ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق اساسي، سرکوب قومیت ها و مذاهب و در کل موجب گسترش نا امیدی برای شهروندان افغانستان شده است، تلاش‌های غیر رسمی برای عادی سازی روابط این گروه با جامعه بین المللی در حال انجام است. جامعه مدنی افغانستان خصوصا جمعیت‌ها و جریان‌های سیاسی متعلق به نسل جدید می بایست حساسیت موضوع را درک نموده و نسبت به آن با نگاه استراتژیک به عواقب این نوع از نشست‌ها، مسئولانه برخورد نمایند.
دلایلی زیادی وجود دارد که هرگونه تلاش برای اصلاح نمودن حاکمیت گروه تروریستی طالبان به ثمر نخواهد نشست. سه مشکل اساسی در این گروه تروریستی وجود دارد که هیچ گونه تغییری را بر نمی‌تابد. این سه مشکل چنین است؛
نخست افراط گرایی دینی، این گروه قرائت ارتجاعی از دین دارند. مدینه فاضله شان را در گذشته می‌بینند. مهم ترین هدف مذهبی طالبان برگشت به گذشته و احیای خلافت است. به گواهی تاریخ انواعی از تبعیض و سرکوب در نظام‌های مدعی خلافت نیز بوده است و مدل خلافت دینی هیچ گونه ظرفیتی را برای سازش با تحولات عصری ندارد.
دوم سوءاستفاده از هویت قومی، طالبان برخلاف دستورات صریح شریعت، به شکل افراطی متعصب هستند. این گروه با سوء استفاده از عنصر قومیت، به دنبال ایجاد تنش‌های قومی است. این گروه با تمام توان از ظلم گذشته حاکمان جابر حمایت می کنند تا منازعه قومی را گسترش دهند. آنها به این نتیجه رسیده اند که در نداشتن مشروعیت ملی و فقدان کارنامه سیاسی مورد حمایت مردم، تنها عنصری که میتواند چند روزی به سلطه غاصبانه آنها تداوم ببخشد، استفاده از هویت قومی است. پدیده کوچی گری ظلمی بود که توسط عبدالرحمن صورت گرفت و امروزه با حمایت طالبان، کوچی‌ها به صورت مسلح به مناطق مرکزی هجوم می‌آورند. کوچی‌ها با حمایت طالبان است که افزون بر مراتع غضب شده در گذشته بر علف زارها و زمین‌های زراعتی مردم محل دست درازی می‌نمایند. طالب اگر متدین و ملتزم به شریعت بود، بایست در مقابل این ظلم‌های تاریخی می‌ایستاد و تمام فرمان‌های حکام مستبد گذشته‌ را ملغی اعلام می‌کرد؛ اما هیچ گاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد؛ چون طالبان منافع خود را در گسترش منازعه قومی میدانند. آنها واقف هستند که اگر منازعه قومی وجود نداشته باشد و ملتی بوجود اید اولین خواست ملت افغانستان نفی طالبان است. بسیاری از گزارش‌های که هم اکنون توسط نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری منتشر شده است به سرکوب فزاینده قومی و مذهبی توسط طالبان تاکید دارند. سرکوب گسترده که توسط طالبان در بدخشان صورت می گیرد و به صورت ددمنشانه در این سرکوب، اعمال خلاف شئونات اسلامی و در مخالفت با عفت عمومی بکار گرفته می‌شود صرفا به منظور تحقیر قومی و شعله ور نمودن منازعه قومی صورت می‌گیرد.
سوم عدم اعتقاد به مشروعیت مردمی حاکمیت؛ مهمترین مشکلی که طالبان دارد و مانع تغییر این گروه می‌گردد، عدم اعتقاد این گروه به مشروعیت مردمی حاکمیت است. برخی از قلم بدستان و سیاستمداران طالبان به صراحت اعلام کرده اند که تغلب و گرفتن قدرت با زور برای دولت مشروعیت بوجود می‌آورد. آنها بارها در خیابان آمده و فریاد کرده اند که ما دموکراسی را به رسمیت نمی‌شناسیم و افغانستان تحت سلطه طالبان به هیچ وجه نمی‌خواهد دموکراتیک باشد. خصومت با دموکراسی اگرچه تحت عنوان خصومت با فرهنگ غرب صورت‌بندی میگردد، ولی در واقع خصومت با حاکمیت ملی و مخالفت با حق تعیین سرنوشت مردم توسط خود ایشان است. این گروه به خوبی آگاه است که اگر سرنوشت حاکمیت به انتخاب مردم سپرده شود، آنان حمایت ده درصدی مردم را نیز نخواهد داشت.
بر این اساس خوبست که شهروندان افغانستان به عنوان یک ملت و جامعه مدنی و نخبگان سیاسی افغانستان نسبت به هر رویدادی که با این گروه مرتبط می‌گردد، مسئولانه برخورد نمایند. نخبگان سیاسی و نمایندگان جامعه مدنی حساسيت شرايط موجود را درک نموده و با یک نگاه استراتژیک به آینده افغانستان، نسبت به مشارکت و یا عدم مشارکت در نشست‌های سیاسی تصمیم بگیرند. فقدان نگاه استراتژیک در تحولات‌ سیاسی یکی از آسیب‌های جدی در جامعه سیاسی و جامعه مدنی افغانستان است و بخشی از نابسامانی های موجود نیز به همین مسأله بر می گردد. طالب نه نماینده یک قوم است و نه سازنده یک کشور، پیکارجویان نیابتی است که با توطئه و تغلب به قدرت رسیده اند و با زور مردم را مستأصل نموده اند. با توانمند شدن مردم افغانستان و خروج از استیصال جمعی، این حاکمیت خودخوانده برچیده خواهد شد. بر این اساس آنچه هم اکنون رسالت جامعه مدنی و جریان‌های سياسی را تشکیل می‌دهد کمک نمودن به مردم برای خروج از این استیصال جمعی است.

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

دهه پیش رو برای افغانستان سرنوشت ساز خواهد بود

دهه پیش رو برای افغانستان سرنوشت ساز خواهد بود

ساختار توزیع قدرت در نظام بین‌المللی دچار دگردیسی شده است. از هم اکنون یک دو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *