معادله دو مجهوله؛ استفاده ابزاری ایران از طالبان یا برعکس؟

سخنان حسن کاظمی قمی سفیر ایران در افغانستان نسبت به گروه طالبان که این گروه را بخشی از آنچه ایران محور مقاومت میخواند، طبقه بندی نمود، عمق نگاه طولانی مدت ایران را به طالبان نشان می‌دهد. قمی در ادامه سخنان خویش توضیح داد که در صورت لزوم، لشکری از انتحاری هاي طالبان به فلسطین اعزام خواهد گردید. این مصاحبه جایگاه طالبان را در استراتژی نظامی گری ایران در خاورمیانه مشخص می‌نماید. سیاست گذاران ایرانی چنین می‌پندارند که تسلط آمریکا بر قدرت‌های منطقه ای فروکش نموده و افول آمریکا در عرصه بین المللی، رقابت قدرتهای منطقه ای را در خاورمیانه افزایش می‌دهد. ایران با این برداشت می‌کوشد نظمی از مرکز پیرامون را به اجرا درآورد که ایدئولوژی دینی و نظامی گری در عرصه میدانی، شاخصه‌های اصلی این راهبرد را تشکیل می‌دهد. سیاستگذاران ایرانی چنین می اندیشند که با حمایت از طالبان، سیاست حماس سازی در افغانستان را تطبیق می‌نمایند که در پرتو این راهبرد، ایران می‌تواند ضلع دیگری از نفوذ سیاسی خود را در میان اهل سنت به سمت جنوب آسیا گسترش دهد، اتفاقی که ایران همواره به دنبال آن بوده ولی هیچگاه برآورده نشده است. روابط گسترده ایران و گروه طالبان در بیست سال گذشته که سرانجام با خروج ایالات متحده همراه گردید، این نگاه ابزاری به طالبان را در میان نظامیان ایرانی که جهت دهنده سیاست خارجی نیز هستند، بسیار جذاب نموده است.
در طرف مقابل طالبان نیز نگاه تاکتیکی و ابزاری به حمایت‌های ایران دارند. این گروه برخلاف دیدگاه ایران، چنین می اندیشند که در وضعیت موجود آنها هستند که از ایران استفاده ابزاری می نمایند تا قدرت خویش را تحکیم نمایند و در فرصتی مناسب مطلوبیت‌های مذهبی و تاریخی خود را نسبت به ایران تعقیب نمایند. طالبان با نزدیک شدن به ایران می کوشند میان ایران و مخالفان طالبان فاصله بیاندارند تا حاکمیت تازه تاسیس شده آنها مورد تهدید قرار نگیرد. افزون بر آن روابط سیاسی با ایران در یک نظم منطقه‌ای مقدمات رسمیت یابی این گروه را نیز فراهم نماید. اما بعد از عبور از این دو مرحله، نسبت به اینکه این گروه پابند به گسترش روابط با ایران باشند، تردیدهای بسیار جدی وجود دارد.
واقعیت آنست که نگاه خوشبینانه و ایده آلیستی ایران با واقعیت‌های عینی و تاریخی افغانستان ناسازگار است. افغانستان با فلسطین از هر جهت قابل مقایسه نیست؛ طرف مقابل گروه طالبان مردم افغانستان است و طالبان نیز همانند نظامیان حماس برای آزادی یک سرزمین نمی رزمند. طالبان در قبال حق‌آبه ایران به شدت مقاومت نموده و در رویدادهای مرزی نیز خصومت آميز برخورد نموده است. این گروه رادیکال ترین گروه در عرصه دینی است و متعصب ترین قرائت فرقه‌ای از مذهب دارد که ایران در کانون تعصب مذهبی این گروه قرار می گیرد. از منظر تاریخی این گروه خود را وارث فاتحان اصفهان (محمود افغان و میرویس افغان) می‌داند و به یورشهای گذشته پشتونهای قندهار بر ایران همواره مباهات می نماید. به این ترتیب برای دولتمردان ایران مهم است که مشخص نمایند که ملا هیبت الله وارث محمود افغان است در قندهار یا شاگرد عبدالعزیز رنتیسی است در غزه؟

درباره ی ayobj954@gmail.com

مطلب پیشنهادی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی

ضرورت تداوم مشروعیت زدایی از گروه طالبان

در حالی که سلطه غاصبانه گروه تروریستی طالبان، موجب توسعه فقر، محرومیت زنان از حقوق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *