تروریسم نگرانی مشترک همسایگان افغانستان در نشست سمرقند

چهارمین نشست همسایگان افغانستان در سمرقند از منظر سیاسی با دو دلالت همراه بود:

اصل برگزاری نشست و حضور وزیرخارجه طالبان به این معنا است که خروج امریکا از افغانستان موجب استقبال دولت های منطقه از طالبان گردیده است.  این دولت ها از راه های متعدد می کوشند بستر تعامل با طالبان در سطح همسایگان افزایش یابد و افغانستان بار دیگر به محلی برای تهدید همسایگان مبدل نگردد. شاید اغراق نباشد که بگویم چنین نشست های به منظور عادی سازی روابط با طالبان و در نهایت با هدف رسمیت یابی این گروه در جایگاه دولت ملی،  قرار می گیرد. این همان بخش فرصت آفرینی این نشست برای طالبان بود که تبعا مورد استقبال این گروه قرار گرفت.

محتوای نشست تا حدودی متفاوت بود؛ ماهیت گروه طالبان را تمام دولت های منطقه و فرامنطقه می شناسند. بیست ماه از حاکمیت مجدد این گروه می گذرد و هر روز نشانه های بیشتری از عدم تغییر طالبان مشاهده می گردد. در چنین وضعیتی همکاری محدود همراه با ترس و احتیاط نسبت به این گروه از سوی دولت های همسایه و دیگر دولت های ذینفع مشاهده می گردد.

بیانیه پایانی نشست سمرقند، آشکارا ترس از امنیت منطقه ای را به نمایش میگذارد. وزرای خارجه پاکستان، ایران، روسیه و چین در یک نشست چهار جانبه گفتند: “تمامی گروه های تروریستی به شمول داعش، القاعده، جنبش اسلامی ترکستان شرقی، تحریک طالبان پاکستان، اردوی آزادیبخش بلوچستان، جیش العدل و غیره، مستقر در افغانستان، تهدیدی جدی برای امنیت منطقه‌ و جهان اند.”

همسایگان افغانستان با محوریت روسیه و چین می کوشند از طریق همکاری های منطقه ای طالبان را از بلوک غرب دور نگه دارند،  از گسترش جریان های تروریستی جلوگیری نموده و حداقلی از اصلاحات در درون دولت نسبت به زنان و اقوام افغانستان به وجود بیاورند تا بتوانند با دولت طالبان به عنوان یک واحد سیاسی رسمی تعامل برقرار نمایند؛  امااین تلاش ها با موانعی متعددی روبروست؛ طالبان به لحاظ اقتصادی کاملا وابسته است و دولت های منطقه توانایی حل مشکلات اقتصادی طالبان را ندارند. پیوست های محرمانه معاهده دوحه نیز میان امریکا و طالبان در گذشته منعقد شده و طالبان تا هنوز این پیوست ها را رد نکرده اند. ایدئولوژی و اعتماد به نفس افراطی طالبان نیز قابل توجه است. متقی صراحتا به وزیر خارجه ایران گفت که دولت طالبان فراگیر است و فراگیر بودن دولت ایران را نیز با نیش و کنایه مورد سوال قرار داد.

روابط دولت های منطقه با طالبان از منطق ترجیح دشمن کوچک نسبت به دشمن بزرگ تبعیت می کند.  سابقه گسترش جریان های تروریستی از افغانستان دولت های منطقه را نیز نسبت به طالبان بدبین نموده است.  این بدبینی و شرارت پیشگی گذشته است که هر اقدامی که را دولت های همسایه برای طالبان انجام می دهند به انحاء مختلف به آنها جلوگیری از تروریسم را نیز به صورت مکرر گوشزد می نمایند. البته هنوز جای این سوال باقی است که یک رژیم ذاتا تروریست و تروریست پرور چگونه می تواند از گسترش تروریسم جلوگیری نماید؟

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

الزامات عبور از بحران سیاسی؛ احساس مسئولیت جمعی و فعالیت سازمان یافته و هدفمند

الزامات عبور از بحران سیاسی؛ احساس مسئولیت جمعی و فعالیت سازمان یافته و هدفمند

تاریخ معاصر افغانستان روایت بحران سیاسی مداومی است که از همان بدو شکل گیری همزاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *