سپتامبر سیاه (نسل کشی هزاره ها به مثابه یک روندسیاسی نه یک رویداد تاریخی)

بیست و پنجم سپتامبر به عنوان روز نسل کشی هزاره صرفا یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه آغاز روند فاجعه آمیزی است که هنوز ادامه دارد و همانند آن زمان هم اکنون نیز هزاره ها با نسل کشی، کوچ اجباری، سرکوب همه جانبه و تبعیض های فراگیر مواجه هستند. به این ترتیب ۲۵ سپتامبر، یک واقعه تاریخی نیست که ما آن را محکوم نموده و از قربانیان حادثه گرامیداشت بعمل آوریم؛ بلکه افزون بر آن مصائب گذشته، شروع یک وضعیت حقوقی و سیاسی است که به صورت مداوم فاجعه آفرینی را توجیه نموده و تداوم آن را تجویز می نماید. اینکه هیچ دولت افغانستان اعم از چپ و راست، دینی و یا سکولار از قربانیان حادثه دلجویی ننموده و در جایگاه دولت معذرت خواهی نکرده اند، ناشی از همین توجیه و تجویز است.

در بیست و پنجم سپتامبر افزون بر گرامیداشت از قربانیان و محکوم نمودن این جنایت هولناک، لازم است برای خروج از این وضعیت سیاسی نیز تاملی صورت بگیرد. تمامیت خواهی و سرکوب همه جانبه را این روز ها همه ما شاهد هستیم و این پرسش مطرح است که آیا زمان آن فرانرسیده است که برای برون رفت از این وضعیت دهشتناک راه حلی سنجیده شود؟

به نظر می رسد تداوم این فاجعه ناشی از آن است که پاسخ ها و راه حل های سیاسی هزاره ها، سنخیتی با محیط آنها نداشته و علی رغم تغییرات متعدد در نظام های سیاسی و حتی بازیگران سیاسی، این رویداد های فاجعه آمیز مهار نگردیده است.

از راهبردی ترین الزامات تغییر در وضعیت موجود انسجام سیاسی و برنامه ریزی برای آینده است. سوژه های داغ شبکه های اجتماعی این روز های ما گواه خوبی است بر این ادعا که سیاستگذاری های ما تناسبی با محیط ندارد و روز به روز شکاف ها عمیق تر گردیده و شیرازه های هرگونه فعالیت جمعی معطوف به انسجام سیاسی از میان برداشته می شود. آیا وقت آن نرسیده است که هر فرد و جریان سیاسی مسئولیت پذیر باشد و و مبتنی بر مصالح عمومی مسئولانه سخن بگوید تا حداقلی از وحدت و وفاق همگانی پدید آید.

از دیگر الزامات مهم برای خروج از وضعیت موجود، تغییر و تحول در سازمان ها و جریان‌های سیاسی است. رشد فرهنگی چندساله هزاره ها لازم است برونداد های خویش را در عالم سیاست نشان دهد. این جوانه ها را نبایست دست کم گرفت و با یک رویکرد کاملا سفید و یا کاملا سیا این حداقل ها را نادیده گرفت. واضح است که در وضعیت موجود اعتماد عمومی به تمام جریان های سیاسی آسیب دیده است؛ اما این بدان معنا نبایست باشد که روزنه های امید را نادیده بگیریم و روز به روز قلمرو بی اعتمادی و در نتیجه گسست اجتماعی را گسترش دهیم.

حزب شهروندان افغانستان با تمرکز بر نسل جدید تحصیل کرده و آسیب شناسی از گذشته، می کوشد از ظرفیت های حداقلی موجود بهره برداری نماید و از تمام منازعات سیاسی و یا تاریخی که موجب ضرر همگانی می گردد، فاصله گرفته و تمام نخبگان سیاسی و فرهنگی را به خویشتن داری، مسئولیت پذیری فرا می خواند. در برهه بسیار دشواری به سر می بریم  و ما معتقدیم که عبور از این دشواری ها صرفا از طریق همدیگر پذیری، گسترش فعالیت های جمعی و امید به آینده حاصل می گردد.

درباره ی jamal

مطلب پیشنهادی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *