گفتمان سازی از نظام سیاسی، ضرورت امروز شهروندان افغانستان

هرگونه تلاش برای مبارزه فکری با حاکمیت موجود بایست معطوف به اعتبار آفريني گفتمان بدیل باشد. جمهوریت متمرکز به تاریخ پیوسته است و دیگر ظرفت بازسازی مجد درا از دست داده است. تمرکز زدائی از قدرت بدون ارائه یک مدل و گفتمان صرفا ادعای مبهم است و گرهی از کار نمی گشاید. به این ترتیب مبارزه سیاسی معطوف به نظام سیاسی کارآمد، نیازمند گفتمان سازی است.
روایت از گفتمان‌ها است که برای جریان‌ها، افراد و احزاب سیاسی اعتبار اجتماعی می‌آفریند. قدرت و گفتمان سازی رابطه دیالکتیک دارد؛ یعنی قدرت گفتمان بوجود میاورد و گفتمان مشروعیت و اعتبار گفتمانی خلق می نماید. گفتمان تبلور دهنده محیط سیاسی است؛ پیش از رقابت بازیگران سیاسی، در لایه های عمیق تر جدال گفتمانی وجود دارد و آن جدال اندیشه ای است که این منازعه عینی را در عالم سیاست موجب می گردد.
حاکمیت گروه طالبان چون با قدرت همراه گردیده است سیمای واضحی از یک گفتمان سیاسی گذشته گرا را تحت عنوان امارت اسلامی به نمایش میگذارد. دال مرکزی این گفتمان تعصب قومی و مذهبی است که بر پایه این تعصب فراگیر، انواعی از تبعیض و بی عدالتی در عملکرد این گروه مشاهده می گردد. هویت تک قومی، زن ستیزی، تفاخر به گذشته، برداشت متحجرانه از شریعت و علاقه وافر به غنیمت نشانه هایی هستند که در مجموع دلالت‌های شناور این گفتمان سیاسی و لو عقب مانده را به نمایش می گذارد. این گفتمان چون با قدرت در آمیخته است، می کوشد مشروعیتی نیز برای خود بدست آورد.
در مقابل سیمای روشنی از نظام سیاسی بدیل که مبتنی بر یگ گفتمان باشد، وجود ندارد. فروپاشی نظام جمهوری، گفتمان بدیل را به حاشیه برده است. گفتمان بدیل هنوز در ابهام است و روایت معتبری از این گفتمان ارایه نگردیده است. هرگونه روایت از گفتمان بدیل، می بایست متناسب با واقعیت‌های عینی افغانستان بوده و لازم است که از آسیب شناسی تاریخی نیز برخوردار باشد.
در وضعیت موجود کلیت جامعه به دو قطب جمهوریت و امارت تقسیم گرده است و در این تضاد گفتمانی هرگونه سخن گفتن از اسلام سیاسی تندرو و معتدل، گفتمان امارت را تقویت مینماید. تمرکز قدرت عامل فروپاشی نظام‌های سیاسی در گذشته بوده است؛ چون هم تنوع هویتی و فرهنگی افغانستان را انکار نموده و هم مانع استفاده از تمام ظرفیت‌های انسانی در عرصه سیاسی بوده است. به این ترتیب آنچه اهمیت دارد، گفتمان سازی از جمهوریت غیر متمرکز است.
از اهداف بنیادین حزب شهروندان در برگزاری کنفرانس‌های متعدد پیرامون “نظام سیاسی کارآمد و صلح پایدار در افغانستان” بستر سازی برای ایجاد گفتمان و انسجام بخشی نیروهای مخالف طالبان بر محوریت این گفتمان است. مبنای این گفتمان جدید اراده ملی؛ یعنی برگشت به خواست مردم افغانستان است که در جایگاه شهروندان آزاد و برابر، قرار می‌گیرند تا نوع نظام سیاسی خویش را تعیین نمایند. به این ترتیب هدف از برگزاری این نشست‌ها که با مشارکت چهره‌های سیاسی، نخبگان فرهنگی و احزاب سیاسی برگزار می‌گردد،توانمند سازی مردم افغانستان در عینی نمودن اراده آنان در مسایل راهبردی سرزمین شان است. ما امیدواریم که این گفتگوها به گفتمانی معتبر از نظام سیاسی منتهی گردد که در آن دال مرکزی اراده شهروندان افغانستان باشد.

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *