در سیاست‌های خود با طالبان تجدید نظر کرده بجای امتیاز‌دهی و تقویت تروریست‌های مهارناپذیر، ریشه و مرکز بحران را مورد توجه قرار دهند. سیاست‌ امتیازدهی به طالبان گروه‌های جدایی طلب و تروریست کشورهای همسایه را نیز تشویق به مبارزه و سرسختی می‌کند.

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *